اشکال خودمه می دونم

فشرده و خشمگینم از صبح که بیدار شدم. همین طور یک ریز دارم با خودم حرف می زنم. خوبه این اصلاح رو از دامون یاد گرفتم: خارش مغز! 

حالا همش می فهمم که دارم با خودم حرف می زنم. نالش؛ رسمن دارم از خودم نالش می کنم. می دونید بی تعارف احساس می کنم دچار یک بیماری روحی شدم که باید راهی برای درمانش پیدا کنم. از صبح که بیدار می شوم دچار اماج گلوله های زهرآگین ذهنم شده است. این که چرا یکی به راحتی آب خوردن در مورد دیگری قضاوت می کند. این که یکی چطور به خودش اجازه می دهد در محل تنفس چهار تا آدم دیگر سیگار بکشد. این که چطور کسی می تواند به دیگری تهمت بزند. این که چطور کسی می تواند از بدی های دیگران چشم نپوشد در حالی که خود مشغول به آن است. 

ده ها دیگر دیگر وجود دارد که اینگاری این روزها شده است خوره روحم. بدم، من می دانم. می دانم که خودم هم دچار همین درگیری ها هستم. اما دوست ندارم این باشم. گویی بخشی از ذهن تاریخی ما شده است. دیگران دیگران دیگران. قضاوت قضاوت قضاوت. توهین توهین توهین. 

بسه دیگه.

 

adapter

Advertisements

2 thoughts on “اشکال خودمه می دونم

  1. اردوان!فكر نمي كني يه خورده زيادي در مورد ديگران قضاوت كردي؟تو كه از قضاوت كردن ديگران تاراحتي چرا يه پست كامل قضاوت كردي حتي در مورد خودت!اين كار انرژي ذهن رو هدر ميده..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s