آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه‌‌دان شما پاره شود

این از دیالوگ های رئیس جمهوری بود نمی دانستم باید بخندم یا گریه کنم.

کم کم همه دارند منجی می شوند، ظاهرن پیامبران در راهند

معمول در گذشته ما یک مانی می شناختیم و چند پیامبر غیر استاندارد دیگر که دست کم بنا بر اذعان تاریخ نگاران در سیمای آن ها یلخره آن چه که مدعی بودند، پیدا بود. اما این روزها دارم می بینم تعداد مدعیان نبوت و امامت و نیابت، روز به روز افزوده می شود و هر یک پیام ظهور شان را که به یمن انترنت به دست امت شان می رسانند و به بنده گان ناچیز خدا ابلاغ می کنند. 

این جنون که به نظرم می رسد هر روز هم دارد افزون می شود نشانه هایی اجتماعی دارد. در واقع در هر دوره که مردم دچار فقر و تنگدستی و بی هویتی می شوند این مدل افراد که خود باور هم دارند پیامی الهی دارند زیاد می شود.

مثلن به این یکی توجه کنید:

به گزارش «جهان»، در پي طرح ادعاي خدايي از سوي يك شهروند خوزستاني، تعدادي جوان با گرويدن به اين فرقه ساختگي، به عبادت و پرستش اين شخص روي آورده‌اند. اين شخص كه «ع.غ» نام دارد و به «صائد» معروف شده است از مدتي پيش با مطرح‌كردن خود به عنوان خدا و آفريننده انسان‌ها، به فريب مردم و به‌ويژه جوانان عرب‌زبان خوزستان روي آورده و به بهانه‌هاي مختلف آنان را براي پرستش، گرداگرد خود جمع مي‌كند. 
اين در حالي است كه طرح ادعاي خدايي از سوي افراد مدعي تا كنون بسيار كم‌سابقه بوده و مدعيان معمولاً با در نظر گرفتن سطح شعور فريب‌خوردگان، تنها به طرح ادعاي ارتباط دائم با امام مهدي(عج) يا برانگيختگي به عنوان پيامبري جديد اكتفا مي‌كردند. در فيلمي كه اخيرا در گوشيهاي تلفن همراه بلوتوث مي شود فردي حدودا 40ساله كه سر و صورتي تراشيده و كاملاً بي‌مو دارد ادعاي الوهيت و خالقيت و در عين حال قيافه‌اي مضحك دارد. 

خوب دوست کچل هم برای خودش مریدانی دارد. اما این یکی دیگر هم که هر از گاهی برای ملت همیشه در صحنه پیام می دهد که ظهورش نزدیک است:

 

2dllojo

این هم مدل دیگرش است. اما یکی دیگر که برایم جالب تر بود این دختر خانم است که نشان می دهد اوضاع خراب تر از این حرفاست، این بنده مومن خدا که بر روی وب لاگش رو هر چی کلید راست می کنی یه پنجره باز می شود که می نویسد؛ متاسفم! قبل از همه این را به تو هشدار می دهد:

ی .سلام اینجا یک وبلاگ عادی نیست وبلاگ کتایون خادم وخاتم پیامبربزرگ اسلام می باشد که تا ابد تایید کننده محمد(ص) به عنوان آخرین پیامبر جهان تا ابد است پس موردنظر خداوند است و با دقت مطالب آنرا بخوایند و از موهبت ها وثروت کلانی که خداوند در کنار کتایونی برای شما قرار داده است استفاده ببرید .دقت کنید حتی به شوخی و امتحان نیز به مطالب وشخصیت صاحب این وبلاگ توهین نکنید زیرا دچار عذابهای بدی می شوید که نجات از آن برای شما غیر ممکن است پس بر علیه جوانی و زندگی خود روش نادرست را در پیش نگیرید که مبتلا به گرفتارهای بیشمار خواهید شد . به وبلاگ کتایون کدخدایان خوش امدید بازدید کننده عزیز برای ملاقات حضوری با کتایون می توانید هر ساله به مدت ی یک روز در نمایشگاه بین المللی او را ملاقات کنید در این وبلاگ یک واقعه بزرگ تاریخی روی داده است که برای متوجه شدن از نوع این رویداد شگفت انگیز لطفا کلیه مطالب این وبلاگ را در قسمت ارشیو سمت راست وبلاگ از بالا تاپایین بخوانید تا ازچگونگی این واقعه تاریخی که نزول عذاب الهی بر کشور امریکا است که به شکلی شگفت انگیز این واقعه به خواست و لطف خداوند وصل به کتایون گشته است برای نجات ایران و مرزهای آن از دست ابر قدرتهای جهان موفق باشید ید (مطلب عینن کپی شده و این دوست جوان پیامبر ما حتا آن را غلط گیری هم نکرده)


