پاییز آمد که آمد تو برو بکپ

این مفت نوستالوژی ها دیگر به گمانم زیاد خریدار ندارد. شده تکرار مکررات و آیینه دق یک گروه آدم. فقط خواستم بگم:

عصر آمدم خانه

خوابیدم

دل گرفت

خواب بی ربط پاییزی دیدم

یاد سرما خوردگی بچه گی افتادم

حالم بد شد

برگ ها زرد هستند

من تنها هستم

حالا هم برو بمیر…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s