صدایش پایش همه خواسته ام از اوست

می شنوم 

می شنوم 

صدای پای کسی را که آشنا است 

آشنایی که فقط از صدای پایش می شناسمش 

کسی که هیچ گاه ندیدم صورتش چگونه است 

اما او در این نیمه شب چون همیشه از پشت این پنجره می گذرد و 

در زیر پنجره نیمه باز اتاقم فقط دمی می ایستد 

من مانده همان دمی ایستادنم

من عاشق سایه هستم

سایه ای که سایه است اما هست 

او حتا در باران هم می آید

در نیمه شب 

می داند که مرا تنها نباید بگذارد

می داند که همین قدر هم مرا بس است

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s