ابراهیم یزدی دستگیر شد

دستگیری و بازداشت آقای دکتر ابراهیم یزدی

رئیس شورای مرکزی و دبیرکل نهضت آزادی ایران

مشروح خبر به نقل از روابط عمومی نهضت: به اطلاع هم میهنان عزیز می رساند بنا بر اخبار رسیده  در ساعت سه بعدازظهر امروز چهارشنبه ، ماموران دادگاه انقلاب تهران به بیمارستان پارس تهران مراجعه و آقای دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران را که به منظور انجام معالجات تخصصی در آن بیمارستان بستری بودند دستگیر و به همراه خود برده اند و منزل ایشان نیز مورد بازرسی قرار گرفته است . از نوع اتهام و نحوه ابلاغ آن به آقای دکتر یزدی، به دلیل قرار داشتن بیمار در بخش مراقبتهای پزشکی و عدم دسترسی همراهان به ایشان ، اطلاعی در دست نمی باشد.

پیش از این نیز آقایان مهندس محمد توسلی عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر سیاسی ، دکتر غفار فرزدی عضو شورای مرکزی و مسئول واحد استان آذربایجان شرقی، مهندس مجید جابری ، رحمت الله امیری ، روح الله رحیم پور، امیر حسن جهانی ، دکتر علی اشرف سلطانی آذر و رحیم یاوری از اعضای نهضت آزادی ایران در تبریز  و  محمد رضا احمدی نیا،  احمد افجه ای ، مهندس عماد بهاور، مجتبی خندان ، سعید زراعت کار، مهندس روح الله شفیعی و دکتر علی مهرداد از اعضای شاخه جوانان نهضت آزادی ایران در تهران به روشهای مختلف از قبیل مراجعه شبانه به منازل ، احضار و یا برخورد در حین انجام راه پیمایی مسالمت آمیز و اعتراضی نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران دستگیر شده و در بازداشت بسر می برند.

روابط عمومی

نهضت آزادی ایران

سبز ها در تیم ملی هم هستند

در مسابقه‌ی امروز فوتبال ايران و کره جنوبی که در حال انجام می‌باشد (۰-۱ برای ایران)، شش بازيکن غيور ايرانی از يازده يار تيم ملی؛ شامل مهدی مهدوی‌کيا (کاپيتان)، علی کريمی، جواد نکونام، مسعود شجاعی، حسين کعبی و محمد نصرتی با مچ بند سبز به زمين مسابقه آمدند تا با مردم ايران اعلام همبستگی کنند.
اغلب اين بازيکنان زير پيراهن سفيد ملی، پيراهن سبز به تن دارند تا هنگام گل زدن با نمايش آن، گل‌شان را به مردم تقديم کنند.

qga6lng1mfuht3ixjvf3

هشدار سپاه پاسداران به سایت ها و وبلاگ ها

سپاه پاسداران ایران با انتشار اطلاعیه ای، گروهی را متهم کرده که با «دروغ ها و تهمت های ساختگی و سازماندهی شورشها» از طریق اینترنت به»تبلیغ آشوبگری» و «شایعه پراکنی» مشغولند.

بنابر اطلاعیه ای که «مرکز بررسی جرایم سازمان یافته» وابسته به سپاه پاسداران منتشر کرده، از مدیران سایت های اینترنتی خواسته است مطالبی که حاوی «تبلیغ آشوبگری و تهدید مردم و شایعه» باشد را حذف کنند و گرنه «اقدامات قانونی ما می تواند برای آنها بسیار سنگین باشد.»

این مرکز در اطلاعیه خود تاکید دارد که در بررسی خود «در فضای سایبر به موارد متعددی از سایت های خبری منحرف برخورد کرده که با تغییر رویکرد و ایجاد سایت ها و وبلاگهای متعدد به تشویش اذهان عمومی، تبلیغ اغتشاشگری و ایجاد آشوب های خیابانی» پرداخته اند.

مرکز بررسی جرایم سازمان یافته معتقد است که این سایت ها و وبلاگ ها «با دروغ ها و تهمت های ساختگی و سازماندهی شورشها به اقدامات غیرقانونی خود در زمینه تخریب و اخلال در نظرم و امنیت عمومی دامن می زنند.»

سپاه پاسداران با تشبیه این سایتها و وبلاگ ها به مراکزی سازمان یافته، آنها را متهم کرده که «با حمایت مالی و فنی شرکت های کانادایی و آمریکایی و رسانه های تحت حمایت سازمان های اطلاعاتی آمریکایی و انگلیسی (رادیو زمانه، رادیو فردا، بی بی سی فارسی)» فعالیت می کنند.

