Z

این روزها نمی دونم چرا دوباره دچار همون غم و اندوه های یک باره دوران جنگ می شم. هر چی با خودم کلنجار می رم درست نمی شه…

یک باره می ریزه توی دلم و می خواد خفه ام کنه.

روی بالاترین دیدم یک تکه از فیلم «زد» رو یکی گذاشته، دیدم این بار چه بد جوری دلم رو گرفت…

همیشه فکر می کردم این فیلم گوستاو گاوراس تاریخ داره اما ظاهرن…

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s