مسیح مهاجری:

مسائل اقتصادی که در صحبت های دوستان هم به آن اشاره شد، مهم است اما زیربنا نیست. آن چه زیربناست و به ارزش ها برمی گردد، «صداقت» است و در مکتب دولت فعلی دروغ گفتن مستحب مؤکد و واجب است…

مراتب تشکر و قدرانی

جناب آقای منوچهر متکی 

این جانب بابت پشت کار شما برای کشف «سنت وينسنت آلارديس» و پذیرفتن مقامات رسمی آن برای دیدار، مراتب قدردانی خود را اعلام می دارم. بی شک این مجموعه از کلیه کشفیات شما بر روی کره خاکی و غیر خاکی و سماوی کمال قدردانی را دارد. شما خادم به علم بوم شناسی هستید منوچ جان.

 

مدیر کل امور کشف قبایل ناشناخته نشنال جئوگرافیک مقیم مرکز

پاسخ حسین شریعت مداری به مهدی کروبی

آقاى کروبى! شما را چه مى شود؟! 
دیروز آقای کروبی در اقدامی که از یک روحانی بعید به نظر می رسید فحش نامه مفصلی علیه اینجانب و کیهان صادر کرد متن این فحش نامه به طور همزمان در روزنامه های زنجیره ای و سایت های ضدانقلاب به اصلی ترین خبر تبدیل شد و دو روزنامه اعتماد و اعتمادملی آن را به عنوان تیتر اول خود برگزیدند که انشاءالله این هماهنگی برخی از اصلاحاتچی های داخلی و سایت های ضدانقلاب خارجی مثل دهها و صدها مورد دیگر تصادفی! بوده باشد. 

و اما درباره فحش نامه آقای کروبی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به بیان چند نکته بسنده می کنیم: 

1- ابتدا باید از آقای کروبی پرسید کدامیک از فحش ها و تهمت هایی که علیه کیهان آورده اید، قبل از شما از سوی رادیوهای بیگانه نظیر اسرائیل و رادیو آمریکا و سایت های سلطنت طلب و ضدانقلاب نثار کیهان و مدیرمسئول آن نشده است؟! خودتان قضاوت کنید. بنابراین از ژرفای دل خدا را شکر می کنیم که به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامی و خط مبارک امام(ره) مورد عتاب و فحاشی دشمنان تابلودار خارجی قرار گرفته ایم و از همزبانی احتمالا ناخودآگاه برخی دوستان داخلی با آنها عمیقاً متأسفیم. 

2- ماجرا این بود که جنابعالی در صفحه اول روزنامه خود با تیتر درشت خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته بودید «اعدام کودکان را متوقف کنید»! چنانچه گویی همه روزه در ایران اسلامی دهها کودک را به جوخه اعدام می سپارند و جنابعالی خواستار توقف آن شده اید!! 

 

3189_1158109190090_1148574057_30446990_5971074_n

 

راستی! آقای کروبی مگر دقیقاً در همین روزها رژیم اشغالگر قدس به جرم کودک کشی مورد اعتراض و خشم مردم جهان قرار ندارد؟ و مگر نخست وزیر رژیم صهیونیستی ادعا نمی کند که اتهام کودک کشی را جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل وارد کرده است؟ بنابراین اگر ادعای شما خطاب به نظام اسلامی که «کودک کشی را متوقف کنید»! همصدایی-البته ناآگاهانه- با اسرائیل و آمریکا نیست، پس چیست؟! چرا به جای آن که از ادعای اسرائیل پسند خود نگران باشید، به کیهان که این همصدایی را ملامت کرده است فحش می دهید؟! یعنی شما نمی دانید که ادعای شما را دقیقاً و بی کم وکاست اسرائیلی ها علیه ایران اسلامی مطرح کرده اند؟ اگر می دانید که چه عرض کنم؟ و اگر نمی دانید که دانستن این مسائل یکی از مصادیق «سواد» است! 

