«طعم گس ۴۲ ساله گی در پاییز»

اردوان روزبه / اردوان نوشت

تذکار:

شب تولدم واقعی ام -من از جمله آدم های دو تاریخ تولدی هستم- نشستم و این پست را نوشتم ولی به دلیل هایی نیمه کاره ماند. شاید رغبت نکردم یا شاید… امروز بعد چند ماه می گذارمش.

می دانید امروز ۴۲ ساله شدم. یعنی تا پارسال می خواستم فکر کنم ۴۰ ساله شدم و سرش لج می کردم و امسال انگاری بی هیچ چانه زدنی پذیرفته بودم که لابد ۴۳ ساله شدم. اگر پیگیری یک آشنا نبود خودم را ۴۳ ساله می پنداشتم اما او برایم نشسته بود از هزاران کیلومتر آن ورتر محاسبه کرده بود که من ۴۲ سال بیشتر سن ندارم.

خوب چهل دو ساله گی یعنی این که چندین ماه و چندین هزار روز و هزاران دقیقه را بعد آن که اولین بار پای به هستی گذاردی پشت سر گذاشته ای. حالا از روز اول که به یاری خاله کوچک «سیمین» با یک لگد به شکم مادرم، چند ماه زودتر پا به عرصه زندگی بر روی کره خاکی یا این «شهر هرت» گذاشته ام، چندین هزار روز می گذرد.

می پرسید چه احساسی دارم؟ درست احساس آیت اله خمینی وقت ورود به ایران: «هیچ»

روزی شش یا هفت ساله بودم فکر می کردم روزی می شود من هم مانند عموی کوچکم که به نظرم با شانزده هفده سال خیلی بزرگ بود بتوانم حرف بزنم و یا بی پروا فحش بدهم. انگاری برایم سمبل بزرگ شدن همین یله بودن و فحش بدون ترس از چشم غره دیگران بود. بعد ها بزرگ تر شدم. رسیدم به یازده و دوازده، روزهای آتش و انقلاب و من داشتم حسرت می خوردم اگر کمی، فقط کمی بزرگ تر می بودم می توانستم بروم قاطی چپ ها و شعار بدهم. شعرهای پر شور انقلابی بخوانم. بعد ها آروزی شاعر شدن. شاملو، نصرت رحمانی و شفیعی شدن و بعد ها آروزی فالاچی شدن و اندرسن کوپر شدن و بعد ترها جنون تراست رسانه ای شدن به سرم افتاد: روبرت مردوخ.

حالا ۴۲ سال عمر گذشته است. نگاه که می کنم هیچ کدام از آدم های دوره ای زندگی ام نشدم. عمر زود می گذرد و من هنوز با آرزوی آدم قهرمان های زندگی ام گاهی نیمه شب از این دنده به آن دنده می شوم. حالا انگاری دنبال ساعت با ثانیه شمار چپه هستم.

چیزی به من می گوید شاید قرار نیست من راه اندرسن کوپر یا مردوک را بروم یا شاملو بشوم یا رحمانی. شاید قرار است من خودم بشوم. از چهل و دو سالگی می ترسم چون بوی سرا شیب می دهد اما شادم چون در هیچ دوره ای از زندگی ام احساس خوب ۴۲ سالگی را تجربه نکرده بودم.

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s