قانون چند همسری در حکومت فدرال کردستان عراق ومجلس شورای اسلامی ایران

محمدرضا اسکندری

دوهفته نامه روژهه لات پیش شماره یک

پیش کلام:

بعد از مدتی نبود، روژهه لات برگشت. خوش آمد. آن‌چه در پی می‌آید از محمد رضا اسکندری فعال اجتماعی کرد و روزنامه‌نگار است:

پارلمان كردستان عراق در پی فشارهای زیادی که از طرف نیروهای راست متوجه آنان شد، در نهایت با قبول چند شرط، قانون چند همسري را براي مردان به تصویب رسانید. همزمان مجلس ایران در اثر فشار فعالان حقوق زنان تصویب این لایحه را برای مدت چند ماه به تعویق انداخت.

در این نوشته سعی خواهم کرد به عنوان یک کارشناس اجتماعی، اول پدید چند همسری  را بررسی نمایم و سپس مقایسه ای از قانون چند همسری در کشورهای منطقه با  قانون چند همسری تصویب شده در مجلس فدرال کردستان عراق ارائه دهم.

ابتدا باید ذکر کنم که در منطقه جغرافیائی که ما کردها در آن زندگی می کنیم،  اکثریت مردم این منطقه  مسلمان هستند. ضمنا در اسلام، یهودیت، و حتی هندو با مسئله چند همسری موافق هستند.

قابل توجه است که پدیده چند همسری فقط به دوران ادیان ابراهیمی بر نمی گردد. از زمانی که مردها توانسته اند با توجه به قدرت بدنی بیشتر قدرت اقتصادی و مالی بیشتری را قبضه کنند، پدیده  چند همسری شکل گرفته است.  در واقع یهودیت و اسلام مروج این قانون بودند و در محتوی این قانون تغیراتی داده اند که در زمان خود یکی از شاهکارهای اجتماعی بوده است. در حال حاضر غیر از کشورهای اروپائی و امریکائی که چند همسری ممنوع است، چندهمسری در ‌٨٥٠ کشور جهان رواج دارد. ‌٢٠ الی ‌٢٥ درصد ازدواج‌ها در آفریقا به شكل چندهمسری است. همچنین در اکثرکشورهای عربی بخصوص کشورهای حوزه خلیج فارس چند همسری رواج زیادی دارد تا جائی که در کشور شیخ نشین کویت هشت الی ‌١٣ درصد ازدواج‌ها به این شیوه است.

پس همانطوری که مشخص است چند همسری تاریخی به درازی عمر انسانها دارد. هر جا که مردان زور و قدرت داشته اند این را حق خود دانسته اند تا چند همسر داشته باشند. در واقع رابطه قدرت، پول دو بازوی اصلی چند همسری در طول تاریخ بشریت بوده است. طبق اطلاعاتی که وجود دارد در تمام ادیان الهی و هندو غیر از مسیحت چند همسری به رسمیت شناخته شده است. اما  در کتابهای مقدس آنان در رابطه با چند همسری اما و اگرهای وجود دارد.

اگر چه اسلام بعنوان بزرگترین دین در خاورمیانه، در رابطه با چند همسری در کلیت موافق است اما باید بدانیم که در 1400 سال پیش از این رویه فرهنگی و اجتماعی تقریبا یکسانی در بین تمام ادیان و حتی بت پرستان و اکثریت جامعه وجود داشته است. اسلام نیز توانسته است با قبول آن فرهنگ ها و اعمال تغیراتی، بزرگترین حرکت اجتماعی را در آن زمان بوجود آورد و در واقع به نوعی یک حرکت رو به جلو اجتماعی با حفط کلیت آن عرف اجتماعی ایجاد نماید.

 خوشبختانه خیلی از فقهای  شیعه با پدیده چند همسری به  آسانی موافقت نکرده اند، خیلی از مجتهدان با توجه به تفسیری که از ایه 3 سورة النساء فإن خفتم الا تعدلوا فواحدةً، (پس اگر ترسيديد که عدالت نتوانيد پس يکی را ازدواج کنيد) .  مخالف چند همسری می باشند چون آنان معتقد هستند که انسان نمی تواند در میان دو همسرش عدالت را رعایت نماید به همین خاطر هم  مسئله چند همسری را قبول ندارند و آن را رد می کنند.

در قانون حمایت از خانواده، مصوب سال 1353 ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول و یا اجازه از دادگاه با طرح دلایل موجه مجاز و قانونی نبود و اگر كسی بدون توجه به این قانون اقدام به ازدواج مجدد می‌كرد به مجازات محكوم می‌شد حتی سردفتری كه چنین ازدواجی را ثبت کرده باشد مورد مجازات قرار می گرفت . دولت نهم یک طرح در رابطه با قانون چند همسری به مجلس  ارائه نموده است. در ماده 23 آن شرط اجازه همسر اول برای ازدواج مجدد مرد ضروری دانسته نشده است. در این ماده شرط ازدواج مجدد مرد، صرفاً تمکن مالی او عنوان شده است و بدین ترتیب هر مرد ثروتمندی می تواند بدون جلب رضایت همسران قبلی خود، اقدام به ازدواج مجدد نماید. در این زمینه هم تاکید کرده است که در رابطه با تمکین مالی این را هم قاضی مشخص می کند.

حال سئوال اینجاست. مگر مشکل چند همسری فقط مسئله مالی قضیه است. اگر این طور است پس مسئله عدالت که در قرآن امده است چه می شود.