3- جناب کروبی مگر فردای آن روز که تیتر یاد شده را در روزنامه اعتماد ملی چاپ کردید، به خاطر ناروا بودن آن از خوانندگان عذرخواهی نکردید؟ روزنامه تان که موجود است و نمی توانید انکار کنید. بنابراین باید پرسید اگر خودتان اعتراف دارید که ادعای بی جا و سخیفی کرده اید چرا به کیهان که قبل از اعتراف شما به آن اعتراض کرده بود ناسزا می گوئید؟! و چنانچه ادعای خود را قبول دارید چرا عذرخواهی کردید؟! 

4- در فحش نامه خود به گونه ای ناشیانه کوشیده اید صورت مسئله را عوض کنید و موضوع اعدام افراد زیر 18 سال را مطرح کرده و از نگارنده، پرسیده اید «شما بر مبنای کدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت قانون مجازات افراد زیر 18 سال می شوید؟» 

آقای کروبی! چرا طفره می روید؟ موضوع را عوض نکنید! بنده به بحث فقهی شما اعتراض نکرده ام بلکه به ادعای اسرائیل پسند جنابعالی که هم دروغ محض و هم تهمت ناروا به اسلام و انقلاب است اعتراض داشته ام. 

ضمناً؛ مگر جای بحث فقهی درباره مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال در روزنامه هاست؟ تاکنون کدامیک از فقهای بزرگوار اینگونه بحث ها – دقت کنید بحث درباره موضوع و نه نتیجه آن- را در روزنامه ها مطرح کرده اند؟! آیا بهتر نبود به جای اینهمه آسمان و ریسمان کردن، یک باردیگر بیانیه خود را مرور می کردید و از مردم پوزش می خواستید. 

5- حق با شماست! بنده دانش فقهی ندارم ولی اولا؛ مگر بحث فقه است که به دانش فقهی نیاز باشد؟ و ثانیاً؛ مگر دانش فقهی جنابعالی در حد و اندازه ای است که ادعا کرده اید؟! طوری نوشته اید که انگار همه فقهای بزرگ قلم ها را زمین نهاده و دفتر و کتاب ها را کنار گذاشته اند تا نظر فقهی حضرتعالی را بشنوند؟! 

6- در فحش نامه کذایی به سوابق خود اشاره کرده و به آن بالیده اید که ضمن تقدیر و تحسین به خاطر اینهمه شکسته نفسی و تواضع!! نظر جنابعالی را به فرمایش تعیین کننده حضرت امام(ره) جلب می کنم که می فرمودند «میزان حال فعلی افراد است» . بنابراین بهتر است برای ارزیابی «حال فعلی» افراد، معیارهای بنیادین امام راحل(ره) را ملاک قضاوت قرار دهیم به یقین می پذیرید که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»! هست؟! 

7- اینجانب را به زعم خود ملامت کرده اید که بازجو بوده ام. بنده هیچگاه بازجو نبوده ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران که متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است و خدا را شکر می کنم که به لطف او مانند کسانی نیستم که برای کسب قدرت همراه بادهای سیاسی به این سو و آن سو کشیده می شوند و مثلاً در زمان حضرت امام(ره)، گروهک نهضت آزادی را غیرقانونی می دانند و بعدها با همین افراد که به قول امام راحل(ره) آمریکایی هستند، پالوده می خورند و یا یک روز از خط امام دم می زنند و روز دیگر با کسانی که به آن بزرگوار اهانت کرده اند، ائتلاف می کنند! و یا یک روز با حضرت امام(ره) علیه دزدان بیت المال همصدا می شوند و روز دیگر از یک مفسد اقتصادی پولهای کلان می گیرند و… بگذریم که گفتنی در این باره بسیار است و قلم در نیام به صلاح نزدیکتر. 

