«لطفن در گفتن احمق کمی تعلل کنید»

سلسله مشاهدات یک مسافر (۹)

آره من بهش گفتم احمق! دقیقن گفتم احمق چون قیافه اش به این آدم پشگل‌ها می‌زد، برایش توضیح دادم که زانوم تعطیله و صندلی حاشیه راهرو می‌خوام.

داشت بوردینگ پس استامبول رو می‌داد دستم گفت راهرو دادم، اولی رو!

گرفتم سریع آمدم جایی که موقع بازرسی هم‌چی می‌گردن که مثل تست پزشکی بواسیر است زمان اجازه بحث نمی‌داد. دیدم صندلی پرواز دوم که ۱۱ ساعته است رو کنار پنجره داده، احمق! دقیقن سه بار گفتم احمق!

الان استامبول رو با نشستن در هواپیما دارم ترک می‌کنم پرواز فوله، دو سه نفر دارن عربده می‌زنن سر جا، نشستم، می‌بینم طرف صندلی کنار منو خالی گذاشته تا واشینگتن راحت ولو شم!

نتیجه: در گفتن احمق هیچ کوتاهی نکنید اما در گفتنش کمی تعلل کنید و هیچ وقت گول قیافه پشگل کسی رو‌نخورید شاید پشت این قیافه قلبی از طلا باشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s