حالا هی بگید تا یارو رو تو گور کنید

پیامک زده: «راسته ساعت چهار امروز صبح رفته سی سی یو بلخره؟»

زدم: «حالا اونقدر سق سیاهی کنید که آخر یارو رفتن خودش رو هم نبینه…»

سفرنامه- غروب سه شنبه خاکستری بود

یکم مارچ دو هزار و یازده

خیلی تلاش می خواهد بخشی از خاطرات مشترک ات را سعی کنی کنار بگذاری. اما می جنگم با خودم چرا که شاید برای بزرگ شدن خودم و خودت لازم باشد. سخت است، سخت. اما نمی خواهم بشکنم. می خواهم با تمام خودم همان باشم که امروز باید باشم. فراموشی آسان متاعی نیست اما باید خریدش.

-=-

غروب سه شنبه خاکستری بود

همه انگار نوک کوه رفته بودن

به خودم هی زدم از اینجا برو

اما موش خورده شناسنامه ی من

-=-

مردم در خیابان هستند. چه بهانه خرید یا هر دلیل دیگری که رجا نیوز بگوید. اما در خیابانند. گزارش های لحظه به لحظه حضور آن ها قوت قلب است. چه رجا نیوز بگوید آجیل شب عید می خرند و چه سردار رادان بگوید عوامل منافقین هستند.

میدان انقلاب در تهران این بار مرکز تجمع است. چندعکس که اتومبیل نیروی انتظامی به آتش کشیده شده منتشر شده است. اما دامنه اعتراض امروز از مرز تهران گذشت. شیراز، اصفهان و مشهد و در تبریز که برایم جالب بود. بلخره گم شدن موسوی و کروبی می تواند این طبعات را هم برای یک حاکمیت لجوج داشته باشد. حتا اگر در پادگان حشمتیه نباشند.

-=-

فخر السادات محتشمی پور همسر تاج زاده را بیشتر از نوشته های روزانه فیس بوکی اش می شناسم. گاهی رنج نامه هایش و گاه فغانش از استواری اش در پشت تاج زاده لذت می برم و ازاین که بی پروا بازی می کرد. امروز فهمیدم که در درگیری های امروز دست گیر شده است. متاسف شدم. بگذارید ببینیم آینده در مورد دست گیر کننده گان و شونده گان چطور قضاوت خواهد کرد.

-=-

«بله؛ عکس‌العمل آنها متفاوت بود که حتی برای خود من هم جالب است. به‌عنوان مثال وقتی همسران خانم‌های محجبه برای پرداخت هزینه غذا با جمله » ده درصد تخفیف حجاب» مواجه می‌شوند یکه می‌خورند و طوری نگاه می‌کنند که انگار کسی همسر آنها را زیر نظر داشته است.
ولی عده‌ای هم هستند که خوشحال می‌شوند و استقبال می‌کنند. خانم‌ها هم ابراز رضایت‌مندی می‌کنند و می‌گویند خدا را شکر که کسی پیدا شده و این‌طور در راه گسترش فرهنگ اسلامی تلاش می‌کند.»

این غیرت نهادینه مردانه منو کشته، حالا تخفیف این بنده خدا به کنار اما فک کن طرف می ره پای صندوق تخفیف رو بهش می دن، یه مشت هم  می زنه چونه بابا که خانمش رو به چشم ناموسی نگاه کرده. مطلب نقل از تارنمایی به نام چارقد بود.

-=-

صدای آمریکا می گوید: «آقای رامین عسگرد، دیپلمات ورزیده وزارت امور خارجه آمریکا، در فوریه سال ۲۰۱۱ مدیریت  شبکه خبری فارسی صدای آمریکا را برعهده گرفته است. بخش فارسی صدای آمریکا در سال ۱۹۴۲ با برنامه های رادیویی تأسیس شد و در حال حاضر مهمترین مجرای ارتباطی حکومت ایالات متحده آمریکا با ایران است.»

حالا از این ورزیده گی که بگذریم. قدم نورسیده مبارک.

-=-

دو سه روز آینده خودش یک تاریخ است برای من. انگاری روزگار دو پله می شود. بعد پس فردا و قبل پس فردا. عین یازده سپامبر که تاریخ بشر شد. قبل یازده سپامبر و بعد آن.

در خانه می نشینم امروز و می نویسم و پاک سازی و بررسی روزگار این آقایان متدیوس! که بر سر مردم چه آورده اند.فک کنم سه شنبه ها باید فقط پای لب تاب بود.

آقا بلخره معلوم شد این دو تا معترض کجا زندانی هستند؟