8- مرا متهم کرده اید که علیه -به اصطلاح- روشنفکران قلم زده ام ولی مصلحت ندانسته اید که بفرمائید آنها چه کسانی بوده اند؟ برای کیهان افتخار بزرگی است که علیه دشمنان اسلام و امام و انقلاب قلم زده و هویت واقعی آنها را افشا کرده است. کسانی که؛ «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین» می دانستند! اسلام را متعلق به 1400 سال قبل دانسته و قوانین آن را غیرقابل اجرا معرفی می کردند! شهادت امام حسین علیه السلام را نتیجه خشونت طلبی- نستجیربالله- جدش رسول خدا (ص) در جنگ های صدر اسلام می دانستند! کسانی که «انقلاب اسلامی را عامل عقب افتادگی» می نامیدند! آنها که می نوشتند «ائمه اطهار(ع) هم قابل انتقاد هستند»! و یا «اصلی ترین مشکل ما برای برقراری دموکراسی در کشورمان این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! و می نوشتند «منشأ خشونت همین احکام فقهی است»! و «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! و می نوشتند «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! و… 

جناب کروبی! کیهان خدای سبحان را شاکر است که به لطف و عنایت او علیه این جرثومه های فساد و تباهی قلم زده است و از جنابعالی که لباس مقدس روحانیت را بر تن دارید تعجب می کند چرا مقابله کیهان با این جریانات منحرف و ضد خدا و اسلام را جرم می دانید؟! و این سوأل جدی مطرح است که چرا حضرتعالی با این جرثومه های فساد و تباهی ائتلاف سیاسی داشته و در مقابل اهانت های صریح – و نه پنهان و مخفی- آنان مهر سکوت بر لب زده و می زنید؟! بدیهی است که نمی توانید لاطائلات مکتوب این عده در جبهه سیاسی وابسته به خود را انکار کنید، چرا که تماماً آشکار و علنی بوده است. و صد البته نمی توانید سکوت خود در برابر این اهانت ها را توجیه بفرمائید! حالا قضاوت بفرمائید شما قابل ملامت هستید که با این جماعت همراه بوده اید یا کیهان که علیه آنها قلم زده است؟! آیا شما حامی روحانیت و فقاهت و مراجع بوده اید؟ یا کسی که با این جرثومه های فاسد در افتاده است؟! جنابعالی به کلام حضرت امیر(ع) در ماجرای کشیدن خلخال از پای دختر یهودی استناد کرده و نتیجه گرفته اید اگر کسی در مقابل اهانت به فلان و فلان بمیرد بر او ملامتی نیست که باید عرض کنم نظرتان درباره کسی که از قصه پرغصه سکوت یک روحانی در مقابل اهانت به رسول خدا(ص) بمیرد چیست؟! 

9- راستی! آقای کروبی! آیا جنابعالی شخصیت خود را -نستجیربالله- از رسول خدا(ص)، ائمه اطهار و حضرت امام(ره) برتر می دانید؟ به یقین پاسخ منفی است و ساحت جنابعالی از این اتهام دور است. بنابراین چرا در مقابل اهانت هم حزبی های خویش نسبت به آن بزرگواران سکوت کردید و هنگامی که خودتان به خاطر همزبانی با دشمنان اسلام مورد انتقاد قرار گرفتید، فحش نامه صادر فرمودید؟! 

10- نوشته اید «شگفتا که در دوران شاه اعضای حزب توده، رستاخیزی و ساواکی می شدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی می پرداختند و پس از انقلاب برخی افراد که سابقه وابستگی به گروههای ضد انقلاب داشتند لباس مطبوعاتی می پوشند». 

دراین باره لازم است عرض کنم، برخی از افراد یاد شده در حزب و گروه شما بوده اند و اما اینجانب به گواهی پرونده ام هرگز عضو گروهی نبوده و از نوجوانی مقلد حضرت امام(ره) بوده ام. شما می توانید از برخی دوستان خود نظیر آقای سرحدی زاده، کاظم بجنوردی، و سایر زندانیان سیاسی (10 سال تا ابد) بپرسید که چه کسانی جمع زندانیان مسلمان را از جمع منافقین جدا کردند و چه کسانی از طریق ملاقاتی ها و پیام به بیرون زندان با حضرت امام(ره) و یا نمایندگان ایشان تماس گرفته و از ایشان راهنمایی می خواستند و چه کسانی… بگذریم. 

