سفرنامه- رهبر انقلاب، برای همه عذاب ها از تو متشکریم

بیست و چهارم ژانویه دوهزار و یازده

صبح خبرها خوب است،  درست این طوری و به روش وطنی:  دو نفر دیگر در ایران اعدام شدند. بعد طرف زده روی صفحه بنده که «آقا تورو خدا این قدر دروغ ننویسید» من مانده بودم که باید بغض کرد یا خندید.

جعفر کاظمی و یک نفر دیگر اعدام شدند. باز هم به بهانه سازمان مجاهدین خلق. با همسر کاظمی، خانم رودابه اکبری سعی کردم تماس بگیرم. فقط گفت نمی توانم حرف بزنم و غم عالم را ریخت در دلم.

نمی شود گفت که در این اعدام ها فقط یک قاضی و یا اجرای احکام سهیم است. آیا رهبر ایران به روز پس دادن هزینه سنگین این بی رحمی ها اندیشیده است؟

-=-

عصر دیدن یک دوست با مهر کلی به من روحیه داد. به من گفته اند آمریکا یعنی آمریکایی زندگی کردن اما من می گویم آدم هایی هر جا هستند که دنبال بهانه برای بی توجهی به دیگران می گردند. تهران هم باشند اسمش را می گذارند تهرانی زندگی کردن یا مشهدی بودن یا هر چیز. اما آدم خوب و پر انرژی همیشه خوب و پر انرژی است. از برنامه های کارم که به جناب فرخ خوب می گویم انگار همه چیز حل شده است، به همین راحتی.

دوست دارم همین جا به هزار دلیل بگویم: «احمد مرامت بیشتر از مرام فیلم های مسعود کیمیاییه، خیلی عزیزه این دل دریایی ات» این احمد ما از اون آدم هایی است که جدی جدی منو یاد مرسدس مسعود کمیایی می ندازه.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s