رستگاری موشانه تا دم خروس خوان

فکر کنم دارم به موجودی تازه تبدیل می شوم. صبح ها کار به وقت ایران، عصر ها کار به وقت اروپا، شب ها هم به وقت آسیای جنوب شرقی. این دهن مهن که می گن آسفالت می شه همینه دیگه نه؟

دیشب آمدم زودتر بخوابم کلی ذوق کردم که دوازده می خوابم یه فقره موش تا صبح ردیفم کرد. حالا خوردنش نوش جونش اما اونقدر کاسه رو به کوزه زد که نذاشت بخوابم. دوبار هم چبپیس بهش دادم. (تنها چیز خوراکی در خانه منظورم بود. من خودم قبلش نون خشک ها رو کلف زده بود). خلاصه خورد و باز کاسه و کیسه رو به هم مالوند. خلاصه به یاری موش عزیز تا صبح سه تا مطلب بابا در بیار رو روبراه کردم و تازه بعدش از فرط بی خوابی نشستم چند فقره عکس مستهجن هم نگاه کردم.

پ.ن: شما نکنید از این کارا همین می شه ملت می رن سیگاری می شن دیگه…

بچه ها همیشه زخمی بی رحمی بزرگتر ها

فاجعه، فاجعه است. هر جا باشد. به خصوص اگر بچه های کوچک بی گناه ناخواسته درگیر آن شوند. امروز در تمام مدتی که تلوزیون صحنه های امداد و پلیس را نشان می داد دل دیدنش را نداشتم. خبر این بود:

صبح روز جمعه یک مرد 28 ساله به کودکستانی در دندرمونده یکی از شهرهای بلژیک  وارد شد. وی در مدت زمان کوتاهی 10 کودک و دو مربی را مجروح و 2 کودک و 1 مربی را با ضربات چاقو به قتل رسانید. مجرم بعد از قتل و عام کودکان و مربیان سوار به دوچرخه اش کودکستان را ترک کرد.

او بعد از یک ساعت  دستگیر شد. در حالی که تحت تاثیر مواد مخدر بود و صورتش خود را با رنگ سیاه و سفید کرده بود و خود را به اسم فرانسیس معرفی کرد. مجرم اظهار داشت که از مرکز بیماران روانی امده است. پلیس این حرف را هنوز تائید نکرده ولی گفته است که مجرم قبل از این سابقه جناحی داشته است.

پلیس درحال تحقیق در باره این جنایت هولناک است. مردم بلژیک و هلند از این عمل شوکه شده اند. مقامات دولتی بلژیک و هلند پیام های برای مردم و خانواده های قربانیان فرستاده اند.