11- پرسیده اید که آیا بنده تاکنون ملاقاتی با حضرت امام(ره) داشته ام؟ برای مزید اطلاع جنابعالی باید بگویم؛ آری، بارها توفیق زیارت آن بزرگوار را داشته ام و از جمله، بعد از دستگیری اعضای حزب توده با واسطه شهید محلاتی که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره) در سپاه بودند برای مباحثه با احسان طبری درباره مارکسیسم و نقد آن مأموریت یافتم و بعد از بازگشت مرحوم احسان طبری به اسلام- که نتیجه مستقیم مراجعه وی به شخصیت عظیم حضرت امام(ره) و آثار استاد شهید مطهری بود- مورد لطف حضرت امام(ره) نیز قرار گرفتم. شهید محلاتی به ظاهر در میان ما نیست ولی اسناد آن که موجود است. بپرسید و یا به سخنرانی شهید محلاتی در اجتماع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب شیراز مراجعه بفرمائید و موارد دیگری که اطلاع از آن برای جنابعالی به آسانی امکانپذیر است. 

12- در جای جای فحش نامه خود به انتخابات اشاره فرموده و این پرسش منطقی را بی پاسخ گذاشته اید که مگر به خاطر انتخابات باید دفاع از اسلام و انقلاب را تعطیل کرد؟ 

13-اگرچه هنوز گفتنی های مستند دیگری باقی است اما فقط به یکی دیگر از اصلی ترین گفتنی ها که جان کلام نیز هست اشاره می شود. 
به فحش نامه ای که دیگران برایتان نوشته و جنابعالی امضاء فرموده اید یک نگاه دیگر بیندازید. ملاحظه فرمودید؟! حالا خودتان قضاوت کنید که مخاطب این فحش نامه کیهان است یا در آن، برخی از ضدانقلابیون به بهانه کیهان، بغض ها و کینه های فروخورده خود از امام(ره) و انقلاب را خالی کرده اند؟! اگر کسانی که فحش نامه را برایتان نوشته اند فقط به کیهان فحش داده بودند، هرگز پاسخی نمی دادیم، ولی…. 

راستی آقای کروبی! نگاهی هم به سایت های ضدانقلاب بیندازید و پیچ رادیوهای بیگانه را بپیچانید، برای شما چه هورایی می کشند و به خاطر فحش نامه کذایی چه تشویق و تقدیری است که پشت سرهم نثارتان می کنند!…یادتان هست که امام(ره) می فرمودند هر وقت دیدید دشمنان اسلام از مواضع و عملکرد شما حمایت می کنند در کار خود شک کنید؟ 

جناب آقای کروبی! 
باور بفرمائید- و چنانچه باور ندارید در آینده ای نزدیک به چشم خود می بینید- که برخی از اطرافیان شما نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند بلکه حضرتعالی را تنها در حد یک بلندگو برای اظهارات ساختارشکنانه می خواهند. چرا؟! آنها در پی آنند که شمارا بیرون از نظام قلمداد کنند تا انتخابات آینده را آنگونه که آمریکایی ها با صراحت اعلام داشته اند به انتخاباتی دو قطبی که یک قطب آن پای در بیرون نظام دارد تبدیل کنند. بدیهی است که حضرتعالی علی رغم انتقادات جدی که به برخی از مواضع و عملکردتان وجود دارد، شخصیتی در حوزه نظام اسلامی هستید همانگونه که آقای مهندس موسوی نیز چنین است. کیهان در پی اثبات این واقعیت است بنابراین اگر هم انتقادی می کند خیرخواهانه و دلسوزانه است حتی اگر لحنی تلخ داشته و گاه با تمثیل ها و لطیفه هایی همراه باشد که فقط تمثیل است و طنز و همانطور که می دانید «مثل عین ممثل» نیست، اما برخی از اطرافیان شما حضرتعالی را بیرون از نظام می پسندند همانها که در گذشته ای نه چندان دور در مقابل شما ایستاده بودند. حالا قضاوت بفرمائید کدام دوست و کدام دشمن است؟ 

حسین شریعتمداری

نامه مهدی کروبی به حسین شریعتمداری

مدیرمسوول محترم روزنامه کیهان

با سلام وفق قانون مطبوعات این جوابیه را در روزنامه کیهان منتشر فرمایید .

