خواب افشین قطبی را دیدم

خواب می بینم در سنگاپور هستم و بازی ایران و سنگاپور است. ایران دراین بازی نمی دانم برده است یا باخته اما می خواهم در راه پله هواپیمایی که در حال برگشت به ایران با آن هستم، کسی را بغل کنم و برای خدا حافظی ببوسم. مامور پای پلکان عصبانی می شود و پله را از هواپیما جدا می کند.

داد می زند که مگر نمی دانی کسی در ایران حق ندارد کسی را ببوسد. من به نظرم می رسد که این جا هنوز سنگاپور است و من وارد ایران نشده ام. اما ماموران که انگار عصبانی هستند پله کان را جدا می کنند و من و آن فرد مورد بوس واقع شده را به بالا می برند، آن قدر که می بینم همراهم از وحشت تکان نمی خورد.

آن ها پله را می گردانند.  در ارتفاع این کار را می کنند تا ما پرت بشویم. می گویند مجازات شما پرت کردن از بالای کوه است و من فکر می کنم که چون کوه نیافته اند از بالای این پله می خواهند پرت کنند.

پله به پایین در دوران می رسد و من دست همراهم را می گیرم از پله می پریم روی زمین. می بینم جلوی پایم ماسک صورت کسی افتاده است. ماسک صورت افشین قطبی است.

با خودم فکر می کنم پس تا الان او ماسک می زده است و کسی نمی دانسته…

2 دیدگاه برای «خواب افشین قطبی را دیدم»

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s