«شاید خدا خواست اعتیاد رو ترک کردیم و اشپز شدیم»

پر واضح است که من یا بعد قرنطینه تبدیل می شم به یک آشپز چیره دست که نمک رو آخرش مثل اون یارو ترکه «نصرت گوکچه» از بالا می ریزم روی لباسو شلوار و خشتکم و بعد می ریزه روی غذا یا یک دیوانه که باید ببندش به تخت. مشغول پیدا کردن راه های مختلف برای تداوم حضور مستحکم و دشمن شکن در خانه ام.
دیروز تصمیم گرفتم چلو گوشتی بپزم لذا این چیزی که می بینید محصول یک پروژه حدود ۸ ساعته است. چلو گوشت بره که با شراب قرمز طبخ شده. به همراه برنج با روغن زرد!
عارضم که منتور و رهبر آشپزی من پس از این که به من راهنمایی کرد برنج چطور بپزم بار قبل پس از رعایت همه جوانب یه برنج پختم که با بیل از ته دیگ کنده نمی شد. بعد استاد بزرگ دختر جنگل فرمودند:
ای ی ی یادم رفت بگم دم کنی کی روش بذارین!!
این شد این دفعه با رعایت همه جوانب چنین چیزی بار زدم که خودم دیدم بی خود نیست اصلن شراب حرامه! یه طعم ملسی به خودش گرفت که اصلن تحولی در من ایجاد کرد کمپرس!
خلاصه این گام بعدی من من در اشپزی رو شاهد هستید. به امید تولید خود کفای کوفته تبریزی و آش رشته در همین آشپزخانه نحیف.

پی نوشت: دوستان اجازه بدید سالادش ور هم به طور مستقل معرفی کنم. یک سالاد این چنینی به نظر من ارزش معرفی مجزا دارد 🙂 سالاد کاهو با مغز گردو و پسته با سوس مایونز ترکیبی با لیموی تازه و اب نارنج در کنار لبو پخته و قارچ تازه با لوبیا که خوب پخته شده با پنیر بلغاری.
FullSizeRender