با تشکر

مهدی کروبی

بسمالله الرحمن الرحیم

و قل اعوذبک من همزات الشیاطین(مومنون، ۹۷ )

آقای حسین شریعتمداری

مدیرمسوول روزنامه کیهان

سلام علیکم

طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جریده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم اردیبهشتماه ۱۳۸۸ با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط،یکی به زبان لودگی و دیگری به زبان امنیتی اینبار علیه اینجانب مهدی کروبی به تهمت و هتک حرمت روی آوردهاید و دوستان و یاران مرا هم بینصیب نساختهاید، بلکه در پردهدری، درهای تازه گشودهاید و همگان را نه در مقام روزنامهنویس که در جایگاه یک مقام امنیتی به وابستگی به رژیم صهیونیستی متهم کردهاید. وااسفا که در جمهوری اسلامی، این نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست کسی افتاده که در جایگاه نمایندگی رهبری در معظمترین موسسه مطبوعاتی حکومتی نهتنها از مشی رهبری پیروی نمیکند بلکه با سوءاستفاده از موقعیت شغلی خویش و جایگاهی که در مقام بهرهمندی از اموال عمومی دارد بنگاه دروغپراکنی راه انداخته و پس از عمری در پوستین خلق افتادن و نقش پراودای ایرانی را بازی کردن و هتک حرمت مراجع عظام تقلید و روشنفکران برجسته دینی و مدیران خادم ملت اکنون به سراغ فردی آمده که هرگز داعی دفاع از خویش نداشته و همواره کوشش کرده آبروی ریختهشده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و میانجیگری و میانداری و میانهروی و ریشسفیدی به آنان بازگرداند و همواره با این روش از جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و راه امام پاسداری کرده است. اکنون اما نوبت به خود من رسیده است که از عنایات و کنایات کیهان بیبهره نمانم و بدانم که این بنگاه دروغپراکنی از تحریف مواضع مهدی کروبی ناامید شده به توهین روی آورده است. بارها از تحریف کیهان در عبارات و کلمات منسوب به خویش گذشت کردم چراکه تیغ کیهان در دریدن اعتماد مردم به اصلاحطلبان را کندتر از آن دیدم که نیازی به در افتادن با کیهان باشد اما اکنون که حد گذراندهاید و از آن بدتر افزون بر من، یارانم را نیز متهم ساختهاید چارهای جز آن ندیدم که با شخص شما یک بار برای همیشه سخن بگویم و حجت تمام کنم تا بدانید که این بار نه با سعیدیسیرجانی که با مهدی کروبی سخن میگویید که کارنامه نیم قرن مبارزه سیاسی او و پدرش و خانوادهاش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته میدانم که در این دیار از سعیدیسیرجانی تا دوست حضرتعالی سعید امامی همه از هر نوع بشر در معرض نیش قلم و قربانی بهتان شما هستند. سخن گفتن از خویش در فرهنگ عرفانی و اخلاقی ایرانیان مذموم است اما اسوه ما امام علی(ع) است که در زمانه نامردانی میزیست که العیاذبالله اسلام و ایمان و نماز او را زیر سوال بردند و آن امام شرمسار از عصری شد که در آن او را با معاویه بن ابیسفیان قیاس میکردند. پس به فریاد درآمد و از سابقه خود در اسلام و یاری پیامبر اسلام و جنگاوری در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است که افرادی چون شما با بیانصافی تمام سوابق فرزندان ایران و یاران امام را زیر سوال میبرید و کسی را یارای هماوردی با شما نیست که اگر هست چون شمشیرعلی در نیام و چون زبان آن حضرت در کام است. من اما زبان در کام نمیگیرم و از یاد نمیبرم جفایی که شما در حق مراجع محترم تقلید و روشنفکران مسلمان و حتی دگراندیشان کردهاید. کیست که سابقه و رابطه مرا با برخی از فقها و مجتهدین نداند و از این واقعیت غافل باشد که در مرزبندی با آن بزرگان و ترجیح امام عزیز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آیا این مجوزی است که بر هتک حرمت ایشان از سوی کیهان سکوت کنم؟ کیست که فاصله مرا (بهخصوص در سالهای آغاز تاسیس جمهوری اسلامی) با برخی از روشنفکران ملی و مذهبی نداند و به یاد نیاورد که در ترجیح خط امام بر خطها و جناحهای دیگر لحظهای تردید نداشتم؛ اما آیا این دلیلی است که بر هتک حیثیت بزرگانی چون مرحوم مهندس بازرگان – که در تدین او شکی نبود – چشم ببندم؟ آیا مکتب همان امام و میراث همان اسلام نباید سبب شود که این همه ظلم و جفا را نادیده نگیریم وقتی که مدیران کیهان همسو با تهیهکنندگان برنامههایی چون هویت به نویسندگان و روشنفکران این سرزمین چون مرحوم دکتر عبدالحسین زرینکوب و مرحوم دکتر عباس زریاب خویی توهین میکردند؟ آیا امروز همان کلام امیرمومنان نباید سرلوحه ما باشد که اگر مسلمانی از خبر تعرض به زنی یهودی بمیرد، بر او حرجی نیست؟

