اینه معنیه روز مره گی …

اتوبوس شماره بیست و دو. همیشه سر ساعت می آید. تمیز و مرتب. گاهی با یکی دو دقیقه پایین و بالا. «استراند دامر» خیابانی درست آن سوی رودخانه آمستل است. شده ام یک ماشین. صبح ها ده از خواب بر می خیزم. خسته از بیدار خوابی شبانه. گنگ از اطراف و آدم ها و حقوق بشر که تمام زمان مرا تصاحب کرده. بدو بدو ایستگاه اتوبوس.

تو اتوبوس نگاه کردن آدم ها شده است تفریحم. دختری که یواشکی از داخل کیفش نان در می آورد و می خورد. کسی که آن قدر صدای پلیر اش بلند است که من هم می شنوم. شوخی های دو زن عرب و محجبه با هم در حالی که تسبیح می گردانند و آمدن جوانی که فکر می کنم ژاپنی است  با صورتی که رد چند بریدگی بر آن است که این بار سوم است که در این مسیر اورا می بینم. 

اینه معنیه روزمره گی…

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s