زیبای من خدا نگه دارت

موسیقی Bella Chiao یک آواز ایتالیاییه که در جنبش مقاومت علیه فاشیسم در ایتالیا بعد از جنگ جهانی دوم خونده می‌شده. شاعرش مشخص نیست و موسیقی‌اش در اصل از یک موسیقی فولکلور ایتالیاییه…

یک روز صبح از خواب برخواستم

آه خدا حافظ زیبا، خدا حافظ زیبا

یک روز صبح وقتی از خواب برخواستم

دشمن همه جا را گرفته بود

ای مبارز

مرا با خودت ببر

آه خدا حافظ زیبا، خدا حافظ زیبا

ای مبارز

مرا با خودت ببر

چرا که من برا کشته شدن آماده ام

اگر من به عنوان یک مبارز کشته شدم

ای مبارز

تو باید بیایی و مرا به خاک بسپاری

مرا در کوهستان ها به خاک بسپار

آه خدا حافظ زیبا، خدا حافظ زیبا

و شاخه گلی بر گورم بکار

روزت مبارک خبرنگار

راستش این روزها نمی دانم چرا دیگر دست و دلم به نوشتن نمی رود. روز خبرنگار هفده مرداد همیشه این موقع یادم می آید با بچه های خانه مطبوعات به سر و کله هم می کوبیدیم. برگزاری مراسم و داستان گرفتن هدیه از این ور و آنور چلوکباب کوبیده و مرغ و از این حرفا برای مراسم شام شب روز خبرنگار.

شاید بد نباشد بدانید من سه ماه به محمود صارمی در یک اتاق در مزار شریف زندگی کردم. خاطره های مخصوص همان روز ها را دارم. شب هایی که کارمان خندیدن به اخبار تلوزیون مزار بود که در هر ده جمله اش شش تا تعریف از آقای دوستم رهبر جنبش شمال بود. اما اون روزها هیچ وقت فکر نمی کردم خیلی زود خبر تیر باران شدن یک خبرنگار را در همان شهر به دست طالبان خواهم شنید. محمود وقتی کشته شد دوستی به من زنگ زد و گفت: دوستی داشتی که با هم در مزار بودید… دیروز کشته شد!

خبر همین قدر بود. صارمی که مرد تازه ملت یاد ارزش گذاردن به خبر نگار افتادند. یاد این که این بیچاره ها دست شان از همه جا کوتاه است و مرغ عروسی و عزا هستند.

امسال اما هیچ دل و دماغی ندارم. دیگر خبرنگار بیرون از زندانی نمی شناسم.

نیمه کاره این نوشته را رها کردم دیدم واقعن دل و دماغ ندارم.

این شد روزنامه نگاری…