«مرگ یک پنجره»

تقریبن صد و هفتاد دلار پولشو داده بودم، مالزی خریدمش، تازه وارد بازار شده بود از عشق تست کردنش شبو نخوابیدم.

کی باور می‌کرد من ویندوز هفت اورژینال داشتم، وقتی داشتم کلید شماره‌هاشو واردمی‌کردم دلم می‌خواست درست کار نکنه تا زنگ بزنم به سرویس مشتری ماکروسافت صدامو کلفت کنم بگم:

«من یه ویندوز هفت اورژینال دارم که درست نصب نمی‌شه! درستش کنید!»

از اون روز که این جناب اورژینال رو خریدم سال‌ها می‌گذره به بهانه‌هایی‌ دلم نیامد تو تموم این سال‌ها ‌و خونه تکونی‌ها بندازمش دور، از این کشور به کشور و از این خونه به اون

خونه آوردمش تا امروز رفت به زباله دان تاریخ…

پ ن١: فقط یک ایرونی که زجر ویندوز کرک شده کشیده می‌دونه من چی‌می‌گم.

پ ن٢: هیچ ویندوزی بعد هفت دیگه به دلم نچسبید.

پ ن٣: اگه کسی خواست نگه دارش بگه براش بفرستم! البته قبل دور انداختن.

Advertisements