سفرنامه- پیامی که در هک سایت خبرگان رهبری برای مردم و هاشمی بود

هشتم مارچ دوهزار و یازده

یکی نون نداشت بخوره پیاز می خورد اشتهاش باز بشه. حالا این شده حکایت داستان ما. آقای نمی دونم چه کاره صنایع هوایی توضیح دادن که هواپیما های خصوصی باید در ایران راه بیفتد و قیمت اش هم مفت است از چهارنفره هشتصد میلیون تومانی تا شونزده نفره  چهار میلیارد تومانی، بدو که حراجش کردم.

خونه دار و بچه دار زنبیل وردار و بیار.

توجه داشته باشید، این اصلن بد نیست، فکر نکنید که من با جریان این جینگولک بازی ها مخالقم، اما نکته این است که ببینید گسترش این صنایع و این داستان ها شامل کدام کشور ها می شود. شما در کشوری که کارگرانش در بعضی از کارخانه ها پانزده ماه است حقوق نگرفته اند و یا  کارمند هایش هر از گاهی خود را از فشار های مالی به آتش می کشند، می خواهید هواپیما شخصی تان را سوار شوید و البته چهار میلیارد ناقابل پولش راقبلن داده اید که بگویید چند من است. ایران کشور بسیار پول داری است، با بستر های مناسب برای گردش گری و صنعت و معدن و تولید و به خصوص نیروی جوان و ارزان کار که هوشمند هم هستند.

پس این همه بد بختی و دزدی از ذخیره ارزی و فروختن نصف قیمت نفت خارج از اوپک و بدبختی های دیگرتان چیست؟. من نزدیک به چهار سال در مالزی زندگی کرده ام. نمی توانم در مقام مقایسه نگذارم و حسرت نخورم. «بیست و سی» بر می دارد فیلم از دانشگاه های مالزی می گذارد. «بیست و سی» یقه دلال ها را می گیرد اما بیست و سی نمی گوید مالزی چه هنری داشته که هر روز ایرانی ها سرازیر آن کشوری می شوند که جدی ترین صنعتش بعد مونتاژ توریسم است.

اما بیست و سی نمی گوید -مانند همیشه- که دلال ها و واسطه ها فرصت های شغلی خودشان را فارغ از خوب و بدش دنبال می کنند اما متولی کشور با مردم چه کرده است که این مردم فقط به فکر فرار هستند. بسیاری از ما می دانیم دانشگاه رفتن در مالزی برای عده زیادی فقط  ویزا گرفتن و ماندن در هوایی است که کمی، فقط کمی از ایران آزاد تر باشد. صورت مسئله را خوب می شود پاک کرد  و اصولن به آن نپرداخت. بلخره معترض را می شود بسیجی و شهید به دست منافق معرفی کرد این جا باعث و بانی اش را نمی شود گم و گور کرد؟

با همین یورش است که امروز باید ببینید آیا ایرانی ها شرایط چهار سال پیششان را در مالزی دارند؟ آیا احترامی که در گذشته می داشتند امروز نیز می گذارند. چند بانک، دیگر در مالزی برای ایرانیان حساب ساده پس انداز حتا باز نمی کند؟ چند صاحب خانه دیگر به ایرانی خانه کرایه نمی دهد؟

این ها بخش عمده ای اش متوجه دولت فرو مایه ای است که این مردم گرفتار به آن گرفتار آمده اند و گرنه همین مالایی ها به یک شهروند آمریکایی ببینید چه نگاهی دارند. بماند که فک زدن در این باب باز خون دل خوردن مضاعف است -رهبرامسال را فرمودند مال همین کارهای مضاعف است دیگر- قتل مضاعف مردم، خودن دل مضاعف، درد مضاعف، هزینه مضاعف و هزار یک چیز مضاعف دیگر.