یا بعضی از طرفداران قانون چند همسری در ایران و کردستان عراق،بیشتربودن تعداد  زنان از مردان  و یا ازدواج نکردن زنان جوان را مطرح می کنند . اما به نظرمی رسد مشکل ازدواج زنان جوان با این شیوه حل نمی شود زیرا نه نتها این لایحه کمکی به جوانان و زنان نمی نماید تا آنها ازدواج کنند بلکه با این شیوه راه آنان برای ازدواج مشکل تر خواهد شد. مشکل زنان و جوانان مسئله مالی  و اقتصادی است نه داشتن چند همسر، اخر آن جوانی که به نان شب محتاج است با این لایحه چه بدست می آورد؟

جالب اینکه سایت شعیه نیوز مطلب یک محقق انگلیس را آورده بود که در آن گفته شده بود مردانی که چند همسر دارند بیشتر عمر می کنند و به همین خاطر چند همسری خوب است! سئوال من از کسانی که چنین حرف های را می زنند این است آیا تحقیقی هم در رابطه با زنی که همسرش با یک و یا چند زن دیگر زندگی می کند،  شده است؟براساس تحقیقات انجام شده اکثر این زنان دچار افسردگی و بیماریهای روانی می شوند و دامنه این مشکلات حتی به فرزندان آنها هم می رسد.

اگر چه این قانون در مجلس ایران برای چند ماه به تعویق افتاده است اما در کردستان عراق  قانونی در این رابطه به تصویب رسید.

خیلی از پارلمانتارهای کرد تلاش نموده بودند تا  قانون چند همسری به تصویب نرسد ولی در اثر فشار كميسيونهاي اوقاف وقانون  و حقوق بشر، به قانون چند همسري به صورت مشروط رأي دادند ودر نهایت كميسيون حقوق زنان که مخالف  سرسخت چند همسری بود در ادامه کار آنان هم با کوچک کردن محدود استفاده از زنان به آن رای دادند. شرط و شروط اين قانون این است که مرداني كه همسرانشان نازا و يا مريض هستند مي توانند قانونأ همسر ديگري را اختيار كنند . خارج از آن  دو شرط قید شده اگر مردي اقدام به داشتن یک همسر دیگر بنماید به 6 ماه تا يك سال زندان و به ده ميليون دينار محكوم خواهد شد .

همان طور که در تمام نوشته ام تاکید کرده ام با توجه به شرایط فرهنگی و عرفی جهانی ،چند همسری از نظر من کاری نادرست است ولی در منطقه ای که ما زندگی می کنم باید کارهای فرهنگی زیادی انجام داد تا به نقطه ای  که زنان و مردان اروپا در رابطه با حقوق مدنی و اجتماعی رسیده اند برسیم.

 

 

 

 

فکس به خدا

سلام خدا

یه زحمت داشتم برات. یکم قاطی کردم. معمول این مواقع یادت می افتم. چون تو تنها کسی هستی که نمی گی: برو بابا وقتی کار داری میای سراغم.

بفرستم برات تا مدیریت این اوضاع رو انجام بدی؟ به جان مادرم این بار دیگه جبران می کنم…

مردی که جهان را نجات داد

مطلب به نقل از یه میل است:


http://www.marshal-modern.ir/MarshalPictureArchive/Images/2008-3-9/ec1e6602-89a3-407c-96e4-d67286f312bd.JPG

نه! اشتباه نکنید این فرد نه یک سیاستمدار بود و نه رییس یک سازمان بین‌المللی.

باید داستان را از اول مرور کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال 1983 برگردیم:

اول سپتامبر سال 1983 بود و جنگ سرد بین ابرقدرت‌های جهان -شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال می‌شد ، یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه جان اف ‌کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت می‌کرد.

در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جت‌های روسی به این هواپیما نزدیک شدند، خلبانان جت‌های روسی نمی‌دانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.

گفته می‌شود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگنده‌های روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوری‌های زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جت‌ها همچنان ، هواپیما را همراهی می‌کردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند…

 

بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روس‌ها را بربر دانست و کار آنها را «جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود» تلقی کرد.

تنش بین ابرقدرت‌های به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آماده‌باش نظامی قرار گرفته بودند.  

در یک شب سرد در 26سپتامبر سال 1983، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست می‌داد و آسمان شوروی را پایش می‌کرد…

کمی از نیمه‌شب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است!!! 

پروتکل نظامی از پیش تعریف‌ شده روس‌ها در چنین شرایطی این بود که همه سلاح‌های اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود.

صدای آلارم‌ها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش می‌رسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکایی‌ها به وسیله ماهواره‌های روسی همه جا روشن بودند. 

ولی پتروف حس می‌کرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشک‌هایش استفاده می‌کند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روس‌ها نمی‌دهد. 

 

لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شد و همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشک‌های دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند. 

پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزه‌اش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بی‌شک موجب مرگ میلیون‌ها نفر می‌شود. 

پتروف کار اول را انجام داد!!! 

با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است.همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود.پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند. 

ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمی‌کردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در می‌آمد ، جان میلیون‌ها نفر از شهروندان شوروی را به خطر می‌انداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه! 

تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد. 

قرار است در سال 2008 مستندی با عنوان «مردی که دنیا را نجات داد» ساخته شود.

  http://www.marshal-modern.ir/MarshalPictureArchive/Images/2008-3-9/b9c3fdc5-eac5-4018-99a4-66f181cc6425.jpg

هیچ کس نمی‌داند که اگر پتروف ،آن افسر 44ساله‌ ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی می‌افتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر می‌شد چه تصمیمی می‌گرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسان‌ها شده است.

شاید اگر آن تصمیم پتروف نبود ، الان من و شما در پشت مانیتورهایمان در حال خواندن این متن نبودیم!!!  

