سفرنامه- مورفی یه بلایی سرت بیارم

سوم مارچ دوهزار و یازده

ساعتت را تنظیم کرده ای -ساعت بیولوژیکی را عرض می کنم، من با همان ساعت و زنگش اصولن بیدار می شوم. خواستم برایتان قیافه بگیرم- لباس هایت را اتو کرده -کاری که سال ها است به بهانه گرمای زمین نمی کنم، اما ریشه اش در بی سلیقه گی ام است- درس و مشق هایت را خوانده ای و آماده ای که راس ساعت هفت و سی دقیقه در سر جلسه امتحان باشی. خوشحال می زنی بیرون بعد اول در خانه باز نمی شود.

با لگد کار را راه می اندازی. سوز می آید اما بی خیال هستی و سوت می زنی بعد مانند یک شهروند پشت چراغ عابر می ایستی اما چراغ سبز نمی شود، درست همان ساعت و دقیقه بد بختی تو این چراغ هوس بازی اش می گیرد. سوار مترو می خواهی بشوی باید دویست متر بری پایین و البته همان دقیقه ورود تو پله برقی از کار می افتد.

باید هن هن برسانی خودت را که جا نمانی. بلخره به مترو می رسی خوشحالی که این یکی خراب نبود. به موقع به مترو سنتر هم می رسی و شاد و خرم می بینی علی رغم صف طولانی مردم جلوی پله برقی، معجزه آسا یک لاین باز شده مترو نارنجی دارد درب هایش بسته می شود و تو در کمال ناباوری مویین از لای در رد می شی و سوار برای رفتن به موقع، ساعت را نگاه می کنی: «هفت و یازده دقیقه است» خوش و خرمی و به مردم لبخند می زنی از این ظفر که بلخره داری به موقع می روی در حد بنز مفتخری. ایستگاه به ایستگاه می گذرد، سرت بند است به خواندن و هی دیدی میزنی و بعد می بینی چهل تا ایستگاه رد شدی و به سطح زمین آمدی و خبری از مقصود و مقصد نیست. بله! مترو را درست چپه سوار شدی…

آخ مورفی اگر گیرم بیای که حالیت می کنم.

-=-

– قسم بخور که راست می گی.

– به چی قسم بخورم.

– به هر چی اعتقاد داری.

– قسم می خورم به «هیچی» که راست خواهم گفت.

-=-

زایمانی در روحم حاصل شده است و کمی آرام تر می توانم در این رودخانه پر پیچ و تاب حرکت کنم. اما انتظار انتظار است و به نقل عرب ها سخت تر از مرگ.

-=-

برخوردم به آدم هایی که برای این که یک خاطره یا بخش بد ذهن را بخواهند از خاطر ببرند همه اطراف و اکناف و چیزهایی که در شعاع صد متری اش هم هست را از خاطر بیرون می کنند.

من پیشنهاد می دهم که نه تنها همه را نباید دور ریخت بلکه همان لکه را هم باید به دست زمان سپرد، شاید رفت، شاید وایتکس کمک کند.

-=-

از موسوی خبری نیست. کروبی نیست. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی می گوید آن ها به میل خودشان خانه شان نیستند. بله رفته اند اوشون و فشم برای هوا خوری. آقای صالحی معلوم نیست چه کسی را در این گزینه دراز گوش فرض می کنند.

قرار است باز هفته دیگر سه شنبه ملت دور هم جمع شوند. باز باید دلمان از الان بلرزد که حاکمیت می خواهد سر مردمش چه بیاورد.

-=-

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s