آقای شریعتمداری؛

شما بر مبنای کدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زیر ۱۸ سال میشوید؟

شما در کدام مدرسه و مکتب و دانشکده درس فقه و حقوق و علم دین آموختهاید؟ مساله اعدام افراد زیر ۱۸ سال مسالهای فقهی و حقوقی است که فقها و حقوقدانان باید درباره آن نظر دهند و البته هر نظری در این باره میتواند مورد نقد علمی هم قرار گیرد نه اینکه مایه لودگی و فحاشی بنام طنزپردازی شود. در فقه اسلامی هیچ تردیدی در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنکه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبنای همین فقه، کودکان از مجازات اعدام مستثنی هستند. تنها بحث و اختلافنظر درباره افراد کمسن و سال که در اصطلاح فقهی و حقوقی غیرمکلفین، غیربالغین و یا «صبی» و کودک نامیده میشوند اختلاف از نظر میزان سنآنهاست .

این مطلب مورد اتفاق همه فقهای اسلام است که «صبی» یعنی کودک در صورت ارتکاب قتل عمد محکوم به قصاص نفس و اعدام نمیشود، بلکه «عاقله» یعنی خویشاوند و خاندان وی دیه مقتول را میپردازند. لیکن چون اخبار و احادیث مربوط به این موضوع هم تعدادشان اندک و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلافنظر در مفهوم و مصداق کودک و صبی گردیده است که آیا منظور از صبی و کودک کیست. برخی فقها با استناد به برخی از احادیث گفتهاند منظور از آن افراد زیر ۱۵ سال است. برخی روایات به میزان رشد جسمی فرد مورد نظر اشاره و تاکید نمودهاند و نه به مقدار سن او و حتی قید وجب راجع به قد وی ذکر شده است. در برخی فتواها به نشانهها و علائمی از رشد جسمی و جنسی فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر دیگر این است که بلوغ و کمال فرد تابع شرایط اقلیمی و آب و هوایی است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبی و کودک علیالاغلب افراد زیر هجده سال است و نه پانزده سال .