کیهان مفید تر از پراودا

دوستی داشتم در آسیای میانه که در جواب سوالم که چه روزنامه ای می خوانی گفت: پراوادا! چون کاغدش نرم تر است. آن روزها آسیای میانه با فقر کمونیستی مانوس بود. کاغد توالت گران بود و درآمد کم. پراوادا دست کم کاغذش نرم تر بود. 

فکر می کنم کیهان حالا احتمالن همون جور پراودا رو باید بکشه البت کاغذش هم نرم نیست. فکر کنید وقتی یکی داره با سرمقاله جناب شریعت مداری عمل ویژه کلوخ کشون رو انجام می ده. ایشون چه احساسی بهش دست می ده؟

 

8eir9go62hzfel6sax6b

ظهور امام زمان های جعلی

خبر به نقل از منابع دانشجویی است:

 

به مناسبت میلاد امام رضا(ع) در مشهد به همت جمعی از فعالين دانشجويی انجمن‌های اسلامی دانشجويان دانشگاه های  شرق کشور، حجه السلام و المسلمين کاملان، عضو مجمع مدرسین و محققين حوزه علميه قم،  به بررسی جريان عقل‌گرایی و رابطه آن با اندیشه امام رضا پرداخت.

وی در ابتدا به بررسی نیاز به عقلانيت و استدلال در دوران ابتدایی اسلام پرداخته و گفت:» در عصر پيامبر بسیاری از اصحاب به محتوای آیات ايمان یافته بودند در آن دوره استدلال کمتر در ميان بحث افراد بود، در دوره ‌های بعد نیز بحث‌های توسعه قلمرو و تثبیت حکومت مهمترين بحث شکل گرفته در اذهان سردمداران جامعه بود که اين روند عدم توجه به استدلال و عقلانيت تا دوره بنی عباس ادامه داشت. در اين دوره فرهنگ‌های متفاوت جهان اسلام تحت فرهنگ حکومت مرکزی در بغداد قرار داشت، از اين رو اين تضاد فرهنگی لزوم توجه به استدلال را در جهان اسلام نشان می دهد، چرا که فرهنگ‌های مبتنی بر انديشه‌های یونانی، اسکندريه و پهلوی که در نقاط گوناگون جهان اسلام وجود داشت تضاد شدیدی با تفکرات اعراب داشت.»

وی سپس به دوران امام رضا پرداخته و «دوره به امامت رسیدن امام رضا زمان خاصی است از يک سو تضارب فرهنگ‌ها در جامعه به ظهور رسیده است و از سوی دیگر ويژگی‌ آن حضرت با پدر بزرگوارشان کاملا متفاوت است در اين دوره امام‌ رضا و امام جواد بر سر حجيت عقل پافشاری می کردند.

تا پيش از اين دوره و تا زمان امامت امام باقر، اصول فقهی شیعه بر اساس اصول اهل سنت استوار است و از زمان ايشان است که فقه شیعی شکل می گیرد و در زمان امام رضا حضور انديشمندانی چون کندی(نخستين فیلسوف اسلامی)، خاندان نوبختی و … اهتمام به تبیین دين از طريق مسائل عقلانی را ضروری گردانده‌بود. در اين دوره به دليل فاصله زمانی که با زمان پيامبر ايجاد شده بود، اين ضرورت ايجاد گرديده بود که کتاب‌های مختلف از اقصی نقاط جهان اسلام جمع‌آوری گردند و برای ترجمه آن بیت الحکمه تاسیس گردد، در واقع بر خلاف نظر مکتب خراسان، نهضت ترجمه نه در مقابل ائمه و برای کم‌رنگ‌تر کردن نقش آنها در جامعه که يک لازمه غیر انکار آن دوره بود و می بایست عقلانيت و عقل‌گرایی رشد يابد. اما اين عقل‌گرایی به دلیل وابستگی به حاکميت دچار رشد بادکنکی گردید و با روی کار آمدن متوکل و مخالف او، متوقف گردید و دوره ضد عقل آغاز گردید که با غزالی اين جريان ضدفلسفی به اوج خود رسید و تا به امروز نیز اين جريان ادامه يافته است. «

در پايان ایشان ضمن اشاره به حضور عقلانيت در تفکر شیعی، به نقد  جريان ضد عقلی و تعبدی حاضر در جامعه و اثرات آن بر افراد که زمينه لازم را برای فريب‌کاری و ظهور امام زمان‌های جعلی پرداخت.

حال آقای محصولی را از همسر بزرگ مردی مثل شهید باکری بشنوید

شهید! چقدر این واژه برایم غریبه و دور شده است. شهادت. شهید باکردی از معدود مردان صلح است برایم که هنوز دلم از اسمش می لرزد.:

به نقل از روزنامه اعتماد, بیست و سوم آبان 

 وزير پيشنهادي کشور در حالي که با راي اکثريت فراکسيون اصولگرايان مي رفت تا وضعيت خود را در مجلس تثبيت کند اما ظهر روز گذشته انتشار نامه سرگشاده همسر شهيد حميد باکري در مورد سوابق صادق محصولي در آذربايجان غربي وضعيت وي را در مجلس تغيير داد.
 
گرچه چهار جلسه پياپي محصولي با کميسيون امنيت ملي، فراکسيون اصولگرايان، روحانيون و نمايندگان تهران سبب شد وي فرصت کافي براي دفاع از برخي حواشي مطرح شده پيدا کند اما همزمان همسر شهيد باکري نامه يي را به دست نمايندگان رساند که طي آن سابقه محصولي و سوابق وي در اوايل دهه 60 ذکر شده بود. 

