«روایت گربه‌ ای که در لوییزیانا آکارديون می‌ زد»

اردوان روزبه / وب‌نوشت
توی مرکز شهر پایتخت لوییزیانا دنبال محل برگزاری کارناوالی مربوط به «ماردی گراس» می‌گردم. از ماشین پیاده‌ می‌شوم تا آدرس را از یک مرد به نهایت بلندی و عریضی که آمریکایی -آفریقایی است، بپرسم. تا می‌پرسم که این «ماردی گراس» کجا برگزار می‌شود، گل از گلش می شکفد و می‌فرماید: به به چه جوون رعنایی! چه سری چه دمی، ببینم بچه کجایی؟
می‌گم از استان مریلند آمدم و می‌خواهم از این مراسم تو شهر «باتن روژ» عکاسی کنم. ایشون هم با کمال دست و دلبازی می‌گوید:
بیا خودم ببرمت هانی، نشونت می‌دم، نزدیکه پیاده هم می شه بریم…
ایشون گارد راه افتادن می‌گیره، من گارد دفاع از خشتک، زیرا این طوری که ایشان داشت می‌گفت احساس کردم الان یه دو قدم بریم می‌خواد بگه: دوست داری گربمو ببینی؟ یه گربه دارم خونه که آکارديون می‌زنه!
برای حفظ ناموس وطن، توضیح دادم که با ماشین باید برم و وسایل دارم، شما فقط آدرس بده! خودم می رم. اصرار و از ما هم بی‌شک انکار، آخرش دید نمی‌یام گربه‌اش رو ببینم گفت:
از این خیابون مستقیم برو تا برسی به شهر نیو اورلئان! اون جا برنامه است…
زدم به نقشه ۶۶ مایل راهه.
فکر کنم رفیقمون منظوری داشت.
#MardiGras #Kidnapping #Khoofnak #BatonRouge
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s