هر دم از این باغ که چه عرض کنم…

ظاهر امر این جوری است که این مردان مقتدر ما که دست به بکش اش شان هم تازه خوب است. نیت کرده اند کشته ها از هم کم نشود…

یک جوان برومند دیگر هم به خون غلطید. صبر کنید خبرتان می کنم.

راستی چه خبر از نماز جمعه؟ این روزها با هر کی حرف می زنم نماز جمعه رو شده است.

…جوان دیگری که توسط لباس شخصی ها به شدت زخمی و در بیمارستان بستری شده بود، درگذشت. یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تیر ماه توسط نیروهای بسیج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بلافاصله توسط دوستانش به بیمارستان لقمان انتقال یافت. یعقوب بروایه که در کنترل کامل مامورین تحت مداوا قرار داشت، از این حادثه جان سالم به در نبرد. او تنها دقایقی پیش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زیر لب گفت: مادر من برای آزادی کشته شدم…. و چشم فروبست. ماموران امنیتی پیکر بی جان یعقوب را تحویل گرفتند و به محل نامعلومی بردند و سرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد یعقوب به خاک سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند که از هر گونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری کنند…

1 دیدگاه برای «هر دم از این باغ که چه عرض کنم…»

  1. اولین پیروزی مردم. در پی حرکت باارزش و هوشمندانه مردم ایران در تحریم اس ام اس، شرکت مخابرات دولت خامنه ای با حرکتی احمقانه برای مقابله و جبران این بودجه نرخ قیمت هر دقیقه تلفن همراه را بدون اطلاع و پنهانی از ۴۴۷ ریال به ۷۷۲ ریال افزایش داده است. در قدم بعدی ما نیز مدت زمان مکالمات خود را به حداقل می رسانیم. لطفا اطلاع رسانی کنید. زنده باد آزادی. نابود باد دیکتاتوری ج.ا.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s