نفس های آتشین

بهارا بنگر این دشت مشوش                    که می بارد بر آن باران آتش
بهارا بنگر این کوه و در و دشت       که از خون جوانان لاله گون گشت
میان خون و آتش ره گشاییم           از این موج و از این طوفان برآییم
هنوز این جا جوانی دلنشین است         هنوز این جا نفس ها آتشین است

به ساعت من الان حدود شش صبح است… دلهره دارم. خبر خوب یکی از دل آرا بدهد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s