بازم یاد می گیرم

دیروز به باقر معین زنگ زدم تا بتونم باهاش مصاحبه کنم. باقر گفت گرفتاره و نمی تونه اما تا موضوع برنامه ام رو دونست برایم شرحی از پیشنهاد ها رو داد که شنیدندش نه تنها خالی از لطف نبود بلکه راه گشا. با خودم فکر می کردم آدم های معلم گنجی هستند که باید قدر دونست و چیز ازشون یاد گرفت. 

این درست حسی است که به مهدی جامی دارم…

کوکی حواسش به من نیست

این کوکی ما زده به سرش. دو روزه که دیر میاد غذاشو بر می داره و میره. می گم نکنه این موشه دلش از دیر سر زدن من شکسته؟ حالا خر بیار و باقالی بار کن…