روزی بدون سگرمه های آویزان در اتوبوس شرکت واحد

این یک ویدئو کلیپ است. این را خودم هم می دانم نیازی نیست شما تذکر بدهید. اما چیز دیگری که هست این است که بعد از دیدن این کلیپ، با خودم مروری به قیافه های پشت چراغ قرمز دم صبح و آدم های غم زده توی اتوبوس ها کردم که گاه گاهی منو در غم و اندوه خودشون بی اختیار سهیم می کردن. اما همیشه توی دلم بود یه روز وقتی این آدم های خسته سر صبح رو توی اتوبوس ها می بینم که همشون انگاری غرق در افق های بی نوری هستند که مسخ شده به جایی نگاه می کنن، پشت چراغ قرمز که معمول توی ولایت ما راننده هایش در جلو رو باز می گذاشتند بپرم بالا و برم تو داد بزنم:

«می دونم خسته هستین، می دونم تنهایین، اما تورو خدا یه بار توی اتوبوس حال همو بپرسین. نزارین غم همه دلتون رو بگیره…»

همیشه می گفتم اگه تو اون اوضاع غم آلود اون مردم توی اتوبوس یکی پاشه برقصه خیلی معرفت کرده.

این کلیپه منو یاد اون افسانه شخصی ام انداخت.

1 دیدگاه برای «روزی بدون سگرمه های آویزان در اتوبوس شرکت واحد»

  1. این جا , تو اتوبوس , اگه دلمون هم بخواد ملت فکر میکنن کلن تعطیلیم پس بهتره اخم کنیم وسر جامون بشینیم اینجوری حداقل رنگ جماعت میشیم

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s