یک دلاری هزار تومانی

زمان حکومت رونالد ریگان بود. پدر بزرگ مهربونی داشتم که حس وطن پرستی شدیدی داشت. ایام عید می رفتیم تهران خونشون و اون روزها بحث های سیاسی و از این جور دوکون دستگاه ها خیلی باب بود. یه روزی داییم آمد خونه و برگشت به جمع گفت: امروز دو تا صد تومانی دادم یه دلار گرفتم! ملت که برق از سه جا شون در رفته بود. داشتند می گفتند که این یکی دیگه اووووو…

داییه بعد برگشت گفت: تازه می گن ریگان یه جایی تو یه دستش هزار تومانی گرفته وتو یه دست دیگش یه دلاری و خلاصه گفته یه روزی …(اون روزا یادم میاد این داستانه خیلی دهن به دهن می شد، نمیدونم از خشتک کی هم در آمده بود). القصه بابابزرگ من که دایی ام داشت این داستان رو می گفت رگ های گردنش شده بود مثل طناب که: قرمساق های آمریکایی به اول و آخر پدرشون می خندن که یه دلار پزرتیشون بشه هزار تومان، اون روز رو به قیامت هم نمی بینن. خلاصه جنگ مغلوبه شد و جمع به این اتفاق نظر رسیدند که دایی جان داره دیگه زیاده روی می کنه و به این اغراقیات تابیدند و توپیدند که همین الانش هم دلار دویست تومانی بیشتر یه کابوسه کسی تحمل بیشترش رو نداره.

پدر یزرگ دو سال بعد، از سرطان جان سالم به در نبرد. دایی رفت از ایران. دیروز بهم زنگ زد احوال پرسی و این حرفا. آخه دلار شده بود هزار و ده تومان. راستی آخرالزمان هم نشد.

2 دیدگاه برای «یک دلاری هزار تومانی»

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s