«در باب مهاجران نژاد پرست محله ما»

صبح را با یک نژاد پرست بی سواد شروع کردم. از همان هایی که تو یه پاراگراف می توانند نشان بدهند مغزشان قد فندق یه نموره کوچک تر است.

طرف آسمان و ریسمان را بهم بافته بود که چرا آمریکا این همه مهاجر را راه داده که حالا مملکت نا امن بشود! پناه بر خدا! یارو خودش بنده خدا معلوم بود که ریشه آش امریکایی اصیله فقط اسمش چرا ایرونیه خدا می‌دونه. خب مثل همیشه تا دو کلمه هم رد بدل بشه شروع می کنند توهین و تحقیر و درشت گویی که هر آدم عاقلی اجازه می دهد این قبیل آدم ها تا جایی که سد راه زندگی بقیه نیستند به بلاهت شان مشغول باشند.

محل کار که رسیدم همکار آمریکایی سلامی کرد و گفت چیه چرا این طوری هستی؟ بهش گفتم از یک محاوره صبحگاهی شادمان نیستم. برگشت گفت ببخشید بعضی از ما مهاجران قدیمی رفتارمان درست نیست!

روم نشد بگم این جناب خودش از این هم وطن های نژاد پرست خودمان است. بعد گفت ببین وقتی می خوای حالت خوب بشه چی گوش می‌کنی؟گفتم شاید هایده! رفتم چایی بریزم دیدم صدای هایده می‌یاد تو اتاق کنترل! برام رفت بود یه هایده پیدا کرده بود.

گفت: فقط اسمش یه خورده سخت بود برای همین طول کشید پیداش کنم!

آدمیزاد وطنش جایی است که انسان‌ها هم را دوست داشته باشند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s