«در باب ادبیات غنی مشهدی، مودونوم و نوموگوم…»

اردوان روزبه / وبلاگ

یک جمع مشهدی دور هم نشسته بودیم که خلاصه از زبان شیرین مشهدی همه یاد کردیم. تصمیم گرفتم از این پس یک سری از کلمات مطرح در ادبیات مشهدی را منتشر کنم. دوستان مشهدی دست برسونین که کامل بره:
خیزه = کشو
رازینه = راه زیر زمین
ناسوس = تلبمه
اشکاف = کمد
چُوخت = گوشه
دولگون = آویزان
سٍله = سبد
یَره = یارو
پِنسْ = سنجاق سر
سرکُن = مداد تراش
فِلِکه = میدان
میلان = کوچه
قُچار = فشار (مشهدی دوره پارینه سنگی)
مداد گلی = مداد قرمز
فلاکس = فلاسک
گُرجه فرنگی = گوجه فرنگی
استَلخْ = استخر
دیکسْ = دیسک
کِیس و نوشابه = کیک و نوشابه
مو بُروم = من بِرم، من بُورم، من بُردم، من پیروز می‌شوم، من می‌بَرم، می‌برمت
پَلَخمون = تیر و کمان (البته به طور مشخص فکر کنم این اختراع مشهدی‌ها باشد – چوب دو سر که به دو سر آن کش می بستند و سنگ می پرانند.
پیشینگ = پاشیدن مایعات روی آدم
فابْ = مایه ظرف شویی
جیملاستیک = ژیمناستیک
کله مُلاق = بالانس
شور بده = هم بزن
مُودُنی = می دونی
مُو = من
موسا کوتقی = قمری
شب رفَت = شب شد
سوقولْمه = سیخ کردن به دیگران
کَلپْسه = مارمولک
ناخن جِله = ناخن کشیدن روی دیگران (روایت است که باید کمی پوست زیر ناخن بماند)
شُله = نوعی آش تخصصی که فقط در مشهد یافت می‌شود
مِخِن = می‌خواهید
مِرِِن = می‌روید
تُوشله = تیله
تیلْ = طالبی
آدانس = آدامس
خسته رَفتوم = خسته شدم
سولاخ = سوراخ
کِیلی = کلید
سِله = سبد خرید
آب کِش = صافی برنج
کوشا ما کوو = کفش های من کو؟
کیلی یا ما کو = کلید های من کو؟
نارنجک = نان خامه‌ای
چُمْبه = چاق و تپل البته اصطلاحی برای هم زدن شله هم هست
الِفچ شدن = نوچ شدن، با شیرینی چسبناک شدن
شُمال = بادی که خنک باشد
سَرپایی = دم پایی
کاغذ باد = بادبادک
وَرچوپه = برعکس
مکُش مرگما = پر عشوه
لوکه = گلوله شده
کَق = نارسیده
لاخ = تار مو
خُردو = کوچولو
لِخه = پا به زمین کشیدن در حین راه رفتن
لتَه = دستمال
نارده شور = ناودان
چَقَرْ = زبر و ضخیم
جیر دادن = کلک زدن در بازی، جر زدن
یاد داشتن = بلد بودن (به شدت این کلمه مشهدی بودن را لو می دهد)
چلغوز = نوعی آجیل، اما مشهدی‌ها برای فحش استفاده می‌کنند یعنی شوت و کم عقل.
کم زور = کم فشار
آقا میرزا = داماد خانواده
خوسور = پدر شوهر
خوش = مادر شوهر
فاطمه چُسوک = نوعی حشره را می‌گویند
سوسولِنگ = به نوعی پرنده پا بلند گویند، اما مشهدی‌ها به آدم قد بلند کم فایده نیز می‌گویند.
قله گی = دهاتی روستایی
لوخ = حصیر
کُخ = انواع مختلف حشره
قوچار = در مشهدی قدیمی به فشار می‌گویند
نارده شور = ناودان
تِسمه = کمر بند
ناردوون = نردبان
تاید = پودر لباس‌شویی، هم‌چنین «فاب» هم می‌گویند.
تین = قوطی حلبی (مشترک بین مشهدی‌ها و انگلیسی زبان‌ها )
چُِس = باد معده، البته در این مورد بین علما اختلاف نظر هست که آیا این فقط مختص مشهدی‌ها است یا خیر.
زِنج = شیره درخت
کِرا نمو کونه = ارزش ندارد
گُرده = پهلو
چُسی نیا = پز نده
قُروت = کشک، البته به بلند کردن و دزدیدن چیزی هم می‌گویند – قروت کردن.
نِوِسه = نوه
الِفشو = زالزالک
علی شان، حمید شان = علی فامیل آن‌ها، حمید فامیل آن‌ها
علی مان،‌ حمید مان = علی فامیل ما، حمید فامیل ما
بریم برَ ما باشیم = بریم به خانه ما
جُل جُل = وول خوردن
موجوله = تکان می‌خورد اما در ادبیات لاتی مشهدی به معنای تنت می‌خارد
قُوته = شنا کردن
لانچیکو = نانچیکو
کالواس = بعضی از دوستان به کالباس می‌گویند
خِفتی = گردن بند عریض و بزرگ طلا، آخر پول داری
چُوری = النگو
الانه = همین الان
دِداشِ گولوم = برادر عزیزم ، تحبیبی برای وقتی که دارن خر می‌کنند
کووچه سگگ = توله سگ ( با غیض ادا می‌شود به عنوان فحش)
ناشور = نشسته
هم‌ساده = همسایه
خُسبیده = خوابیده
گوز کَق = قول و وعده الکی
هموجوور = تاکید به یک حالت است در حین تعریف یک ماجرا به نوعی «as well as»
آشنا مِرِم = آشنا می‌شویم


این فرهنگ لغات با هم‌کاری دوستان مشهدی به زودی تکمیل می‌شود…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s