بله و به شما توضیح می دهد که چه وظیفه خطیری بر عهده اش است. (متن این بنده خدا نواری بود و می یاد و میره ظاهرن اگه بخواین دوباره بخونید صفحه را باید ریفرش کنید و یا صبر کنید)
به نظر می رسد این شرایط نیاز به ارزیابی کارشناسی دارد. آسیبی که از درون جامعه بر اساس نیاز انگیخته شده. گاهی ارضای مادی و گاهی معنوی. البته اعتقاد دارم در دیگر ولایات هم کم نیست فرقه داویدیان ها را یادتان هست در امریکا؟ یا کلیسای یهوه و از این دست، اما این ها کمی با آن داستان ها فرف می کند.
این ها را خطر بالقوه بدانید آقایان، البته به نظرم با روش سازی و نه برخورد به روش گیس و گیس کشی. این ها شاید بیمارانی باشند که خود از دردشان بی خبرند. اما به هر حال جامعه ای را دارند بیمار می کنند.
پ.ن: البته در جامعه ای که آدم گنده هاش دور سرشان هاله نور ببیند چندان هم نمی شود از کتایون خانم خرده گرفت.

این بهار و آن خزان، هر دو جان سوزند!

داشتم در بین سرگیجه تماس با ایران که به یمن مخابرات ما چیزی در حد مک لارنه، دیدی هم یواشکی به خبرگزاری های وطنی می زدم که چشمم به مراسم تودیع برادر جان برکف عوضعلی کردان و ظهور آقای صادق محصولی افتاد. چیزی که در عکس ها برایم جالب بود. اعتماد به نفس هر سه این ها بود. آقای احمدی نژاد که انگار به میهمانی شام هوگو چاوز دعوت شده بود. آقای کردان که انگار از پای سریال سکس ان د سیتی بلند شده بود و صادق خان که صلابتش مرا یاد فیلم صادق خان دوران نوجوانی ام می انداخت: فاتح!

16_8709021559_l600

اما این دوستان هیچ کدام دچار شرم نبودند. این که آقای رئیس جمهوری با انتخاب اصلح اش آبرو برای دستگاه خودش نگذاشته بود و کردان هم با افتخار احتمالن رونوشت های برگه دادگستری ساری اش همه جا شده بود سوژه و این که وزیر جدید هم یکی از بساز و بفروش های توووپ رانتی است، برای همه آن ها گویی بسیار عادی است و هیچ صورت قبیحی ندارد. آن ها با رویی شاد هیچ ذهنشان درگیر نیست که به مردم چه گفته اند و چه خواهند گفت.

28_8709021559_l600

نکته ویژه ای هم از محمود احمدی نژاد در سمینار استانداران شنیدم که به میزان زیادی بر لطف جریان می افزاید: از این پس با کسی تعارف نداریم رو در روی همه هم می ایستیم. ملاک ما برای انتخاب کاربری و روحیه انقلابی است. (نقل به مضمون)

با این احتساب تکلیف شما دوستان مدعی در قوه مقننه هم روشن شد. 

بفرمایید بروید کشکتان را بسابید. به قول مشهدی ها: همی که هس، مخین بخین، نمخین نخین!

19_8709021559_l600