«یاس فلسفی یک شتر، داره می خوره!»


من خیلی از این چیزا که یهو‌ ویرال می‌شه و همه برای هم می فرستن حال نمی‌کنم، راستش اصلن هم ناراحت حال این یارو که شاش شتر می‌خوره نیستم، نوش جانش گوشت بشه بره به جونش، نگران اون آدمایی که روغن بنفشه به فینقول‌شون می‌کنن هم نیستم، ایشلا کونشون بشه کون جنیفر لوپز، کور بشه هر کی چش نداره ببینه.
حقیقتش از حوزه شاش خر و شتر و روغن بیایم بیرون هم هیچ حسادتی به کسانی که قالپاق ماشین رو به کون سپاه می کنن ۸۰۰ میلیون پول می ستونن هم ندارم، می ستونن‌اش اصفهونی بود چون یقین دارم اون که چپونده به خشتک سپاه حتمن یه رگه اصفهونی داشتس!، نوش جانش که تو اون تیمارستان تونسته کاسبی کنه به تخمش هم مردم بدبخت نباشه.
اما الان از صبح چند باری این ویدیو رو دیدم بیشتر از همه نگران یاس فلسفی شتره شدم. یعنی ما تمام بنیان های ذهنی زبون بسته رو بهم ریختیم. حیونکی تا شب هی خیره می شه به گوشه دیوار بعد آهی می‌کشه می‌گه:
تِف! ااا دیدی شاشه رو سر کشید؟

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s