معمولا در ایران تخلفات اینترنتی از سوی نهادهای قضایی و انتظامی و وزارت اطلاعات مورد پیگیری قرار می گیرد اما از اواخر سال گذشته تشکیلاتی با عنوان «مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سایبری» سپاه پاسداران فعالیت خود را در این زمینه آغاز کرده است.

این مرکز می گوید که عوامل اصلی این «شبکه های اینترنتی مخرب» را شناسایی کرده و به زودی مستندات خود را منتشر خواهد کرد.

دولت مالزی: زبان درازی کنید بیرونتان می کنیم

پیش از این هم درمورد اعتراض ایرانیان در مالزی نوشته بودم و اشاره کرده بودم که پلیس این کشور ایرانیان معترض را در مقابل دفتر سازمان ملل با گاز اشک اور و تیر هوایی متفرق کرده اند.

اما این بار ظاهر امر نشان می دهد این  دولت جندان رغبت ندارد که این جا کسی شلوغ کند. آقای حشام الدین تون حسین وزیر داخله مالزی اشاره کرده است که در تظاهرات هفت صد نفری ایرانیان پلیس با مماشات رفتار کرده است و این بار آن ممه را لولو برد. ویزایتان را باطل می کنیم و سرته آویزتان می کنیم.

جناب حشام ظاهرن در راستای احتمال ادامه این اعتراضات در مالزی علاج واقعه قبل از وقوع کرده.

دو دلیل ساده:

شریک خوب و ناناز تجاری را کی رها می کند و بچسبد به چهار تا دانشجو

دوم این که کلن بد آموزی دارد…

نگاهم کن

وقتی دستت، چوبت، چماقت را بالا می بری نگاهم کن.

من آن کودک هفت ساله هستم که رنگ صورتی جورابهايم را ممنوع کردی و مقنعه مشکی سرم کردی تا آن قدر صورتم کوچک شود که خودم را در آينه نشناسم.

من آن دختر نه ساله هستم که پيش از آنکه بدانم خدايي هست يا بخواهم باشد مکلف به پرستيدنش کردی.

من آن دختر دوازده ساله هستم که يادم دادی همه مردها جز پدر و برادرم نامحرم هستند. نامحرم يعنی گرگ. يعنی خطر دريده شدن. وقتی با پسر خاله ام بازی می کرديم به چشمان روشن قهوه ايش نگاه می کردم و فکر می کردم حتما» اشتباهی پيش آمده است.

من آن نوجوان چهارده ساله هستم که انشاهايم را دوست نداشتی و معلم ادبياتم را توبيخ می کردی که چرا اجازه می دهد طنز بنويسم و همه چيز را به بازی بگيرم.

من آن دختر شانزده ساله هستم که برايم کارت نماز صادر کردی و روزانه مهر می کردی که حساب کتاب خداوند عليم را آسان تر کرده باشی.

من آن دختر هجده ساله هستم که فروغ فرخزاد را می پرستيدم بدون آنکه تو اجازه داده باشی.

من آن جوان نوزده ساله هستم که پشت کنکور ماندم و زندگی بيرون قفس را تاب نياوردم.

من آن جوان بيست ساله هستم که در قفس را باز کردم، وارد شدم، در قفس را بستم، قفل کردم و کليدش را به تو دادم.

خود کرده را تدبير نيست.

من آن جوان بيست و پنج ساله هستم که فهميدم در ازای يادگرفتن الفبای فارسی الفبای زندگی کردن را فراموش کرده ام، سرگشته ی باز آموختن شدم.

من آن زن بيست و هفت ساله ام، در کمد لباسهايم هيچ لباسی که تو بپسندی پيدا نمی شود در کمد ذهنم هم همين طور . تمام خيابان ها مال توست سعی می کنم کمتر و کمتر روی مالميک پا بگذارم، قفس بزرگتر شده است.

من شازده کوچولوی بيست و نه ساله ام که فهميده ام اشتباه روی اين سياره پايين آمده ام. خيلی پيشتر ها بايد می فهميدم همان موقع که جورابهای صورتيم را دوست نداشتيد، همان موقع که صدای خنديدن هايم را دوست نداشتيد همان موقع که …

دستت را که پايين بياوری من به اخترکم بر می گردم و هرگز دلم برای شما تنگ نمی شود . آنجا کنار آتشفشانها و گل سرخم می نشينم و سعی می کنم شما را از ياد ببرم تنها گاهی روزها برای دلتنگيهای دختران و پسران شوربخت سياره تان بيست و سه بار غروب آفتاب را تماشا خواهم کرد.

24 خرداد ماه 88 / سميه سمسار