«این طوری پیش برود زندگی کردن از یادم می رود»

این روزها که نگاه می کنم. وبلاگ ام درست شده است عین این ظرف های کهنه روی طاق چه های قدیمی که یک پلاستیک رنگ و رو رفته رویش انداخته اند. و ظرف کهنه انگاری سال ها است از جایش تکان نخورده.

همه به بهانه های مختلف گردن فیس می اندازم. یعنی خیلی گیر و گور های زندگی ام را گردن فیس بوک می اندازم اما در خلوت با خودم فکر می کنم چه شد که من زندگی کردن را با فیس بوکیدن تاخت زدم؟

1 دیدگاه برای ««این طوری پیش برود زندگی کردن از یادم می رود»»

  1. سلام ممنون از مطبت
    اگه میشه میخواستم من رو هم به جمع دوستان بالاترینی دعوت کنی تا منم سهمم رو ادا کنم
    ممنون
    نسرین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s