گرچه همسر شهيد باکري پيش از اين در تماسي تلفني با نمايندگان آذربايجان غربي به آنچه برخي سوابق محصولي در سپاه مي ناميد، اشاره کرده بود اما گويا با موافقت جمع وسيعي از نمايندگان جناح راست با وزارت محصولي و مخابره پالس هاي مثبت مجلس، وي تصميم گرفت مشروح آنچه از فعاليت هاي محصولي در اروميه بود را به صورت نامه به مجلس بفرستد. 

گرچه نمايندگان جناح راست ترجيح دادند در بررسي صحت آنچه در اين نامه مطرح شده سکوت کنند اما برخي از نمايندگان آذربايجان غربي به تشريح برخي از بخش هاي اين نامه پرداختند. اين در حالي است که محصولي توانسته راي 70 درصد فراکسيون اصولگرايان را کسب کند. 

مشاور احمدي نژاد همچنين در جمع روحانيون مجلس همان دفاعياتي را که در کميسيون امنيت ملي مطرح کرده بود بار ديگر تکرار کرده و توضيح داده گرچه ثروتمند است اما خبر دارايي 160 ميليارد توماني، ماجراي وام ميلياردي و امثال آن را همچنان رد مي کند.پزشکيان نماينده تبريز با بيان اينکه اظهارات همسر شهيد باکري مربوط به زمان فرماندار بودن محصولي در اروميه و شهردار بودن شهيد مهدي باکري است، افزود؛ «در زماني که دو شهيد باکري در استان آذربايجان غربي حضور داشتند، آقايان فتاح و محصولي در اين استان سمت هايي داشتند که به اعتقاد همسر شهيد حميد باکري عملکرد اين افراد جاي سوالات بسياري دارد و مجلس بايد با توجه به اين سوابق، راي خود را به آقاي محصولي بدهد»

یکي ديگر از نمايندگان اروميه هم با بيان اينکه گرچه نامه همسر شهيد باکري حاوي مطالب قابل تاملي است، گفت؛ اما نبايد نبش قبر کرد و بهتر است اصولگرايان براي راي دادن به محصولي سوابق فعلي وي را در نظر بگيرند. پيش از اين همسر شهيد حميد باکري در گفت وگو با رسانه ها هم از نمايندگان آذري زبان مجلس خواسته بود به صادق محصولي راي اعتماد ندهند. 

به گفته وي «مجموعه فعلي اعضاي دولت تيمي هستند که از سال ها پيش با يکديگر کار مي کردند، افرادي همچون محصولي و فتاح در سال هاي ابتدايي انقلاب همزمان فرماندار شهرهاي استان آذربايجان بودند که تاب تحمل پذيرش افرادي غير از خودشان را نداشتند.» 

البته فراکسيون اقليت هم همچنان ابراز نگراني خود را نسبت به احتمال بي طرف نبودن مشاور احمدي نژاد ابراز مي دارد. داريوش قنبري مخبر اين فراکسيون عنوان مي کند؛ «محصولي از دوستان احمدي نژاد است و اين سوال براي ما باقي است که آيا آقاي رئيس جمهور فرد ديگري را براي معرفي نداشتند.» 

وي در پاسخ به سوالي درباره نظر فراکسيون اقليت درباره محصولي – وزير پيشنهادي کشور – گفت؛ ابهاماتي درباره سوابق کاري آقاي محصولي و ارتباط اين سوابق با مسووليتي که مي خواهد عهده دار شود و همچنين موضوع ثروت وي و بي ارتباط بودن تحصيلات ايشان با وزارت کشور براي فراکسيون اقليت مطرح است.

قنبري با اشاره به موضوع انصراف وي از تصدي پست وزارت نفت در دولت نهم پيش از برگزاري جلسه راي اعتماد يادآور شد؛ سوال فراکسيون اقليت اين است که اگر وي مورد اعتماد رئيس جمهور بوده است، چرا پيش از اخذ راي اعتماد انصراف داد.البته مجمع فراکسيون اقليت در روز يکشنبه با حضور صادق محصولي تشکيل مي شود تا وي به اين ابهامات پاسخ دهد.

همچنين جلسه راي اعتماد به وزير پيشنهادي کشور به درخواست دولت روز سه شنبه هفته آينده برگزار مي شود. پيش از اين قرار بود جلسه بررسي صلاحيت و راي اعتماد به صادق محصولي وزير پيشنهادي کشور، چهارشنبه 29 آبان ماه برگزار شود، اما دولت خواستار تغيير زمان برگزاري اين جلسه شد. 

محمدحسن ابوترابي فرد که رياست جلسه علني ديروز را برعهده داشت در پايان جلسه اعلام کرد دولت براي برگزاري راي اعتماد به وزير پيشنهادي کشور در روز چهارشنبه با تنگناهايي مواجه شده و از آنجا که سه شنبه آينده يک هفته از اعلام وصول معرفي نامه آقاي محصولي مي گذرد، جلسه راي اعتماد به وي صبح سه شنبه 28 آبان برگزار مي شود.

مردی بدون عبای شکلاتی

کمتر سیاست مداری را به اهل دلی این سید دیدم و کمتر اهل دلی را سیاست مدار. خیلی خوب است مردی با عبای شکلاتی بی خود راه رفته را تکرار نکند. شاید سیاست صراحت می خواهد که من در این عزیز ندیدم. (حالا شاید من ندیدم!).

khatami11

سونات های پاییزی

برداشت اول:

دوستی نادیده ساعت چهار صبح یعنی دم طلوع می بینم چراغش بر روی نت روشن است. این لحظه من از این لذت بی بهره ام چون ساعتم از او که در ایران است چهار ساعت و نیم جلوتر است. 

برداشت دوم:

می پذیرد به جای من به طلوع خورشید نگاه کند و من در حسرت پاییز به همین هم راضی ام.