-=-

بلخره صندلی آقای هاشمی تحویل آقای مهدوی کنی شد. یادم هست به رسم پیشنهاد به این جناب گفتم که پیش از این که به زیر بکشندت از سریر خودت بیا و پای را به میدان بگذار که روزهای حذف در راه است. درست دو روز قبل هم محسن خان هاشمی بر خلاف قسم آیه های آقای قالی باف که استعفایش سیاسی نیست، بعد پانزده سال ریاست مترو به زیر آمد. مهدی هم که لندن است. فایزه را هم که تا می رود خرید می گیرند و تنش را می لرزانند و بعد ول می کنند. گوش شنوا می خواهد یا همت یا هیچ کدام؟ شاید بلخره شجاعت همسر آقای بهرمانی بیشتر از خود ایشان است.

به هر روی چه خواسته یا ناخواسته هاشمی از صندلی به زیر آمد و خبرگان رهبری تحویل مردی دیگر در لب گور شد. اما باز چشم ها به در است تا که تو از در به در آیی. این هم طنز تلخ روزگار است.

-=-

میدان دوپونت، ملت قرار دارند بریزند و هشت مارسی کنند واشینگتن رو. سخنرانان ها از جنبش زنان می گویند. محبوبه عباسقلی زاده هم می آید. آخرین بار دیدار ما در کوالالامپور بود. دنیا چه گرد و کوچک است.

عکس ها و گزارشش را از این جا پی بگیرید. در میدان با دوستی آشنا می شویم که در ارتش آمریکا خدمت کرده است. «منوچ» ایرانی تبار آمریکایی است که پرچم سبز دستش گرفته و در این تظاهرات شرکت کرده. کمی که قاطی می شویم عکس های منطقه سبز بغدادش را رو می کند و محله های مرکزی شهر. سرباز آمریکایی، به نظر ما در این فیلم ها چه هیولا هایی می آیند و این سرباز آمریکایی است. ساده و مهربان. کلی می خندیم به روزگار.

-=-

سرم به سایت ها بنداست که این جناب دامون که همیشه آدم را می خواهد شوکه کند لینک را می زند. سایت خبرگان رهبری است. مستطیل مشکی و تسلیت مرگ آقای هاشمی اول فکر می کنم شوخی کرده است. می فهمم که رنگم عوض شده است. دستم می لرزد. می خواهم به دوستم بگویم پایم لیز می خورد. من چرا هول شده ام؟ به نظرم می رسد تمام معادلات بهم خورده است. طنز تلخی است که معادلات من هم دست کم با هاشمی به هم بخورد. اما سایت ها هم زود می زنند. مرگ هاشمی. در این کما هستم که فارس خبر اول تکذیب را می زند و بعد مشرق و بعد هم می رود بالاترین. سایت مجلس خبرگان هک شده بوده است.

می فرمایند: «در اين خبر ساختگي كه با تصوير اطلاعيه ترحيمي نيز همراه است، درگذشت رئيس سابق مجلس خبرگان رهبري از سوي هيئت رئيسه و اعضاي اين مجلس تسليت گفته شده است. محسن هاشمي رفسنجاني فرزند آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، تأكيد كرد كه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در صحت و سلامت كامل به سر مي‌برند.»

نمی دانم اما به این عقل ناقص من جور در نمی آید به همین گشادی هکر های محترم بزنند به سایت خبرگان و تسلیت را با متن آماده شده که فقط یک جایش اشکال ویرایشی دارد را بزنند و بروند و یک هو همه با خبر شوند و بعد نیم ساعت بعد تکذیب شود. قصد به نظر شما سنجش چه چیزی بود؟ آیا مردم باید ارزیابی می شدند یا این پیامی بود برای آقای هاشمی.

روز پایان ریاست خبرگان، روز مرگ او اعلام می شود. این پیام به نظر من خیلی واضح و روشن بود. البته که گام بعدی شورای تشخیص مصلحت نظام خواهد یود، اکبر بیا حرف منو گوش کن.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s