«خدا رو شکر ممد نبودی ببینی، وگرنه دق می‌کردی»

کسانی که شرف شونو ‌چراغ راهشون کردنو تا جان در بدن داشتند ایستادند خیلی ادمای مهمی هستند، یه روزایی هم بود که ادمایی بودن که «وصل» به نظام بودن افتخارشون نبود، یه روزایی هم بود بسیجی بودن معنایش دشمن مردم بودن نبود، حیفم آمد یادی از تکاوران دلیر گردان دژ ارتش نکنم، از نیروهای ویژه تکاوران دریایی بوشهر، از نیروهای مردمی که با تفنگ ام یک جلوی ۱۲ لشگر عراقی ایستادند، یاد نکنم از پاسداری که افتخارش به گم نامی بود و جیره خواری افتخارش نبود. پاسداری که هواپیمای مسافربری نمی زد، بسیجی که باتوم تو سر برادر و خواهرش خورد نمی کرد، پاسبانی که دنبال روسری نبود.
حیفم آمد یاد سید محمد علی جهان آرا و همه با شرف هایی که ۳۵ روز با دست خالی جلوی دشمن ایستادند نکنم.
انگاری همه ان ها از دنیایی دیگر آمده بودند چقدر غریبه اند…