تکونم ندیدن

تورو خدا تکونم ندین حال تهوع می گیرم. ساعت بایولوژیکم از کار افتاده نمی دونم الان روز یا شب، صبح با ظهر اصلن من این جا چه کار می کنم.

پ.ن: یازده هزار کیلومتر جابجا شدن همین بدبختی ها رو هم داره دیگه…