کاش این فقط یک تبلیغ نبود

کاش روزی این فقط یک تبلیغ نبود. کاش روزی دیگر سنگی پرت نمی شد. گلوله ای شلیک نمی شد و کسی به آرزوی زندگی بدون خشم درگیر نبود.

این تبلیغ است اما شاید روزی یک فکر نباشد…

و باز هم رئيس جمهور با موتور تريل منطقه عملياتي فتح‌المبين را بازديد كرد

سهم ما این روزها باز از بودن دارد افزایش می یابد. یعنی هر وفت انتخابات در راه است سهم ما رو به تزاید می گذارد. این سیر صعودی معمول تا روزهای آخر اما نه خود آخر ادامه می یابد. چرا که باز خط و نشان کشیدن ها در گذار عبور خر از پل آغازیدن می گیرد. 

رئیس جمهوری محبوب القلوب این روزها خودش را درگیر هولوکاست نمی کند و در نطق های آتشین کسی را بزغاله نمی خواند در بازی عربستان برنده و ایران بازنده چون شاهین بازی را رصد می کند و علی دایی مغضوب الیه را به آب خوردنی تعویض می کند. در مناطق عملیاتی فتح المبین ظاهر می شود و و با موتور تریل در خط مقدم مناطق جنگی بیست و خورده ای سال پیش یک باره چون غنچه باز می شود. باز به خاطرش می آید که: دولت برای کار دیگری آمده است و کار دولت این نیست که به موی پسر ها و روسری دختر ها کار داشته باشد.

باز فرصت هست از هوایی که از لای درز پنجره می وزد استفاده کنید.

پ.ن: نکته مهم در این جا است که تمام پوپولیست های عالم در هر لباسی از روشنفکر تا عمله و سیاست مدار و بیزینس من انگار از یک تخم و ترکه هستند.