نیروی انتظامی بازم تشکر تشکر

من به نماینده گی از قاطبه مردم ایران به خاطر این جدیت در مبارزه با بد حجابی که اخیرن هم جناب علم الهدی ( رضی اله انه ) فرموده اند بدحجابی از دزدی و آدم کشی هم بد تره، کمال تشکر و قدر دانی رو می کنم و اعلام می کنم لازم است کلیه بد حجاب ها را در وسط میدان از انتها دار بزنید تا عبرت نه تنهاتهرانی ها، مشهدی ها و قمی ها و تبریزی ها و شیرازی ها بشه بلکوم زنان قبایل آمازون که اونجوری با اون چار تا تیکه نخ راه میرن ( اونم تنهایی ) هم حالی شون بشه که بعد از این کسی در تمام کائنات جرئت نکنه این جوری ول راه بره. ( این شامل ساکنین قنطرس آلفا که ما شنیدیم با اون سه تا چشم و نه تا دستشون هنوز با باسن و جاهای دیگه برهنه راه می رن هم میشه ) ما برای تربیت عالم آمدیم.

بد زور می زنی! نا فرم زور می زنی! بکش که یه روزی فکر کنم باید بکشی! خواهر کوماندوی من!

 عصبانی ام عصبانی …

 این لینک رو ببینید

Advertisements

هر گوشه سری افتاده به هر سویی

hasht-sour.jpg

یادم نمیره. جایی بود وسط کوه ها یه گور دسته جمعی با آدم هایی که نمیدونم از کجا آمده بودن و نمی دونم به کجا می رفتن. زنده بگور هایی که ریخته بودنشون تو یه چاله و  خروار ها خاک روشون. هشت ثور باز منو یاد افغانستان و مردمش انداخت. جایی یک کاغذ نوشته می شد و جایی فقط یک ماشه چکونده می شد و جایی هزاران آدم می مردند. کمی فهمش برای من مشکله. اما می دونم که لابلای این استخون ها دیدم استخوان های نحیفی که استخوان های کوچکی که لابد فرزندش بوده بغل کرده بود. آدم ها سخت غم انگیز و نفرت آورن. ندیدم حیوونی مثل بشر.

شطرنج محمد کاظم کاظمی

این آدم حرف نداره چند ساله ندیدمش اما برام همیشه محترمه.. دیدم که اهل سوختن بی صداست..هفت ثور( اردیبهشت) سالگرد کودتای کمونیستی بود. زیادند آدم هایی که از اون شب های دهشت حرف برای گفتن دارند. برای همه اونهایی که در هفت ثور سرنوشت خودشون و کسانشون تا ابد عوض شد.

اين پياده می شود،آن وزير می شود
صفحه چيده می شود،داروگير می شود
اين يكی فدای شاه،آن يكی فدای رخ
درپيادگان چه زود مرگ ومير می شود
فيل كج روی كند،اين سرشت فيلهاست
كج روی در اين مقام دلپذير می شود
اسب خيز می زند،جست وخيز كار اوست
جست وخيز اگر نكرد،دستگير می شود
آن پياده ضعيف راست راست می رود
كج اگر كه می خورد،ناگزير می شود
هر كه ناگزير شد،نان كج بر او حلال
اين پياده قانع است،زود سير می شود
آن وزير می كشد،آن وزير می خورد
خورد و برد او چه زود چشمگير می شود
ناگهان كنار شاه خانه بند می شود
زير پای فيل ،پهن، چون خمير می شود

آن پياده ضعيف عا قبت رسيده است
هر چه خواست می شود،گر چه دير می شود
اين پياده، آن وزير…انتهای بازی است
اين وزير می شود،آن به زير می شود

جواب های اختصاصی به رفقا

اول: رفیق دپرس من کوهستانی به جان خودم اون روز ها در شرایط کاملن دیپلماتیک » اره » بودم. وقت نشد. حالا بیا و هوای ما رو داشته باش..

دوم:  یکی از دوستانم گفت ترکم می کنه دل منو شکست . خدا دلشو نشکنه ( همیشه بهار نبود یکی دیگه از دوستان خوب بود ) .

سوم: از مریم محمدی زاده  برای اشتباه لپی که کردم پوزش می خوام( این تایید فمینیسم نیست بی خودی هوا ورتون نداره ).

چهارم: همیشه بهار از دیدار دوباره خوشحال شدم.

پنجم: ماهی سیاه کوچولو من تازه یه عالمه آرزوی دیگه هم دارم که چون آدم خجالتی هستم از بیخ روم نشد بگم.

باقی بقایتان / جانم فدایتان / رفیق بی کلک مادر/ بیمه ابوالفظل