برداشت سوم:

پاییز همیشه غم و فکر برای من داره. فکر به اون چیز هایی که بلاتکلیف راهی بایگانی ذهنم شده اند و غمی که از روز اول باهاش بود. نمی دونم هنوزم از کجاست اما می دونم که همیشه هست. تو صدای برگ های زیر پا، تو پیچیدن باد لای درختای خشک و لرزون، تو صدای کلاغ های پاییزی که با اون راه رفتنشون فکر می کنی زیادی می فهمم.

برداشت چهارم:

روزهای زیر بیست سالگی ام همه اش پاییز داشت و تنهایی و حتا کم حرفی. یه اتاق داشتم که پنجره اش رو به شاخه های یک درخت بلند باز می شد و اون درخت گاهی شاخه هاش توی اتاقم. همیشه اون پنجره باز بود. دم صبح با بوی برگ های سوخته از خواب بلند می شدم و می زدم تو دل آسمون.

برداشت پنچم:

از همش دورم. پاییز سلام. یکی امروز در فجر به تو سلام کرد. اون از طرف من بود. سلامشو جواب بده.

امروزم پوکیدم

روزهای جمعه عشق و حال ملته و ارتحال بنده. هر وقت این روز کار رادیویی ام رو تمام می کنم احساس می کنم یکی از اون سنگ کلیه های خوف ناکم ترکم کرده است. 🙂

اما چه کنم که تهش دوست دارمش. 

کافر نبینه، مسلمون نشنوه از این تهیه کنندگی روز جمعه در رادیو …

حالا چشم های مبارک را بعد از 15 و نیم ساعت از مانیتور بر خواهم داشت و بدون اجازه نگهبان دم استخر که همیشه داد می زنه که آقا نپر می خوام بپرم تو آب را ته مانده مغزم که مثل شمع شده وا شده دوباره ببنده تا ببینم چی می شه.

پایم در عشق گرفتار است

باران می بارد و من بارشش را از شکستن نور در روی سطح استخر آبی رنگ با نور های رنگی می بینم. امروز همش این نوشته در سرم می آمد:
به صحرا اندر شدم، باران باریده بود. چنان که پای در گل فرو رود پای در عشق فرو می رفت.

کودکان و پلیس

pic00065

یونیسف ایران / الکساندر نیچه   ©

      کودکان با پوشیدن لباس پلیس، همیاری خود را با پلیس راهنمایی و رانندگی
        در طرح موفق ایمنی در راه ها که در مدارس به اجرا در می آید به نمایش
                                                                 می گذارند.

وقتی محصول صادق بیش از حد باشد

به هر حال خوبه که آدم وزیر مردمی و عزیز رو بشناسه فردا می گن چرا نشناختی: 

صادق محصولي ۴۹ساله رفيق قديمي احمدي‌نژاد است. او در اوايل انقلاب با احمدي‌نژاد در «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت» آشنا شد و پس از آن نيز كه جوانان عضو انجمن‌هاي اسلامي سمت‌هاي اجرايي را برعهده گرفتند، در غرب كشور همچون احمدي‌نژاد در فرمانداري مشغول به فعاليت شد. همچنين زماني كه جوانان انقلابي در رده‌هاي نظامي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي قرار گرفته بودند، محصولي به همراه احمدي‌نژاد در سپاه فعاليت مي‌كرد.

از اين آشنايي و رفاقت دور، سال‌ها گذشت و احمدي‌نژاد به سراغ تدريس در دانشگاه علم و صنعت آمد و محصولي در كنار اين كار، با خروج از سپاه، ساخت‌وسازهاي بزرگ را پيشه خود كرد. با انتخاب احمدي‌نژاد به عنوان شهردار تهران گويا تقدير بار ديگر اين دو رفيق قديمي را به يكديگر نزديك كرد و اينجا بود كه «محصولي» لابي‌گر احمدي‌‌نژاد شد. در آن زمان دولت با شهردارشدن «احمدي‌‌نژاد» موافق نبود و عبدالواحد لاري، وزير كشور وقت حاضر نشده بود، حكم او را امضا كند. اين مخالفت دولت با احمدي‌‌نژاد را نيز محمدرضا باهنر از قول علي يونسي، وزير اطلاعات وقت در گذشته اعلام كرده بود. به هر حال در پي اين مشكل احمدي‌‌نژاد، محصولي از راه رسيد و «علي‌اكبر ولايتي» باجناق خود را راهي دفتر «موسوي‌لاري» كرد تا با وساطت او حكم شهرداري تهران براي احمدي‌نژاد امضا شود كه اين‌گونه شد.

در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري دوره نهم، اين مرد اقتصادي بار ديگر پاي در ميدان حمايت از احمدي‌‌نژاد گذاشت و در پس پرده، رفيق قديمي خود را تنها نگذاشت. با رئيس‌جمهورشدن احمدي‌‌نژاد، اين بار زمان آن رسيده بود كه احمدي‌‌نژاد به محصولي اداي دين كند و مهرباني‌‌هاي او را با مهرباني پاسخ گويد. البته در آن زمان نامي از محصولي شنيده نشده بود، چراكه او همچون نزديكان سياسي احمدي‌‌نژاد در شهرداري تهران، در معرض ديد عموم نبود و در پس پرده با احمدي‌‌نژاد رفاقت داشت، اما مدتي از رياست‌جمهوري رفيق محصولي نگذشته بود كه «آفتاب از پشت ابر» بيرون آمد و محصولي در عرصه رسانه‌ها نامش با هزاران سوال مطرح شد. چرا كه رئيس‌جمهور او را پس از «علي سعيدلو» كه نتوانست راي اعتماد براي تصدي وزارت نفت را از مجلس كسب كند، جهت مديريت اين وزارتخانه به مجلس معرفي كرد و اين ماجرا «پاشنه آشيل» او شد. زيرا او «مرد در سايه» بود و نبايد نام او در رسانه‌‌ها مطرح مي‌شد. محصولي سياستمداري را در كم‌حرفي و پنهان شدن از دوربين و ميكروفن‌هاي خبرنگاران به خوبي بلد بود، اما در برابر چشمان عموم مردم نمي‌توانست بازيگر باشد.

