سفرنامه- کشته شدن مردم در مشیت کمدی الهی

نهم ژانویه دوهزار و یازده

من امروز به خانه نو می خواهم چون نو عروسان بار سفر ببندم اما عیش مارا سی ان ان منقش می کند. باز یک هواپیمای دیگر در نزدیکی ارومیه می خورد زمین. باز حرف ها شروع می شود. آقای وزیر خوشحال است. بهبهانی می گوید اولندش که تعدادشان کم بوده دومندش این که ایران تعداد سانحه های هوایی اش کم است سومندش این که مشیت الهی بوده است. هفتاد و هشت تا مرده و یک هواپیمای سی و هفت ساله و هزاران عزادار، آقای وزیر فک کنم شما «کریستال» زدی، داغی حالیت نیست.

اگر در این سر دنیا یک وزیر که نه مدیر یک ایستگاه آتش نشانی این حرف را زده بود، تا حال از خشتک آقای اوباما تا خانم کلینتون و آبدار چی کاخ سفید ملت سفره درست کرده بودن. اما می بینید؟ مردم عادت کرده اند، انگاری به سقوط کردن هواپیما، به دروغ گویی مسوولان، به بی تفاوتی رهبران اخرت گرای مملکت و همه این ها. فقط بلدند انگاری در عزای بچه شان گریه کنند و بعد آقای وزیر بگوید: ببینید تقصیر مردم است.  ما می گیم هوا خرابه باز می گن یه پرواز دیگه بزارین.

از این داستان یاد اون ماجرای اعتراضه می افتم: «حضرت والا اگر می شه فقط تعداد گزمه ها رو بیشتر کنید»

-=-

به سامان شدیم. معشوقه به سامان شد! تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد (اصلن تایید نمی کنم فک کنم کاملن برعکس شد) تا باد چنین بادا.

روز کار است وسایل را ولو کرده به نت وصل می شوم و دو تا مصاحبه از کارشناسان و یکی دو تا از میهمان داران و مشکلات پیش روی کار حرفه ای شان. تا منتشر شود من هنوز با خودم مشغولم. یعنی این صبوری ملت خوبه یا بده بلخره؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s