«کاش می شد کسی را بغل کرد که نشناخت…»

 
می‌دانید؟ راستش را بگویم احساس می‌کنم این روزها وادار شدم تا خودم را در جایگاه متهم قضاوت کنم. متهم ردیف اول زندگی‌ام. کسی که متهم است از زندگی چنان که شایسته‌اش بوده استفاده نکرده. کسی که زمان را که بهترین هدیه کائنات بوده چنان که باید قدر دان نبوده.
این روزها که خانه نشینی شده بخشی از زندگی ما، اقرار می کنم تنها هستم اما خانه نشین نیستم. انگاری باید در خیابان ها تنها بگردم تا خودم را پیدا کنم. انگاری باید یک بار دیگر با خودم خلوت کنم که من از دنیا چه خواسته ام.
باید مرور کنم چقدر در پوستین دیگران افتاده ام. چقدر دنبال ریش بر روی دیگران آوردن، بوده‌ام. چقدر خالی خودم را با ایراد و ایما از دیگران ستانده‌ ام. فکر می‌کنم چقدر در بی‌نهایت کم بودنم، کوچک بودنم، ناچیز بودنم سرگشته ام. همین حالا هم شاید دنبال شعار هستم. دنبال نشان دادن این که من چقدر به زندگی متواضعم ! که خود را چنین می‌بینم. اما حقیقت آن است که واقعن می فهمم اگر فقط به خودم می پرداختم وقت کم می‌آمد. اما من نپرداختم، از ترس این که خالی بی انتهایم مرا بترساند به دیگران پرداختم، ایراد گرفتم. عیب بر دیگران گذاشتم چون اگر پیش خودم لو می‌رفتم که این‌قدر کوچکم نمی‌توانستم سر بلند کنم…
 
دیروز وقت گرفتن این عکس حس کردم همه چیز از آن طبیعت است و من ذره ناچیز و پر مدعایش. همه جهان این روزها با خانه نشینی بشر زیباتر شده روباه ها در جاده‌ها می‌دوند، آهوها جست و خیز می‌کنند. جغد پشت بام خانه من بی مهابا هو می‌کشد، پرنده های رنگوارنگ روی درختان شاد ترند و آب‌ها آبی تر و آسمان‌ها پر رنگ تر.
با خودم فکر کردم کاش می شد کسی را بغل کرد که نشناخت…
 
باز آمدم از چشمه خواب ، کوزه تر در دستم.
مرغانی می خواندند. نیلوفر وا می شد. کوزه تر بشکستم،
در بستم
و در ایوان تماشای تو بنشستم.

FullSizeRender

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s