بیدار نشو این یک عادت است

ساعت به وقت تو پنج و سی و چهار دقیقه صبح است و به وقت من پنج و سی و چهار دقیقه عصر. این یعنی من از تو نیمه یک روز عقب ترم. خواستم دم صبح از خواب بیدارت کنم و به تو بگوییم که بببین! من تو را می شناسم. شب ها با گرمای تن تو بیدار می شوم و گاهی که از خواب می پرم، صدای قلب تورا می شنوم که می طپد و می خوابم. انگار آتشی که با آب سرد خاموش می شود.

یادم آمد الان چقدر به صدای نفس کشیدنت عادت کرده ام…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s