«این‌جا آخر دنیا است»

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

این عکس یک اردوگاه پناه‌جویان فلسطینی در سوریه است. جایی که مردم برای زنده ماندن تن به خوردن غذای دام و طیور داده‌اند. جایی که بیش از ۱۶۰ هزار آواره در نزدیکی دمشق ساعت‌ها در انتظار گرفتن لقمه‌ای غذا به سر می‌برند.

 فایل را از این جا دانلود کنید

توجه کرده‌اید؟ گویی آدم‌های این تصویر تا بی‌کران حضور دارند. کسانی که به نظر می‌رسد هفت هزار بسته غذایی که در بین آن‌ها توزیع شده است، در برابر جمعیت فقط«یک شوخی» بوده است.

عکس در روز سی‌و‌یکم ژانویه گرفته و کمی بعد از آن این اردوگاه به دلیل نگرانی‌های امنیتی تعطیل شد. خبرها اشاره‌ای نکرده‌اند که بعد از تعطیلی این اردوگاه سرنوشت یکصد‌و‌شصت هزار آواره چه شده است. اردوگاه پناه‌جویان فلسطینی موسوم به «یارموک» به نظر می‌رسد با این عکس‌ همان جایی شده است که نامش را بتوان گذاشت «پایان انسانیت» برای همه ما که می‌بینیم، برای دولت‌ها، برای کسانی که خون بی‌گناهان را می‌ریزند، برای همه آن‌هایی که فقط شعار می‌دهند.

به نقل از تارنمای سازمان ملل، وقتی «فلیپو گراندی» یک از اعضای ارشد سازمان ملل متحد وارد اردوگاه «یارموک»‌ شد با صحنه‌ای روبرو می‌شود که او را شوکه می‌کند. صف ده‌ها هزار نفری پناه‌جویان فلسطینی که در انتظار دریافت غذا ساعت‌ها به انتظار مانده بودند. او می‌گوید: «من به خودم لرزیدم از آن چه که می‌دیدم. هزاران پناه‌جوی فلسطینی در انتظار بودند.

Refugee-camp-in-Damascus--013

کسانی که به سرعت هرچه تمام تر نیاز به مواد غذایی، دارو، کمک‌های اولیه و حمایت دارند.» او هم‌چنین اشاره می‌کند: «تمامی این افراد نیاز به حداقل امکانات برای ادامه حیات دارند. ما امیدواریم همه احزاب و گروه‌های درگیر در سوریه با هم‌کاری شرایط را برای حمایت‌های بشردوستانه از غیر نظامیان فراهم کنند، کسانی که از خشونت‌ها به اندازه کافی رنج برده‌اند.»

گاردین در توضیح این تصویر اضافه می‌کند که سخن‌گوی سازمان UNRWA اظهار امیدواری کرده است که بتوانند کمک به این پناه‌جویان را از سر بگیرند. او اشاره کرده است: «آن‌ها به اندازه کافی رنج کشیده‌اند.»

گاهی آدمی فکر می‌کند کار انسان به کجای رسیده است. بزرگان همواره جنگیده‌اند، خون ریخته‌اند اما در تمام این جنگ‌ها درست کسانی از بین رفته‌اند، کسانی بی‌خانمان شدند که هیچ نقشی در آن نداشتند. زنانی که با آروزهای فردای بهتر فرزندانی را به دنیا آوردند که با بمب‌های جنگ‌آوران در خواب متلاشی شدند. مردانی که بر سر زمین‌هایشان وقتی برای کاشتن گندم بیل به زمین می‌زدند بمب‌های جنگ‌جویان به لحظه‌ای آنان را تبدیل به تکه‌ای گوشت سوخته کرده است.

این عکس دردناک است چون همه چیز  آن «یاس» است. یاس برای انسانیت. کسانی که زخم‌های بزرگ‌شان را برای یک لقمه نان فراموش کرده‌اند. آن‌ها وقتی در این صف چند ده هزار نفری ایستاده اند که به خوردن علوفه و غذای دام رضایت داده‌اند. عجیب است دنیا،‌ نه؟ جایی کسانی هستند که طعم سس خردل یک غذا به مزاج‌شان سازگار نیست و جایی دیگر هزاران آدم بعد از خوردن علوفه امیدوارند که یکی از آدم‌های خوش شانس این صف باشند که یکی از آن معدود بسته‌های غذایی نصیب‌شان شده است.

بچه‌های جنگ، زنان جنگ و مردان جنگ. زندگی در جنگ، به راستی این خرابه‌ها و این انسان‌ها چقدر زمان می‌خواهند تا زخم‌شان التیام بیابد؟

توضیح:

این عکس توسط نیروهای یکی از آژانس‌های وابسته به سازمان ملل گرفته شده و توسط «ای پی» در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته است. UNRWA آژانس وابسته به سازمان ملل است  که کار حمایت از پناه‌جویان فلسطینی را انجام می‌دهد. این سازمان از سال ۱۹۴۹ کار امداد رسانی به نزدیک به ۵ میلیون آواره فلسطینی در کشورهای اردن، لبنان، سوریه و نوار غزه بر عهده دارد.

«حضور در هفته مد نیویورک بر روی ویلچیر»

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

 

اگر سر و کارتان به دنیای «مد» و «لباس» افتاده باشد همیشه دیده‌اید که در برنامه‌های شو لباس و هفته‌های مد در شهرهای بزرگ از نیویورک تا پاریس خانم‌هایی با هیکل‌های ظریف، خوش اندام و شاید کمی هم با زندگی عادی مردم در خیابان و بازار، متفاوت‌تر روی صحنه می‌روند.