براساس این واقعیت است که قوه قضائیه کشور ما تحت ریاست فقیهی مطلق و مجتهدی کامل نیز بخشنامههایی را مبنی بر منع اعدام افراد زیر هجده به قضات فرستاده و اخیرا پیشنویس لایحهای را دراین باره جهت تصویب تقدیم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان یک روحانی نظرم این است که در شرایط اقلیمی ما کودکان در سنین بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همهجانبه میرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل کیفری فرق دارد و لازم است که قانونی در اینباره تصویب و از اعدام افراد زیر هجده سال جلوگیری شود. آیا به نظر شما کیهاننشینان این دیدگاه امثال بنده و قوه قضائیه ارتباطی به صهیونیسم دارد و آیا شما طرفدار اعدام افراد زیر هجده سال هستید و معتقدید اگر کسی مانند شما فکر نکند از عوامل صهیونیسم است؟! آیا صهیونیستها از اینکه در ایران افراد زیر ۱۸ سال را اعدام کنند و بتوانند علیه جمهوری اسلامی تبلیغ کنند راضیترند یا اینکه یک روحانی علاقهمند به نظام و یار امام خواستار لغو این مجازاتها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجید نفرموده است اگر فردی را بناحق بکشند مانند این است که همه انسانها را کشتهاند و اگر کسی را از مرگ ناحق نجات دهند مثل این است که همه انسانها را نجات دادهاند. ما کی میخواهیم به این آیات رحمت الهی عمل نموده و از خشونتدوری کنیم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه میدهید که به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلمانی و صهیونیسم بزنید، مگر شما چهکارهاید و چه جایگاهی دارید؟

در گذشته بسیاری از مسائل بوده که واجب یا حرام بوده ولی با تحقیقات جدید و فتوای علما غیرواجب و یا حلال شده است. مثل احکام بئر و کشیدن آب آلوده به نجاست چاه و نیز مانند ماهیهای خاویاری که تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتوای امام و برخی دیگر از مراجع حلیت آن اعلام شد ونیز مانند مساله مهم حق رای زنان که قبل از انقلاب یکی از محورهای اعتراض علما بود ولی بعد از انقلاب، زنان هم حق رای دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پیدا کردند. پس ماهیت متکامل فقه و پویایی آن هرگز با این بضاعت علمی شما نمیتواند مورد تردید باشد و در واقع دلیل بر آشفتگی شما از این اعلامیه نیست. آنچه علت پردهدری شماست ترس از انتخابات آینده است که شما در فرآیند این انتخابات کیهان را به ارگان نامزدی خاص بدل کردهاید و به نام انتشار اخبار دولت به تریبون رئیس دولت تبدیل شدهاید و آرزوی تمدید این دوره را در سر میپرورانید و برخلاف مشی رهبری، روزنامهای که از اموال عمومی است را به ارگان فردی تبدیل کردهاید و با مشاهده اقبال مردمی در صف مقابل آشفتهخاطر میشوید و چنین بیتابانه عنان از کف میدهید و دشنام میدهید. شگفتا که در رژیم شاه اعضای سابق حزب توده، رستاخیزی و ساواکی میشدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی میپرداختند و پس از انقلاب اسلامی برخی افراد که سابقه وابستگی به گروههای ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتی میپوشند و با تلون و نفوذ در برخی مطبوعات (که به بیتالمال متکی هستند) به یاران امام و انقلاب توهین میکنند. روزی دگراندیشان و روشنفکران، دگر روز چهرههای ملی و مذهبی، گاهی بزرگان اقوام و مذاهب و مکاتب مسلمان و جایی حتی بیتامام خمینی و نوه محترم وی را هتک حرمت میکنند. بدینترتیب گویی کیهان به پایگاه ترویج خشونت و تفرقه و فرقهگرایی تبدیل شده است .

شما با این شیوه، ریشه در کدام راه دارید؟ آیا راه امام و رهبری و اسلام رحمانی فرسنگها از بیراهه شما دور نیست؟ آیا از آن زنان مومنهای که با نگارش اخبار کذب و مقالات دروغ در کیهان حریمشان را شکستهاید و در برخی پروندههای شبه قضایی برای ایشان پاپوش دوختهاید، حلالیت طلبیدهاید؟ آیا روی دیدار با ارواح طیبه علما و فقهایی که بدانها توهین کردهاید را دارید؟

