«جایی که شیرینی اولین ها زیر دندان می ماند»

اردوان روزبه / وبلاگ اردوان نوشت

اولین بوسه، اولین دیدار، اولین کلاس، اولین …

همیشه اولین ها برای آدم به یاد ماندنی است. کم هستند آدم هایی که از اولین ها به خوشی یاد نکنند. بد اخلاق ترین زن وشوهرها را هم دیده ام که بین  مثل سگ و گربه پریدن به جان هم، اسم اولین که می آید نیش شان تا بنا گوش شان باز می شود. انگار آدم برای اولین ها یک قصه جدا دارد. داستانی که هیچ وقت قاطی بقیه خاطرات ریز و درشت نمی شود.

من چیزی را که خودم تجربه کردم این است که بعضی از اولین ها حتا بوهایشان هم در مشامم هنوز آشناست. انگاری یک عطر یکتا و متفاوت بوده است، یا یک رنگ. بی مقدمه دامون در یک دوران مجردی اولین تجربه پخت غذا را پیدا کرد. اصلن راستش به قیافه اش نمی خورد تو این مایه ها باشد. مرا گذاشت دفتر و گفت می رود خانه. دو ساعت بعد پیامک زد: «غذایم سوخت آخر چرا نمی آیید…» تمام جمله اش مزه داشت.

راستش در مسیر دو سه باری این پیام را خواندم. «غذایم سوخت». آدم ها چقدر زود بزرگ می شوند. این همان پسری است که روزی لباس چپه را سر ظهر تابستان پوشیده بود و کیف به دست از فرصت خواب ظهرانه استفاده کرد بود و راهی خیابان شده بود و در جواب پدر هراسان گفته بود: «خوب دالم می لم اداله…»

اولین تجربه اش خوردنی بود. حتا اگر برنجش در لایه های زیرین چون شیر برنج بود و مرغ را تمیز سوزانده بود. هنرمندانه بود. مزه این غذا هیچ وقت از زیر دندانم نخواهد رفت.

تجربه اول مدرسه رفتن، بزرگ شدن و تنها کوه رفتن و غذا پختن. طعمش تمامی ندارد…

Advertisements

One thought on “«جایی که شیرینی اولین ها زیر دندان می ماند»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s