اعدام نمی‌شوند، آن‌ها را قصاص خواهیم‌کرد…

در گفت‌و‌گو با محمد‌اولیایی‌فرد وکیل‌دادگستری

اردوان روزبه

a.roozbeh@radiozamaneh.com

 منبع رادیو زمانه

برخلاف بخشنامه‌ی چندی پیش قوه‌ی قضاییه‌ی ایران در خصوص تخفیف مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال، چند روز پیش دادگستری کل استان اصفهان از اعدام نوجوانی که در سن ۱۷ سالگی مرتکب قتل شده بودخبر داد.

این نوجوان افغان به جرم قتل یک هم‌وطنش به اعدام محکوم و صبح چهارشنبه هشتم آبان در محوطه ی مرکزی زندان اصفهان به دار آویخته شد. درست اولین اعدام بعد از این بخش‌نامه.

محمد اولیایی‌فرد مدیرمرکز مطالعات نقض حقوق‌بشر در ایران و وکیل دادگستری در مورد بخشنامه‌ی جلوگیری از اعدام نوجوانان در ایران و اعدام روز چهارشنبه‌ی گذشته درزندان اصفهان به زمانه توضیح داده است.

 

بعد از اعلام بخشنامه‌ی قوه‌ی قضاییه دال بر «مجازات‌های زیر ۱۸ سال منجر به اعدام نخواهد شد» روز چهارشنبه‌ هشتم آبان‌ماه در اصفهان شاهد اعدام نوجوانی بودیم که در سن ۱۷ سالگی دست به قتل زده بود. شما تناقض در این قضیه می‌بینید؟

 

اخیراً اعلام شد که ریاست قوه‌ی‌قضاییه‌ی ایران بخشنامه‌ای در خصوص منع اعدام افراد زیر ۱۸ سال و یا صدور احکام غیر اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را صادر و احکام اعدام را متوقف کرده است که این با خرسندی حقوقدانان مواجه شد.

 ولی این خرسندی چندان دوام نیاورد به خاطر این که مقامات قضایی بلافاصله اعلام کردند که قصاص  از موارد این بخشنامه خارج است.

 

بنابراین وقتی که قصاص از این بخش‌نامه خارج باشد و از آن جایی که عمده اعدام‌های ایران در مورد قصاص است، بنابراین این با وجود این بخش‌نامه هم شرایط هیچ تفاوتی با گذشته از نظر ماهیتی ندارد. چون مساله‌ی قصاص را خارج از این بخشنامه دانسته‌‌اند.

همان‌طور که مکراراً به قوه‌ی قضاییه اعلام کردیم با توجه به ماده‌ی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک که در سال ۷۲ به تصویب مجلس ایران رسیده است و همچنین بند ۵ از ماده ی ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که طبق ماده‌ی ۹ قانون مدنی فراتر از قانون و در حکم قانون به این میثاق‌ها محدود می شود و در این میثاق‌ها و مواد جلوگیری از اعدام کودکان و افراد زیر ۱۸ سال آمده است، بنابراین ما هم‌چنان این اعدام‌ها را غیر قانونی می‌دانیم و بنده بنابر نامه‌ای که به قوه‌ی قضاییه نوشتم این اعدام‌ها را جنایت علیه بشریت تلقی می‌کنم و خواستاراین هستم که قوه‌ی قضاییه هر چه سریع‌تر از قصاص افراد زیر ۱۸ سال جلوگیری کند.

 

از سویی بهانه‌ی مسوولان قضایی در مورد اعدام افراد زیر ۱۸ سال و صدور احکام مرگ برای افراد زیر ۱۸ سال، دو مورد است یکی حق شرط ایران در کنوانسیون حقوق کودک و هم‌چنین می‌گویند: ما قصاص می‌کنیم ولی اعدام نمی‌کنیم.

 

در حالی که ما پاسخ دادیم که حق شرط زمانی که با مفاد، روح و اهداف یک کنوانسیون  مخالف باشد باطل است. بنابراین به همین دلیل است جامعه‌ی بین‌المللی به ایران فشار می‌آورد که شما کنوانسیون حقوق کودک را امضا کرده‌اید پس چرا به آن پایبند نیستید.

