حکایت سامانه دشمن ساز رفیق ما در کهکشان راه شیری و کیهان

روز هشتم / اردوان روزبه  ardavan.roozbeh@gmail.com

آن شنیدستی یکی مجنون چنان سنگ در چاه بیفکندی که صد عاقل از چاه بیرون کردن نتوان... این جمله را یه بنده خدایی وقتی داشت از پله های هواپیما در فرودگاه منامه پایین می آمد با خود زمزمه می کرد و صد البت ربطی به سفر وزیر امور خارجه مان به منامه برای رفع سوء اثر جناب شریعتمداری روزنامه کیهان ندارد که یکاره تو این هوای داغ و لب دریا و گل و بلبل مملکت زد طاق اش و گفت: این بحرین که استان ما بوده، باید دوباره برگرده به ایران خودمان. آگاهان و شاهدان می گویند این جمله چنان شور و شعفی در بین مردم بحرین بوجود آورده که با یورش به سفارت ایران خواسته اند زودتر هماهنگی های لازم را برای تهیه کارت سوخت و کوپن خواربار بکنند. ( راست و دروغش پای راوی. ما می دانیم که مردم منامه جلوی سفارت جمع شده اند اما دلیلش…). حالا یه سوال: اگر همین هنر درکردن را مثلن «هم میهن» بجای خواب بزرگان در می کرد چه اتفاقی می افتاد؟ هیچی! روزنامه تعطیل، کرباسچی به دارقوز آباد تبعید. انصار حزب اله بر علیه تفرقه افکنان دنیای اسلام تظاهرات زنده باد و مرده باد. یا لثارات پرونده رابطه کرباسچی و هاله و بی هاله رو می کرد و رابطه کنفسیوس و تزار و سزار رو با این بابا افشا می کرد و جناب وزیر هم یک نامه می نوشت که ما این آدم خاطی رو با هواپیما می فرستیم منامه تا مردم خشمگین عقده ها شونو سرش خالی کنن. البته در پایان لابد اشاره ای هم به با لفظ: مرده شور هرچی تفرقه افکنه ببرند و ما هم با شما موافقیم که بگیرین سیر بکنیدش … زیر خاک! می کردند. بمالد.

سردار رادان رو تازگی ها دیدین؟ خداییش خیلی خوش تیپه. مخصوصن این روزها که بعد از طرح مبارزه با اشرار و پدر سوخته ها، ما هی تو شبکه خبر و مبر، بیست و سی و دوازده سی و سه صبح می بینیمشون. این جانشین طلایی هفته قبل بعد از مبارزه با اشرار در تهران در حین مبارزه گفت که از اول مرداد باز هم در خدمت هستیم. وی همچنین در پی اعلام حکم اعدام بیست نفر از این اشرار توضییح داد: خبر اعدام‌ها بسیار خوشحال‌کننده بود… البته من شک ندارم که منظور سردار همین ارازل اوباش بوده و گرنه ما در هفته قبل خبر سنگسار کسی که بنا بود حکمش اجرا نشود، بشود، نشود، بشود ( انگار راهنمای ماشین است) را هم شنیدیم و فکر کنم خوشحال نشدیم.

در حالی که سردار از این خبر خوشحال کننده می گفت، پروفسور والدمار گورزکووسکی، رییس المپیاد جهانی فیزیک، روز یکشنبه در شهر اصفهان درگذشت. این بنده خدا برای شرکت در المپیاد جهانی فیزیک به ایران آمده بود. حالا باز پشت سر ما صفحه می زارن که ما ترتیب یارو رو دادیم.

خوب بالاخره سه تن از دانشجویان امیر کبیری آزاد شدند. البته این سه تا از هشت تا است و هیچ ربطی به شانزده تای هجده تیر ندارد. اخیرن هم به نقل از تبلیغات تلویزیون قرار شده هاله خانم هالوی صحبت در شبکه یک بدارند و از لابی صهیونیست ها و برخی عوامل داخلی و خارجی بگویند و این شد که: تو که آخه نمی توانی بتوانی خوب بی خود خیال می کنی می توانی اما نمی توانی ( جایزه داره هرکی بگه من اصلن چی گفتم که نه خود خواندی و نه غیر).

