خوردن م م ه و عوارض جانبی آن…

 

این مطلب به نقل از وبلاگ شیر برنج است. دوست عزیز زیر سن قانونی (البته نه از نظر قانون جزای ما چون اونجوری میشه دخترای نه ساله و پسر های سیزده ساله) منظورم از لحاظ عرفی، یعنی هجده سال است. لطفن نخون. اوهوی ی ی دامون با توام ها!

 

چند شب پيش توی اتوبوس نشسته بودم. ماشين خلوت بود و به جز من و آقايی که دو سه رديف پشت سرم بود، چهار تا مرد هم روی رديف های آخر کنار هم نشسته بودند، مشغول خوش و بش و بگو و بخند بودند. هوا تاريک شده بود نمی تونستم روزنامه ای رو که دستم گرفته بودم بخونم. حوصله ام سر رفته بود و مونده بودم چکار کنم؟ توی همين فکرا بودم که صحبت های چند نفری که انتهای اتوبوس نشسته بودند توجه ام رو جلب کرد. يارو داشت يه چيزی رو با لهجه غليظ ترکی واسه اون سه تای ديگه تعريف مي کرد:

چند شب پيش يکی از رفيقام نزديکی غروب داشت از مسافرکشی بر ميگشت خونه، طرفای جاده مخصوص چشمش ميفته به زن و مرد جوونی که کنار جاده منتظر ماشین ايستادن. نگه مي داره و سوارشون مي کنه. هنوز خيلی نرفته بودن که مرده به راننده ميگه: ببينم واسه امشب خانوم مي خوای؟ راننده گفته کيه؟ مرده اشاره ای به زنی که توی ماشين بود مي کنه و مي گه اينه، بيست هزار تومن. خلاصه چک و چونه مي زنن تا اين که آخرش به ده هزار راضی مي شن. مرده وسط راه پياده مي شه و راننده هم زنه رو ميبره خونش. خلاصه چه درد سرتون بدم؟ دختر رو ميبره تو رخت و خواب و شروع مي کنه به امورات نابجا، در همین حین داشته سينه های دختره رو مي خورده که مي بينه سرش داره گيج مي ره و ديگه چيزی نمي فهمه. وقتی به هوش مياد مي بينه افتاده روی تخت و تمام خونه و زندگی و ماشينش رو بردن. مي فهمه که دختره يه چيزی به خودش ماليده بوده که بيهوش شده.

پا مي شه ميره کلانتری که شکايت کنه، اما روش نمي شده به يارو بگه که چه غلطی کرده. به افسره مي گه مرده مي خواسته جايی بره، گفته من زنشو ببرم دو سه ساعتی پيشم باشه تا بياد دنبالش. اونم تو چاييم يه زهر ماری ريخته که از حال رفتم. اینو که می گه افسر نيشش تا بناگوش باز مي شه، مي گيره لپ ياره رو مي کشه مي گه: راست بگو بينم پدر سوخته تو هم  م م ه خوردی؟

 

پ.ن: من از درج این نوشته چند منظور داشتم که در نهایت منتهی به چند نتیجه اخلاقی می شه.

نکته اول این که: سعی بفرمایید همیشه از کالای استاندارد و تاریخ نگذشته استفاده کنید تا خطر مسمومیت تهدیدتون نکنه.

دوم این که: وقتی خوردین زیاد نخورین اول مز مزه کنین یه وقت توش زهر مار نداشته باشه.

سوم: از این تشخیص حرفه ای افسر مربوطه بیشتر حال کردم تا این بنده نابجای خدا.

چهارم: خوب پدر جان این همه جاهای معتبر هست که تازه روش جایزه هم می دن. یکی بخر دو تاببره! تو هم وسط راه چیز گیر آوردی.

پنجم: کاشکی برخی از دوستان از تویسرکان زحمت می کشیدند برای جوانان ناشی دوره ای را برگزار می کردند که خوردنی های مسموم را تشخیص بدهند و کمی چیز فهم تر بشوند.

 

About these ads

10 نظر برای “خوردن م م ه و عوارض جانبی آن…

  1. باریکلا آقای اردوان! شما الان مروج جاهای معتبر با جایزهء روش هستی؟ همهء آقایون به این شکل کالاشناس هستند؟ احسنت به شما آقایون با این همه اندیشه و تدبیر اقتصادی و امنیتی و…. امیدوارم آخرش سر بعضی دوستان کلاه نره و جنس تاریخ مصرف گذشته نصیبشون نشه…. اگرچه آقایون نشون دادند که…..

    پاسخ
  2. هم رقمه دیده بودیم ولی این مدلشو نه . طرف مغز توپی داشته فکرش به کجا رسیده دست گذاشته رو نقطه ضعف ایرانی جماعات . کلی خندیدم

    پاسخ
  3. یک موعغی هرکش ایدز می گرفت باید هزار تا قسم و ایه می آورد تا ثابت کنه راه خطا نرفته و از شانس بد تو مطب دندانپزشکی این مرض را گرفته. آخرش هم هیچ کس باور نمیکرد. حالا درد هم که خونه آدم را میبره باید اول ثابت کنی ممه نخوردی! بعد اگه کسی باورش شد سرت را بالا بگبری.

    پاسخ
  4. من اینو تو اتوبوس از دختری شنیدم
    که می گفت دوستاش اینکارو می کنن
    و سراغ طلافروشی می رن
    دختره خیلی ..بلا و زبون دار …

    وقتی گفت چیکار می کنن تا جیب مردای پیر پولدار رو تو مغازه هاشون خالی کنن جای شگفتی داره
    چرا همه این چند سالی در دزدی نخبه شدن و البته موندگار در ایران
    دنیا خواهان این نخبه ها نیست موندن رو دستمون

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s