سوز و سرما و سگ

در ولایت ما می گفتند بعضی از سوزها «گدا کش» است. تا امروز که داشتم می رفتم پلیس مهاجرت فکر می کردم که از سوز و سرمای گدا کش آمستردام است که سردمه اما حالا دارم احساس می کنم، نه! گیر جای دیگه است. من به گرمای مردمی از خاور دور مانوس شده ام که سرمای این مردم برایم لرز آورده نه سوز گدا کشش…

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s