سفرنامه- وايستا لعنتي

بيستم مي دو هزار و يازده
ميدان دوپونت. آدم هايي در آمد و شد. صداي آرش سبحاني و ساكسيفون مرد كنار خيابان كه با هم شده آش شله قلمكار در كله ام و اولين پستي كه با آپل انشا مي شود.
آي زمان!
خفه شو اين قدر زود نرو بي پدر، بذار ببينم اصلن كجا هستم…

20110520-202705.jpg

Advertisements

One thought on “سفرنامه- وايستا لعنتي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s