روزهای مهتابی و شب های آفتابی

امروز بعد از چندین روزگار یخ بندان که تف در دهان می یخید و قیافه های عبوس، آدم را یاد بدهکاری های فراموش شده می انداخت. شهر آمستردام شاهد خانم خورشید بود. لذا من در این راستا چند کشف موهوم کردم که عرض می کنم:

اولندش: این قیافه های عبوس ملت همیشه در صحنه اروپا مال این یخبندان هواست وگرنه امروز ما هر که دیدیم در زیر خورشید عالم تاب نیش اش به قاعده بناگوشش باز بود.

دویومندش: من دارم فکر می کنم در روزهای آفتابی شهروندان عزیز این ولایت از جنس «نر» باید قرص اعصاب بخورند و بیایند بیرون چون به اندازه یه وجب قد دامن های دو وجبی آب رفته بود و رسمن آدمی زاد اعصاب و معصاب براش نمی موند. (نگارنده هم که حسساس)

سیووم: دوچرخه سواری توی این هوا آقا مزه داره. آقا مزه داره مخصوصن از کنار این رودخانه پدر سوخته «آمستل».

چهارمندش: هوای آفتابی چه شب باشه چه روز، به ما که مزه می دهد در این قحطی گرما. 

پنجمندش: ما چند روزی تو ترک بودیم نشد. لذا به افتخار قی لتر هم که شده برگشتیم.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s