 فایل را از این جا دانلود کنید

 البته می‌دانید که خیلی از آدم‌ها فکر می‌کنند این خانم‌های باریک اندام و یا خوش هیکل نه تنها برایشان جالب نیست بلکه تاثیر منفی بر روی اعتماد به نفس آن‌ها می‌گذارد، چرا که در زندگی واقعی کمتر می‌شود این تیپ و هیکل را یافت.

اما برگذار کننده‌گان هفته مد نیویورک در فبریه سال ۲۰۱۲ تصمیم گرفتند که این نگاه را عوض کنند. لابد می‌پرسید چطوری؟ آن‌ها تصمیم گرفتند این بار فقط به سمت آن روش‌های قدیم و خانم‌های باریک و کمی «سکسی» مدل نروند و تنها آن‌ها نباشند که روی صحنه «کت واکینگ» می‌کنند. آن‌ها سعی کردند که این‌بار دیدگاه مردم را نسبت به این برنامه‌ها عوض کنند.

بله، داستان فرق کرد، این بار روی صحنه خانم «دانیله شیپوک Danielle Sheypuk» رفت. کسی که یک روانشاس بالینی است و در واقع او برای اولین‌بار در هفته مد نیویورک روی صحنه رفت تا ثابت کند حتا نشستن روی صندلی چرخ‌دار هم نمی‌تواند کسی را از تلاش برای به دست آوردن یک آرزو باز دارد، حتا این آرزو «کت واکینگ» با صندلی چرخ‌دار در یکی از معتبرترین شو‌های لباس جهان در نیویورک باشد. «دانیله» خود یک فعال مدنی در زمینه حقوق افراد معلول است.

o-CARRIE-HAMMER-FASHION-WEEK-570

او در سال ۲۰۱۲ وقتی اولین بار بر روی صحنه در یک شوی لباس رفت با تشویق حاضران مواجه شد و در آن شو موسوم به «New York Fashion Week» لقب «بانوی ویلچیر» گرفت. انتخاب نام برای این گونه نمایش‌ها معمول یک رسم است برای معرفی برترین فرد برنامه و در اصل دانیله برترین زن این برنامه در حالی شد که بر روی ویلچیر نشسته بود.  او می‌گوید: «من زیبایی لباسم و موفقیتم را مدیون «کری همر» طراح لباسم می‌دانم.» اما من فکر می‌کنم  در این ماجرا او متواضعانه خودش را دست کم گرفته است.

خانم شیپوک بعد از این حرکت توانسته یک جنبش تازه به راه بیاندازد، چنان‌چه خودش می‌گوید: «معلولان حتا برای دنیا مد هم پیشنهادهای خوبی دارند و این لازمه‌اش این است که فقط طراحان بپذیرند معلولان هم می‌توانند در این عرصه حضور بیابند…»

او بعد از آن برنامه در شوهای مختلف لباس ظاهر می‌شود، از جمله شوی لباس هفته مد نیویورک که امسال یعنی سال ۲۰۱۴ در ماه فبریه بازهم در این شهر برگزار شد. از سویی این‌روزها دست‌اندر کاران دنیای مد هم بیشتر تلاش خودشان را بر ارایه لباس‌هایی با الگوی «مردم واقعی» می‌گذارند و نه فقط خانم های باریک اندام و سکسی و آقایان با هیکل‌های ماهیچه‌ای. به نوعی «سوپر مدل» ها هم دیگر انگار برای راضی کردن مردم کفایت نمی‌کنند. دانیله فکر می‌کند «بلخره طراحان لباس به همه مدل تیپ و هیکل برای ارایه مد برای مردم کوچه و خیابان نیاز دارند، ما معلولان در مجله‌ها، بازار و فروشگاه‌ها لباس‌ها و مدل‌های مختلفی می‌بینیم که به نوعی داشتن‌اش برای یک معلول کار سختی است و این یعنی یک بازار بکر و عالی برای اهل مد و تولید‌ کننده‌گان لباس.»

Screen-Shot-2014-02-27-at-5.13a

به نظر من چیزی که در وجود دانیله موج می‌زند، امید و این باور است که «معلولیت» شاید یک مشکل جسمی و حرکتی باشد اما هیچ وقت نمی‌تواند سدی در برابر روح آدمی باشد. واقعیت این است که آدم‌هایی مثل دانیله برای کسانی مثل من که «سر و مر گنده» برای رسیدن به هدف‌هایشان حتا کمی هم به خودشان زحمت نمی‌دهند، شاید یک سیم برق باشد که دست خیس‌ات را بهش زده باشی. شاید کمی فکر کنم و دستم هم به این سیم برق باشد از جایم بپروم. گاهی کمال هر چیز و یا نهایت هر چیز راه گشا نیست. انگار آن‌هایی که از همین دم دستی‌ها شروع کردند توانسته‌اند به ایده‌آل‌هایشان نزدیک تر شوند. وقتی به دانیله نگاه می‌کنم تمام وجودش زیبایی است. کمی دقت می‌کنم می‌بینم او روی ویلچیر نیست، این من هستم که روی ویلچیرم.

راستی اگر دوست دارید می‌توانید عکس‌های بیشتری از دانیله در «اینستاگرام»‌اش ببینید و از شادی و امید او لذت ببرید.