این بهار و آن خزان، هر دو جان سوزند!

داشتم در بین سرگیجه تماس با ایران که به یمن مخابرات ما چیزی در حد مک لارنه، دیدی هم یواشکی به خبرگزاری های وطنی می زدم که چشمم به مراسم تودیع برادر جان برکف عوضعلی کردان و ظهور آقای صادق محصولی افتاد. چیزی که در عکس ها برایم جالب بود. اعتماد به نفس هر سه این ها بود. آقای احمدی نژاد که انگار به میهمانی شام هوگو چاوز دعوت شده بود. آقای کردان که انگار از پای سریال سکس ان د سیتی بلند شده بود و صادق خان که صلابتش مرا یاد فیلم صادق خان دوران نوجوانی ام می انداخت: فاتح!

16_8709021559_l600

اما این دوستان هیچ کدام دچار شرم نبودند. این که آقای رئیس جمهوری با انتخاب اصلح اش آبرو برای دستگاه خودش نگذاشته بود و کردان هم با افتخار احتمالن رونوشت های برگه دادگستری ساری اش همه جا شده بود سوژه و این که وزیر جدید هم یکی از بساز و بفروش های توووپ رانتی است، برای همه آن ها گویی بسیار عادی است و هیچ صورت قبیحی ندارد. آن ها با رویی شاد هیچ ذهنشان درگیر نیست که به مردم چه گفته اند و چه خواهند گفت.

28_8709021559_l600

نکته ویژه ای هم از محمود احمدی نژاد در سمینار استانداران شنیدم که به میزان زیادی بر لطف جریان می افزاید: از این پس با کسی تعارف نداریم رو در روی همه هم می ایستیم. ملاک ما برای انتخاب کاربری و روحیه انقلابی است. (نقل به مضمون)

با این احتساب تکلیف شما دوستان مدعی در قوه مقننه هم روشن شد. 

بفرمایید بروید کشکتان را بسابید. به قول مشهدی ها: همی که هس، مخین بخین، نمخین نخین!

19_8709021559_l600

Advertisements

One thought on “این بهار و آن خزان، هر دو جان سوزند!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s