حضرت خيام و خط متروي قرمز

تمام مسير مترو صداي خوب خاطرات كودكي ام، فريدون فرهندوز و شعر هاي پيامبر بزرگ حضرت خيام.
انگار خيام وقتي حرف مي زند پرده دريده مي شود.
بزرگ مي شوم وقتي مي بينم چنين يك آدم در برابر هرچه كه مي شود نامش را گذاشت-خالق، معبود، پدر يا هرچي- با غرور و لجاجت حرف مي زند.
در كلامش هيچ تقاضا و استغاثه و درخواست نيست.
«اجزاي پياله اي كه در هم پيوست»
«بشكستن آن روا نمي دارد مست»
سركشي خيام هميشه مرا آرزومند يك جرعه هم پياله گي مي كند.
خيام پيامبر براي صبح دوشنبه اي كه در متروي خط قرمز دي سي ساختي سپاس.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s