 

آقای اولیایی‌فرد،شما مدیر مرکزی هستید تحت عنوان  «مطالعات قوانین نقض حقوق‌بشر در ایران» می‌توانید توضیح بیشتری در مورد این مرکز، ماموریت‌ها و برنامه‌های کاری آن به ما بدهید؟

 

این مرکز در واقع مرکز مطالعات قوانین نقض حقوق‌بشر است. ما قوانینی که قبلاً تصویب شده و هم‌چنین قوانینی را که بعداً تصویب خواهد شد و یا مصوباتی که انجام می‌گیرد و یا بعداً به شکل قانون در می‌آید و یا در حکم قانون است را مورد ارزیابی و مطالعه قرار می‌دهیم و چنان‌چه با اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و هم‌چنین با میثاق های بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین میثاق مدنی تعارض داشته باشد و اساساً با حقوق بشر که در دنیای امروز شناخته شده است، مغایر باشد را اعلام می‌کنیم که این مواد بر چه اساسی مغایر  با موازین حقوق انسانی است و سعی می‌کنیم که با انتشار این بیانیه‌ها از مقامات بخواهیم که آن را اصلاح کنند و قوانین در جهت تطبیق با حقوق انسانی و حقوق شهروندی مردم تنظیم شود.

 در صورتی که این کار انجام نشود، به شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد در مورد این مسایل گزارش خواهیم داد.

 

وقتی اشاره می‌کنید قوانین ناقض حقوق بشر در ایران به این معنا است که ما قوانینی یا مواردی را داریم که به آن برخورد کرده ایم. آیا تعداد این قوانین زیاد است؟

 

ما جلساتی داریم و تک به تک مواد قانونی را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم که اعلام آن‌ها در وقت این گفت‌و گو نمی گنجد.

 

اما به طور کلی بله، در قانون مجازات اسلامی فعلی بسیاری از مواد مخالف حقوق بشر است. همین‌طور در قانون مدنی و آیین دادرسی‌های‌مان. ولی عمده ‌قوانینی که به آن‌ها می‌توان اشاره کرد که ناقض حقوق بشر است، مربوط به قانون مجازات اسلامی است.

 

 

 

 

من می فهمم پدر عشاء مومنی چه می گوید

بعد از دستگیری عشا مومنی در ایران آنهم به دلیل سبقت غیر مجاز با یکی از فعالان این کمپین در کالیفرنیا گفت و گو می کردم. دو نکته در صحبت اش برایم قابل توجه بود. اول آن که دلیل این که رسانه ها دیر از این دست گیری مطلع شده بودند امید پدر و مادر عشاء به آزادی زود هنگام او بوده است و وعده انتظار این که مسوولان از آن ها خواسته بودند که با رسانه ای نکردن آن به آزادی زودترش کمک کنند و بعد این که روجا بندری، یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا می‌گفت: «دادگاه انقلاب به خانواده‌ی عشا اعلام کرده است که فعلن دنبال عشاء نیایید و اگر خبری شد خودمان شما را مطلع می‌کنیم».

این روزها می شنوم که در رسانه ها اشاره می شود که پدر عشاء، غلامرضامؤمنی روز جمعه، ۱۶ آبان (۶ نوامبر) در گفت‌وگو با خبرنگار ایرناگفته است: «من از فعالیت‌های غیر قانونی دخترم بی‌خبر بودم. اما اکنون متوجه شده‌ام که کار او غیر قانونی بوده است. آقای مؤمنی همچنین افزوده: «وقتی متوجه غیر قانونی بودن فعالیت‌های دخترم شدم به دلیل عصبانیت نسبت به فعالیت‌های وی، من و مادرش نخواستیم با او ملاقات داشته باشیم.»

 

esha-momeni01

 غلامرضا مؤمنی اظهار امیدواری کرد که مسوولان جمهوری اسلامی با توجه به «رأفت» و «رحمتی» که دارند، به خوبی در مورد دخترش قضاوت کنند.

این را بیشتر روایت عشق یک پدر به فرزند می دانم. وقتی اسیری فرزند زخم بر جان می زند. به هر چه که بگویند رضا دارد. به گفتن هر حرفی که خون بر دل می کند. 

برای گفتن: من و مادرش نخواستیم با او ملاقات کنیم… را درک می کنم، چه ممکن است بر سر پدر آمده باشد. این برائت ها و ندامت ها، همه اش برای همان دو کلمه آخر است: «رأفت» و «رحمتی» که دارند… دیگر این برای همه عادت شده که وقتی دستگیر می شوند خودشان و اطرافیانشان بفهمند چقدر گناه کار بوده اند.

حرف از «رأفت» و «رحمتی» است که این روزها پشتم را می لرزاند. راهش این نیست. به همه دوستانی می گویم که رحمت را با قاشق می خواهند به خورد بدهند.