به هر حال اين تصميم احمدي‌نژاد بود؛ اگرچه محصولي با استخاره‌اي در ابتداي امر مخالفت كرد، اما با اصرار رئيس‌جمهور راهي جز پذيرش نداشت. احمدي‌نژاد به زيبايي اين صحنه را تعريف مي‌كند: «وقتي پيشنهاد حضور در دولت را به آقاي محصولي مطرح كردم، ابتدا امتناع كرد، بعد استخاره كرده و استخاره منفي آمد. اما بعد از درخواست‌هاي من قبول كرد.» تفأل محصولي به استخاره به‌درستي پاسخ داده شده بود. او اگر نامش براي وزارت نفت در ميان نمايندگان شنيده نمي‌شد، رسانه‌‌ها به مسائل و ويژگي‌هاي او به عنوان «دست‌راست رئيس‌جمهور» پي نمي‌بردند و اصلاح‌طلبان و اصولگرايان او را به باد انتقاد نمي‌گرفتند و «سرمايه‌دار» بودنش را به رخش نمي‌كشيدند. با اعلام نام محصولي در صدر نامه احمدي‌نژاد به مجلس جهت معرفي وزراي باقيمانده كابينه نهم، تمام زندگي شخصي‌اش در ميان گفتارها و اظهارات نمايندگان مجلس مطرح شد. محصولي كه پس از خروج از سپاه پاسداران در مدت 10 سال توانسته بود با تلاش در حرفه «بساز و بفروش» ثروتي را به دست آورد، اين تلاشش، مورد انتقاد اكثر نمايندگان مجلس قرار گرفت و ناآشنا بودن با نام اين مساله را تشديد كرد.

الياس نادران، عضو جمعيت ايثارگران و يكي از نمايندگان نزديك به رئيس‌جمهور درباره نظر فراكسيون اصولگرايان مجلس در آن زمان گفت: «هنوز به جمع‌بندي مثبت نرسيده‌ايم.» «كوچك‌زاده» ديگر نماينده اصولگراي مجلس هم با وجود هواداري از رئيس‌جمهور در گفت‌وگو با خبرگزاري وابسته به بسيج دانشجويي اعلام كرد: «ما وزير ميلياردر نمي‌خواهيم، زيرا معتقديم وزير ميلياردر نمي‌تواند هيچ نفعي به اقتصاد كشور برساند.» همچنين غلامرضا مصباحي‌مقدم، عضو كميسيون اقتصادي مجلس و سخنگوي جامعه روحانيت در گفت‌وگو با خبرنگاران پارلماني مدعي شد: «محصولي نه با وزارت نفت تناسب دارد، نه با كابينه احمدي‌نژاد.» در همين راستا، حسين آفريده، عضو فراكسيون اقليت و شكرالله‌عطارزاده، عضو فراكسيون اكثريت و حامي احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري هم بر طبل «ناشناس بودن» او كوبيدند و گفتند: «او كاملا براي ما ناشناس است.» در همين باره علي عسگري، نايب‌رئيس كميسيون اصل 90 مجلس به ميدان اعلام نظر آمد و با ناميدن محصولي به عنوان «سردار ميلياردي» ادامه داد: «خانه كوچك و محقر احمدي‌نژاد كه در فيلم تبليغاتي او بود، با خانه بزرگ محصولي همخواني ندارد.» البته عماد افروغ، رئيس كميسيون فرهنگي وقت، پا را فراتر گذاشت و مدعي شد: «چگونه فردي با ثروت باد آورده و ناشي از تعاملات و ارتباطات خاص زمان مسووليت خود، مي‌تواند وزيري مناسب با كابينه عدالت‌خواه باشدامروز ثروت داشتن مسوولان يك جنبه منفي است و اگر يكي از مسوولان داراي ثروت و مال و منال باشد، از نظر مردم و مسوولان اين امر منفي خواهد بود.» افروغ ادامه داد: «وزيري كه از راه بورس‌بازي و بساز‌وبفروشي به ثروت‌هاي كلان رسيده است با اين وزارتخانه ثروتمند [وزارت نفت] چه خواهد كرد؟»

«محمد‌ خوش‌چهره» ديگر نماينده هم‌نظر با افروغ نيز بر اين ادعا صحه گذاشت و گفت: «شائبه در حال حاضر اين است كه اين ثروت‌ها (ثروت محصولي) در مسيرهاي رانت – روابط است.» اين ادعاها فقط به اظهارنظر نمايندگان محدود نشد، بلكه پرونده‌اي را نيز در كميسيون اصل 90 مجلس عليه او مطرح كردند. علي عسگري، نايب‌رئيس اين كميسيون اعلام كرد: «به كميسيون اصل 90 گزارشاتي در خصوص محصولي قبل از معرفي ايشان به عنوان مدير نفت ارسال شده و بعد از معرفي هم مطالبي رسيده است.» حسين اسلامي، نماينده ساوه و عضو اين كميسيون در تشريح پرونده محصولي قبل از معرفي به مجلس گفت: «در راستاي خريد و فروش زمين از املاك تملكي در زمان حضور محصولي در وزارت و سپاه اتفاق افتاده كه اين پرونده با حكم برائت قاضي مختومه اعلام شد و محصولي قصور و تقصيري نداشته است.» پس از اين ادعا بود كه جمعي از نمايندگان استان‌هاي جنوبي كشور همچون «سوداني» و «عطارزاده» به رئيس‌جمهور نامه نوشتند و خواستار پس‌گيري نظر خود درباره وزير نفت شدن محصولي شدند. نظر اصولگرايان به محصولي به‌گونه‌اي بود كه حتي «حسين شريعتمداري» هم در گفت‌‌وگو با روزنامه خود اعلام كرد: «مجلس طبق قانون عمل كند.» و «عليرضا ملكيان» ديگر مقام تحريريه اين روزنامه گفت: «مجلس نبايد به خاطر اينكه احساس نشود، بين مجلس و دولت اختلاف است، به مصلحت‌سنجي دست بزند.» در نهايت درباره محصولي در فراكسيون اصولگرايان مجلس راي‌گيري شد و فقط محصولي 35 راي مثبت از مجموع 73 راي اصولگرايان را از آن خود كرد و در كميسيون انرژي هم «آسمان همين رنگ بود» و محصولي از مجموع 23 راي تنها 8 راي مثبت را دريافت كرد.