بررسی آب و هوا نشان می دهد که در چند ماه آینده باز دارد وضعیت هوا رو به پس شدن می رود و با نزدیک شدن یک سری تند بادها احتمال می رود باعث و بانی دود اندود شدن سبیل ها و به هوا برخواستن برخی کلاه ها و غیره ها شود. به همین دلیل از همین الان از اقصا نقاطی که توفان ممکن است در آن بوزیدد صدای: کی بود، کی بود من نبودم به گوش می رسد. کارشناسان نمک نشناس ما در زمینه هوای های پس و پیش اشاره می کنند که ممکن است اوضاع تا رسیدن وقت بعضی کارها از این هم خراب تر شده و کار به جاهایی بکشد که مو هم رد نشود. ( مشکلات جنبی عدم عبور مو را از خاطر نبرید). این موضوع با نزدیک شدن فصل کارهای خوب بیشتر لمس می شود. پس باز هم بزودی طرح اوقات فراغت به صورت خودکار دوباره همه را سرگرم می کند.

داشتم فراموشت می کردم اما باز دوباره دیدمت تو غم ها غوطه ور شدم چرا؟…

  این شاه بیتی است که احتمالن دانشجویان در دیدار با سعید حجاریان زیر لب زمزمه می کردند. سعید خان که اسفندماه چند سال پیش به دلیل گلوله اشتباهی سعید عسگر کم مونده بود اشتباهی بمیره در سخنرانی که در بین دانشجویان سازمان ادوار تحکیم وحدت داشت این جوری گفت که: ظاهراً قرار است معامله‌اي صورت بگيرد كه در آن همه چيز معلوم است و بيعانه اين معامله دانشجويان هستند. او که ظاهرن دلش برای سعید عسگر تنگ شده بود این حرف ها را به مناسبت 18 تیر می زد.

حالا بزارین یه داستان هم از این آقای بوش که فکر کنم «اند» خریته براتون بگم. خدا البته معمولن جفت جفت می آفریند، لذا دنبال تای دیگر نگردید، اشکال از گیرنده است به فرستنده خود دست نزنید. این روزها این خر دجال مفت مفت آدم می کشد، اما می گویند :

شبي جورج بوش و توني بلر ( این نشان می دهد ماجرا مال قبل از دمرو شدن تونی بوده) به بار رفته بودند و سرگرم گفتگو بودند. يک نفر کنارشان نشست و پرسيد که دارند راجع به چه موضوعي حرف مي زنند. جورج بوش گفت: ما داريم جنگ جهاني سوم را طراحي مي کنيم و قصد داريم پانزده ميليون مسلمان و يک دندانپزشک را بکشيم

 مرد پرسيد: براي چي مي خواهيد يک دندانپزشک را بکشيد؟
جورج بوش روي شانه بلر زد و گفت: ديدي گفتم هيچکس راجع به کشتن پانزده ميليون مسلمان سوال نخواهد کرد .راستی خاک بر سر هر کی که این کشتار های مسجد سرخ را در کشور برادر و دوست که گازمونو قراره بریزیم توش، راه انداخته. بیمه کردم خودمو تا هفته بعد یا ابوالفضل…  

1 دیدگاه برای «حکایت سامانه دشمن ساز رفیق ما در کهکشان راه شیری و کیهان»

  1. میگن رضازاده بعد از شکستن رکورد جهانی وزنه برداری گفته المپیک بعدی می خوام 1000 کیلو رکورد بزنم … بعد شبش حضرت ابوالفضل میاد به خواب رضازاده میگه اوهوی! دیگه برای 1000 کیلو روی من حساب نکن!! دندت نرم خودت بلندش کن!
    حالا بعد از نوشتن این روز هشتم احتمالا حضرت ابوالفضل بابت بیمه به خواب شما نیومده؟!؟
    خیلی خوب بود …
    پایدار باشید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s