انتخابات ریاستجمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ آزمون ملی ایرانیان است. هر کس که بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبتنام در این انتخابات برخوردار است و تاکنون نیز چهار نفر بیشتر اعلام آمادگی نکردهاند. قانون هم وظیفه همه نهادها را روشن کرده است. روزنامه کیهان به عنوان بخشی از بیتالمال باید طبق قانون تابع سنتی باشد که اموال عمومی تابع آناند و آن بیطرفی است. چرا کیهان هر روز علیه دو نامزد انتخابات ۲۲ خرداد – که هر دو یار امام بودهاند – پردهدری میکند و برای نامزد سوم سینهدرانی؟ روزنامه کیهان به چه حقی هر روز علیه مهندس میرحسین موسوی و اینجانب مقاله و خبر مینویسد و جعل میکند و تهدید میکند که مراجع صلاحیتدار به حسابم میرسند؟ مگر شما وکیل مدافع آن مراجع یا مامور مخفی آنها هستید که اینگونه از عالم غیب خبر میدهید؟

آقای شریعتمداری؛

درست است که در انتخابات سال ۱۳۸۴ حق خود را پایمال یافتم اما این شب انتخابات از آن شبها نیست که هنوز نیمه شب فرا نرسیده و صفحه روزنامه کیهان به ساعت ۱۰ شب نرسیده و صندوق رای جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تیتر اول روز بعد خبر از رتبهبندی نامزدها بدهید و نفر اول و دوم و سوم را تعیین کنید و سودای سونامی احمدینژاد سر دهید. در این چهارساله که روزنامه اعتماد ملی را منتشر کردهام دقیقا میدانم که صفحه اول روزنامه چه زمان بسته میشود و اخبار غیبی چگونه به مدیرمسوول میرسد .

مرا به بیسوادی متهم کردهاید. نمیدانم شما در کدام مدرسه و دانشکده و حوزه درس خواندهاید. اما از شما با آن آرشیو غنی اطلاعاتی و امنیتی در موسسه کیهان (که در آن ابعاد زندگی همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعید است که ندانید و نتوانید پوشه مربوط به اینجانب را بیابید تا بفهمید که مهدی کروبی دانشآموخته دانشگاه تهران پیش از انقلاب اسلامی بوده و افتخار کسب اجازات علمی و اجتهادی متعدد از مراجع معظم تقلید و اساتید کهن سال حوزه علمیه قم و تهران را در کارنامه خود دارد. مگر آنکه بگویید این مدارک را هم دیدهاید و برای آن اساتید نیز احترامی قائل نیستید و این البته خود عذر بدتر از کناه است که به مقام امامت امت و رهبری انقلاب اسلامی امام خمینی اهانت میکنید که به فرد بهزعم شما بیسوادی چون من این همه احکام متعدد دادهاند. یاران مرا نفوذی نام نهادهاید. در میان یاران من به جز افراد خدوم بسیاری از یاران و نزدیکان امام عزیز حاضرند. نمیدانم شما در عمر خویش اصلا امام را از نزدیک دیدهاید یا نه؟

برنامه شما تلاش برای اختلاف افکندن میان من و یارانم است تا با اتهامات واهی از قبیل اتصاف به صهیونیسم از پیگیری حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حکمرانی منصرف شویم. اما بدانید این اهداف نه انتخاباتی که ذاتی من در زندگی است و شهادت میدهم که هیچ حرفی را نمیزنم مگر آنکه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هیچ تصمیمی را نمیگیرم مگر آنکه مشورت کرده باشم. پس بدانید که هم میخوانم و هم مینویسم بهخصوص روزنامه کیهان را که در دوره حضرتعالی کارنامهای سیاه در توهین به نخبگان را از خود بر جای نهاده است .

آقای شریعتمداری؛

در پایان به شما تذکر میدهم و نصیحت میکنم که به خود آیید و حد نگه دارید و اجازه دهید ملت از حق انتخاب خود بدون تلقین و تخریب بهره ببرند .

فاعتبروا یااولوالالباب والسلام علی من اتبع الهدی

مهدی کروبی