بر مبناي اين فضاي مكدر در ميان اصولگرايان نسبت به «محصولي»، قبل از روز راي اعتماد تلاش برخي نمايندگان حامي رئيس‌جمهور بر اين شد كه احمدي‌نژاد، نام محصولي را از اعضاي معرفي‌شده به مجلس حذف كند. اين‌گونه بود كه «حسين اسلامي» نماينده اصولگراي مجلس گفت: «كساني كه پشت پرده پيگيري‌كننده اين پيشنهاد بوده‌اند، الان به فكر افتاده‌اند كه فرد ديگري را جايگزين كنند.» بنابراين در نهايت او از وزارت نفت انصراف داد و پس از اين استعفا «خبرگزاري فارس» از سايت‌هاي خبري هوادار جريان اصولگرايي از قول يك منبع آگاه خبر داد كه انصراف محصولي به دليل پيگيري عناصر شاخص اصولگراي مجلس همچون «احمد توكلي، حسين فدايي و محمدرضا باهنر» بوده است. اين رفيق قديمي احمدي‌نژاد نه‌تنها در اين حد عليه‌اش توسط اصولگرايان سخن گفته شد، بلكه برخي ديگر به تفصيل درباره ساخت‌وسازهاي او و املاك تحت تملك‌اش در اقدسيه، سعادت‌آباد، ميرداماد، پاسداران، حسني‌كيا (در شمال كشور)، فرمانيه و شركت‌ها و كارخانه‌هاي خصوصي و حتي فعاليت در پيمانكاري‌هاي نفتي خبر دادند. او در كميسيون‌هاي مجلس در پي اين ادعاها حضور يافت و «ميلياردر بودن» خود را منكر نشد و صادقانه اموال خود را حدود 160 ميليارد تومان عنوان كرد و گفت: «آنچه كه امام امت از آن نهي كرده، خوي كاخ‌نشيني بوده و نه كاخ‌نشيني. بنده حاضرم تمام اموال خود را براي آرمان‌هاي انقلاب اسلامي هزينه كنم.» او همچنين ادامه داد: «ميلياردر هستم و طي سال‌هاي اخير خريد منازل قديمي، بازسازي آنها و فروش ابنيه بازسازي‌شده از فعاليت‌هاي بنده بوده است

با وجود دفاع محصولي از خود، اما فضاي حاكم بر مجلس تغيير نكرد و اصولگرايان همچنان مخالف وزير شدن او بودند كه اقدام به انصراف از تصدي وزارت نفت كرد. البته در اين دوره «تلخ»، احمدي‌نژاد يار قديمي خود را فراموش نكرد و حتي پس از انصراف او در جاي‌جاي اظهارات خود، دفاع از محصولي را گنجاند. او در مجلس پس از اين انصراف با تشكر از  «صادق محصولي» گفت: «ايشان از نيروهاي انقلاب است كه در طول انقلاب در حساس‌ترين مواقع جان خود را براي انقلاب به ميان صحنه آورده و همه‌جا با تمام وجود و صادقانه وارد شده است. ايشان ورودي سال 56 دانشگاه علم و صنعت است، در كوران انقلاب با ايشان آشنا شديم و از ابتداي انقلاب ايشان در انجمن اسلامي، جهاد، استانداري آذربايجان غربي، فرمانداري اروميه، سپاه منطقه پنج و راه‌اندازي تيپ ويژه سپاه پاسداران و راه‌اندازي لشكر ششم پاسداران و ده‌ها عمليات برون‌مرزي فرماندهي كرده است.» او ادامه داد: «با اتفاقاتي كه در تصميم‌گيري‌هاي كشور رخ داد، بخشي از نيروهاي انقلاب ترجيح دادند كه پس از جنگ، عرصه مديريت كشور را كنار بگذارند و در جايي ديگر خدمت كنند. ايشان وقتي وارد بخش خصوصي هم شد، فرد موفقي بود، يك انسان توانمند، ورزيده و پايبند به موازين انقلاب، بسيار باهوش و توانمند است. روزي كه من از ايشان خواستم به دولت بيايد، ايشان امتناع كرد و در نهايت به استخاره متوسل شد كه جواب منفي داد. ما از ايشان خواستيم [و به ايشان گفتيم] كه گزينه‌هاي مختلفي براي وزارت نفت داريم، اما نيازمند تحول عظيم در اين وزارتخانه هستيم.

