سفرنامه- کلن مدیر کل آخرالزمان ما هستیم بیا پییش مااا

بیست و نهم ژوئن دوهزار و یازدده

فک کنید یک اشتراک «جی ال وایز» گرفته اید و خودتان را برای آشنایی با شبکه های هفت بیجار ایرانی عادت داده اید که روزی چهار ساعت این ها را ببینید. این محصول نیم ساعت است:

محبت تی وی: «دوستان عزیز! من کشیش نمی دونم کی کیک هستم. عزیزان من شما از بیخ گناه کارید. شما بدبختید. شما بیچاره هستید، شما فلک زده هستید. راست باید برید جهنم. اما فوتینا خدا مهربونه، اون قدر که شد شبیه مسیح آمد روی زمین. که بگه سلام. اما بدونید در آخر الزمون مهدی پهدی در کار نیست هااا. اون مسیح است که دوباره بر می گرده و همه رو نجات میده، ای بدبخت های گوسفند بی چوپان…-نقل به مضمون به روش اردوان نوشتی-»

سلام تی وی:  «عزیزان من! ما همه منتظر حضور آقامون هستیم. خدا دین اسلام را برای ختم نبوت داد. کامل ترین، تمیز ترین، حرفه ای ترین و مجرب ترین ائمه اطهار نصب در محل بی درد و خونریزی با هزار و چارصد سال گارانتی برای همین آمدند. عزیزان من یوقت فراموش نکنید. شاید این جمعه بیاید، شاید. حواس تون رو جمع کنید. متا ترنا و نراک. حواستون باشه بقیه ای در کار نیست. مهدی میاد تکلیف همه رو روشن می کنه. ترتیب همه کفار داده است. بی روسری پوست اش کنده است. بی دین شلوارش رو جر می ده حضرت براش. فقط منتظر مهدی ما باشید… -نقل به مضمون به روش اردوان نوشتی-»

بهایی تی وی: «الله و ابهی عزیزان. انسان همیشه در سفره. از روزی که به دنیا آمده حضرت آدم تا الان که داره روی زمین هی ورجه ورجه می کنه. بشر آمده که سفر کنه اما نکته مهمی که امروز می خوام بگم اینه که یک وقت منتظر ظهور امام ممام نیاشید ها… حضرت بها الله آخرین پیامبر خدا بودن که آمدند و حجت رو تمام کردند. شما کلن به فکر آخرتتون باشید جناب سیدعلی محمد باب که همان قایم ما باشند ظهور کرده اند و شما بیشتر «ایقان» بخوانید عزیزانم. در ضمن دین آخریته بهایی، چون یک جامعه باید برای ظهور پیامبر بعد مهیا بشه که فعلن از این خبرها نیست و بس الی الخ…-نقل به مضمون به روش اردوان نوشت-»

اما پیام اردوان تی وی: «خدایا مرا فقط فقط فقط از دروغ بر حذر دار، تو توی بقیه اش دخالت نکن. بزار خودم بلدم چه کار کنم. تو که هر بار آمدی کاری کنی شونپختا آدم ترکیدن و مردن و جزغاله شدن و زیر آوار موندن و سونامی خوردن و تو پمپی خاکستر شدن ، بقیه شون رو هم که سپردیم دست خودت دادی دم داخائو و آشویتس و دویست و نه که برات ساختن. داداش تو همین رو به ما بده بقیه اش به خودم مربوطه…»

پی نوشت: یعنی الان ما نه منتظر ظهور باشیم و نه به واسطه بخواهیم با خدا حرف بزنیم و نه گوسفند باشیم دنبال چوپون بگردیم و نه ایقان بخونیم و نه متا ترنا و نراک مون هم از کره گی دم نداشته باشه کی رو باید ببینیم.

بعد می گن ملت هر روز دارن بی دین تر می شن. بابا برید یک کاسه کنید اقلن یه چی بگین این قده ملت رو ای کیو درختی فرض نکنید. آخه بزنی بالا که افتضاح می شه که ننه…

-=-

حضرت دامون روی فیس اش زده:

روزی شیخ دامون به پیرایشگاه محل برفت تا گیسوان خویش را صاف کند. همی جای باسنش گرم نشده بود که بانویی مسلمان با مقنعه وارد شد. شیخ در این لحظه با سوال فلسفی‌ای رو‌به‌رو شد؟ «این جا مسلمون زن تو آرایشگاه مختلط؟ و زیر دست مرد؟ سرو می‌شه؟ نه‌نه حتمن اتاق خصوصی دارن»

ناگه بانو مقنعه از سر بکشید و اسلام به خطر بیافتاد و موهای خویش را مش کرد! شیخ پلاستیک روی گیسوان را به هم کشید و عربده زنان به سمت بیابان برفت…

لطفن یکی بشینه برای ما این تضاد های زیادی فلسفی ادیان رو روشن کنه که کم هم نیست به سلامتی.

-=-

امروز باز روز انتظار بود. چاپخانه قبلی کار را نزد، بعد سه روز مچلایز، فرمودند ما از اسکاژول مان خارج کردیم. مرده شوی ببرد شما و اسکاژ، عمه تون رو و جد آباتون رو ای اینگیلیسی های چشم دریده.

قرار شد کار را یک جای دیگر شروع به زدن کند. تا این شماهر نشریه هفت بیرون بیاید ما خواهیم زایید.

-=-

Advertisements

3 thoughts on “سفرنامه- کلن مدیر کل آخرالزمان ما هستیم بیا پییش مااا

  1. خیلی وقت بود که اینجااا نیومده بودم ، هنوزم قشنگ مینویسی واز نظر من درست این آپتم که شاهکار بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s