چانه مزن چانه مزن عمرن

یه قل دو قل (3) – طنز مشترک با جواد زهتاب

 

گفتی شاید گفتم حتماً

گفتی حتما ؟ گفتم قطعاً

 

گفتم آذر گفتی اسفند

گفتم آبان گفتی بهمن

 

گفتم بندر گفتی ساری

گفتم کابل گفتی لندن

 

گفتم ویلا گفتی با تو

گفتی ماشین گفتم با من

 

گفتم هدیه گفتی ای ول

گفتم چادر گفتی دامن

 

گفتی هیبت ؟ گفتم رستم

گفتم هیکل ؟ گفتی مانکن

 

گفتی گلزار گفتم افشار

گفتم گلپا گفتی سوسن

 

گفتم جوجه گفتی بره

گفتم سینه گفتی گردن

 

گفتم بن بست ؟ گفتی کوچه

گفتم چشمم گفتی روشن

 

گفتم حجره گفتی منزل

گفتم هستن گفتی باشن !

 

 

گفتم قیمت ؟ گفتی بالا

گفتم نسیه ؟ گفتی نقدا

 

گفتم سفته گفتی نه چک

گفتم ملت گفتی مسکن

 

گفتی عرفاً گفتم شرعاً

گفتی دائم گفتم عمراً !

 

گفتم لجباز گفتی علاف

گفتی الدنگ گفتم لمپن

 

 گفتم یابو گفتی انتر

گفتی نامرد گفتم ایضاً

 

  هی تو گفتی هی من گفتم

تا با پاترول ما رو بردن !

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s