«آی اگر من پیامبر می‌شدم…»

اگر من پیامبر می‌شدم به امت دستور اکید می‌دادم، می بخورند و منبر هم هر از گاهی بسوزانند، البته با رعایت اصول ایمنی، و مردم آزاری را هم تا حد این که به شوخی دستی نکشد بکنند. اگر من پیامبر می‌شدم دستور می‌دادم هر کس از امت من دینش را کسی متوجه شد از دین خارج است! چرا که در تدین اردوانی دین مثل چیز آدمیزاد می‌ماند، همه یه چیزی بلخره دارند اما دیگه به بقیه نشون نمی‌دن.دستور می‌دادم به فرزندان خود شمشیر کشی را نیاموزید زدن تار و دف و تنبور هر آلت قر بیاور دیگری را بیاموزید که جنت در انتظار شماست.

اگر من پیامبر می‌شدم امر می‌کردم هر کس به اسم دین من چیزی از شما خواست شما با دقت انگشت شست خود را در منطقه ایران و در سایر بلاد انگشت وسطی خود را بهش نشان بدهید و بفرستیدش بیاد پیش خودم. و هم چنین:وصیت می‌کردم بعد از مرگم اتفاقن یک گنبد و گلدسته درست کنند و یه ضریح شیک و مجلسی بسازند و ملت هر چه نذورات و خیرات دارند بریزن تو ضریح خودم. هیاتی را مامور می کردم که با پولش یا شراب بخرند و بر گورم بریزند و بقیه را هم به ملت خیرات کنند و بخشی دیگر را بروند لباس و کتاب و دفتر بخرند، البته الان دیگه تبلت، تا کودکی از درد نداشتن یک گوشی خود را حلق‌آویز نکند.

حالا بازم می‌خواین ضریح و گلدسته بسازین برام؟

اگر پیامبری من در نطفه خفه نشد، دستور می‌دهم در تقویم هر چی مراسم عزاداری است با مراسم رقص شکم، سالسا، بندری و سایر رقوص! تعویض کنند چرا که مگر قرار نیست آدمیزاد به دیدار معبود بشتابد؟ پس دیگه عزا واسه چی دیوثا؟در دین من عمه من قیم نمی‌خواهد، عمه شما هم نمی‌خواهد، خواهر و ننه و دختر هم، پس در این دین هر کسی زیادی ناموس پرست بود و حاضر بود گردن دخترش را قطع کند باید برود در سرزمین قزوین و برای ده سال از روی زمین برگ جمع کند! (باتشکر از همکاری قزوینی های محترم در فقره همکاری در مجازات)

در دین من اگر کسی ادعا کرد خدا بهش پیامی وحی چیزی میزی داده فورن ازش آدرس ساقی اش را بپرسید چون حتمن جنس نابی بوده. در دین من کلن من خودم به خودم وحی می کنم کسی هم از این چیزا به کسی حواله نمی ده.در دین من اگر یه روزی رای دادید و من پیغمبر شدم. نه تنها بی حجابی جرم نیست بلکه ممکنه باعث رفتن به بهشت هم بشه. در کنارش هر کی هم محجبه بود حرام است که حتا بهش نگاه چپ کنید، چرا که در دین من صفحه اول کتاب اسمانی ام نوشته:اووووی هوووشه! موسا به دین خود عیسا به دین خود…در دین من هر کی به من فحش داد و یا کاریکاتورمو کشید حتمن به خودم بگین با هم بخندیم! در دین من…

«درست مثل یک بادکنک هوای گرمم، تونستی بیارم پایین»

این ترانه را دوست دارم. یعنی هر بار گوش می‌کنم یا ویدیو موزیک‌اش رو می‌بینم لذت می‌برم. درست وقتی که دلخورم یا حال هیچی‌رو ندارم می‌گم: چرا باید تن به خبرهای بد بدم؟

این برداشت آزادی از ترانه «شادی» است. ویدیو کلیپش هم پایین صفحه است. بازم می‌گم «برداشت آزاد»:

 

«شادی»

برگردان آزاد: اردوان روزبه

از ترانه خنده از پارل ویلیامز

Pharrell Williams happy

 

این به نظر دیوانه‌گی می‌آید، کدام؟ درست همان چیزی که می‌خواهم بگویم:

خورشید خانم همین پشت مشتاست، وقتشه یه استراحتی بزنی

اگه از حال من بپرسی، من الان درست مثل یه بادکنکم که توش پر هوای گرم کردن، شوت! دارم می‌رم بالا

بی خیال همه چی بچه

می‌دونی چرا؟

چون من خوشحالم

دست بزن، درست مثل من، اگر فکر می کنی زیر سقف آسمونی

چون من سرخوشم

کف بزن وقتی سقفی جز آسمون بالا سرت نیست، عین من

*

این‌ جا همش از خبرهای بد این‌‌ور و اون‌ور حرف می‌زنن

خب! هرچی تو این خبرها گیرت اومده بده به من. تو خودت نگه ندار، آره رفیق

آها! می‌دونی چیه؟ هیچی از خبرهای بد گیرت نیامده

باشه! فک کنم باید بهت هشدار بدم که من فقط باید خوب و رو به راه باشم، آره رفیق

ببین! برات هیچ دردسری نداره، وقتت رو حروم این خبرای بد این ور و اون ور نکن

اصلن برای همین این‌جایی که به این چیزا فکر نکنی

یالا پسر، یالا

*

خوش باش، خوش باش

*

من توپ توپم، حالا تو می‌خوای منو از اون بالا بکشی پایین؟

نمی‌تونی عزیزم! نمی‌تونی!

چون توپ‌تر از این حرفام که بتونی منو جابه جام بکنی

نمی‌تونی عزیزم، نمی‌تونی

بهت گفتم که: اگه می‌تونی بگو ببینم، منو می تونی بکشی پایین؟

جوابت اما اینه: هیچی منو نمی‌تونه بکشه پایین

برای این که من برقرارتر از این حرفام که چیزی منو خراب کنه

گفتم بهت که! زور نزن

*

یالا بیا جلو ببینم

ببین: به جای این کارا خوش باش!

می‌خوای بیاری پایین؟‌ نمی‌تونی هیچ غلطی کنی

می‌خوای من تو حال نباشم؟ حال من بالاتر از این حرفاست

نمی‌تونی پایین بیاری، نمی‌تونی

می‌خوای امتحان کنی؟

بیا جلو بچه

بیا ببین که زور بی‌خود می‌زنی

«تبلور وحدت کلمه در کندی کراش»

یک از مصداق های روشن جریان «وحدت کلمه»‌ همین «کندی کراش» خودمان است. یعنی من از آدم هایی تیکت و عمر برای بازی می گیرم که عمرن اگه تو خیابون همو ببینیم یا اون منو می زنه یا من اونو،
آدم چه حالی می شه که فلانی که هر روز  لقد بهت می زنه، تو کندی کراش هی برات جون می فرسته 🙂 که سالم باشی. این است وحدت کلمه از نوع کندی کراش…

برای دریافت اعتیاد «کندی کراش» از اینجا شروع کنید تا خانه خراب شوید.

عکسdy