وزارت نفت مملو از نيروهاي دلسوز، فداكار و انقلابي است و ما يك مدير انقلابي براي راس اين وزارتخانه مي‌خواهيم تا همه اين نيروها در خدمت خودكفايي كشور قرار گيرند و بالاخره ايشان با فشار ما پذيرفت.» رئيس‌جمهور به اين حمايت جانانه از محصولي قناعت نكرد و در پاسخ به انصراف محصولي نيز «مهرورزي» را به كار گرفت: «به‌رغم ميل باطني و اعتقاد به توانمندي، صداقت و سلامت شما با انصراف موافقم. اميدوارم هوشمندي شما زمينه‌ساز خدمتگري خدمت بيشتر دولت و همدلي بيش از پيش مجلس در اصلاح وزرات نفت و اجراي برنامه‌هاي اعلام شده باشد.» از سوي ديگر جلسه هيات دولت در آن زمان هم به ميدان «دفاع احمدي‌نژاد از محصولي» مبدل شد. رئيس‌جمهور در اين جلسه از محصولي به جهت اينكه با آبروي خويش به ميدان خدمت آمده و از دنياي خود به خاطر خدمت به مردم گذشت كرده عميقا سپاسگزاري كرد و گفت: «اين اقدام با هر نتيجه‌اي پيروزي است

او در تابستان 85 نيز حكمي را به دستان «محصولي» داد كه شايد كوچكترين اقدام رئيس‌جمهور در برابر يار و همراه هميشگي او بود، حكمي كه  اگرچه در گذشته اين حكم در دستان محصولي نبود، اما جايگاهش بسي بالاتر از اين حكم بود. اين حكم، حكم مشاورت رياست‌جمهوري بود. در اين حكم، رئيس‌جمهور خطاب به محصولي نوشته بود: «تجارب ارزشمند جنابعالي دوام، سازندگي و عمران كشور توام با اخلاص و تلاش مستمر در دوران دفاع مقدس و خدمت شايسته‌اي كه در اين عرصه و عرصه‌هاي مختلف داشته‌ايد، به انضمام تعهد و توانمندي‌ اجرايي، اقتضا مي‌كند كه از اين توان در خدمت به كشور و تعالي آن بهره گرفت، لذا جنابعالي را به عنوان مشاور رئيس‌جمهور منصوب مي‌نمايم

پس از انتصاب جديد محصولي و با خانه‌تكاني «هاشمي‌ثمره» مشاور ديگر رئيس‌جمهور از نهاد رياست‌جمهوري به وزارت كشور در جهت تصدي سمت معاونت سياسي، محصولي فقط در كنار احمدي‌نژاد ديده مي‌شد؛ در سفر رئيس‌جمهور به عمان، حضور در عزاداري مسجد جامع نارمك، عيادت از آيت‌الله فاضل‌لنكراني، جلسه استيضاح فرشيدي، وزير آموزش و پرورش، مراسم تجليل از خادمان و فعالان قرآني، ديدار با ايتام و… در كنار احمدي‌نژاد قرار گرفته بود و حتي در سفري به امارات قبل از حضور رئيس‌جمهور در اين كشور، نامه رئيس قوه مجريه را تقديم امير امارات كرد. البته او در كنار رئيس‌جمهور فقط حضور ندارد، بلكه در چند شوراي وابسته به رئيس‌جمهور نيز عرض‌اندام مي‌كند. محصولي در كميته بررسي عملكرد يكساله وزرا حضور داشت و اقدامات آنان را بررسي كرد. همچنين عضو هيات امناي مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست‌جمهوري در كنار افرادي همچون «مرتضي آقاتهراني، غلامحسين الهام، عباسعلي كدخدايي و…» است و به تازگي هم در شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه‌هاي رئيس‌جمهور كه خود در بخشي از اين نظرات موثر است، حضور يافته است.

البته در همان آغاز انتصاب او به سمت مشاورت، فعاليت محصولي به عرصه‌‌هاي انتخاباتي در انتخابات شوراي شهر دوره سوم متمركز شد. چرا كه رئيس‌جمهور در نبود هاشمي‌ثمره به دليل برگزاركننده اين انتخابات، تنها فرد مورد اعتماد او محصولي بود كه مي‌توانست نقش لابي‌گر خود را بار ديگر در جريان اين انتخابات پررنگ كند و به ديدار سران اصولگرا برود و حرف و حديث چينش كانديداهاي اين انتخابات را با آنان مطرح كند. او با وجود آن انتقادات تند عليه‌اش در ميان اصولگرايان در مجلس به نمايندگي از رئيس‌جمهور رفت، اما آنقدر ادعا و پيشنهاد مطرح‌شده را سنگين كرد كه سران اصولگرا ناخرسند از اين جلسه، ديگر اجازه لابي‌هاي مجدد براي انتخابات شوراها ندادند.

محصولي در همان دوره، زماني كه با خبرنگاران روبه‌رو شد با ناميدن خود به عنوان «مشاور عام رئيس‌جمهور» اقدامات انتخاباتي خود را رد نكرد و با وجود اظهارنظر در مورد سمت مشاورتش، در برابر اين پرسش كه «آيا شما مشاور و نماينده رئيس‌جمهور در انتخابات شوراها هستيد؟» سكوت كرد و با علامت دست نشان داد كه نمي‌خواهد در اين ارتباط سخن بگويد.

منبع : وبلاگ آذر

 

 

تورو خدا براش توضیح بدین

«حفظ اعتقادات، مقدم بر تامین نان و آب است»…

این جمله اون قدر از دهان صفار خان هرندی در آمدنش بدیهی است که دیگر این ساعت سه صبحی حوصله نوشتن هیچ مزخرف مشابه اش را ندارم. شما خودتان بعدن جای نقطه چین را پر کنید:

 

جناب صفار هرندی وزیر محترم رفاه!

…………………………………  …………….  …………………   ……………. 

ای بابا حرف زشت نگووو، یارو و  زیییره ها!